مفهوم هموارسازی سود، انواع هموارسازی سود، ریسک غیرسیستماتیک


 

s RMt= بازده همه سهامهای بازده برای دوره t
et= اشتباه تصادفی در فرایند برای دوره t.
این مدل به نام مدل بازار شناخته شده است. مهمترین فرض مدل بازار این است که تغییرات در یک سهام منفرد ناشی از عواملی است که بر کل بازار تاثیر میگذارد. وقتی بدره سهام تشکیل میشود. ریسک غیرسیستماتیک حـــــذف شده و ریسک سیستماتیک باقی میماند.
طبق تعریف، بازده تعدیل شده براساس ریسک عبارت است از تفاوت بین بازده واقعی یک دارایی و بازدهی ناشی از نوسانات بازار آن دارایی (ضریب بتا). از این رو تئوریسنهای بازار، نوسانات بازار را با ریسک برابر میدانند. بازده تعدیل شده براساس ریسک را ضریب آلفا نیز مینامند. نام آلفا از حرف a در معادله خطی y=a+bx گرفته شده است(بال و شیواکامر، 2005).
غالباً معیار عملکرد تعدیل شده براساس ریسک برای مقایسه سرمایه گذاریهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. معیاری که در حال حاضر در موسسات مشاوره سرمایهگذاری مانند مورنینگ استار یا میکروپال به کار گرفته میشود. این معیار معمولاً بازده میانگین را برای سطح ریسک آن سرمایهگذاری تعدیل میکند.(بال و شیواکامر، 2005).
2-2-2 بازده غیرنرمال
برای آنکه بازده غیرنرمال را در بلندمدت اندازهگیری کنیم گام اول این است که بازده نرمال را تعریف کنیم. در مدلهای هنجاری قیمتگذاری دارائیها شواهد کمی برای نحوه تعریف بازده نرمال بلندمدت دارند. آزمونهای بازده غیر نرمال بلندمدت براساس دو رویکرد طبقهبندی میشوند:
رویکرد سریهای زمانی؛
رویکرد عرضی.
«کتاری» و «وارنر» (1996) مدل بازار، CAPM و مدل سه عامله فاما – فرنچ را به عنـــوان مدلهای سریهای زمانی طبقهبندی کردند. هنگام کاربرد این مدلها یک خاصیت مشترک وجود دارد:
پارامترهای آنها باید در دوره ای غیر از دوره نمونــه برآورد شود. فرض اصلی این مــــدلها این است که این پارامترها تغییر نمیکنند. هنگامی که محققان بازده غیرنرمال را برای دورهای بیش از پنج سال مورد بررسی قرار میدهند این پیش فـرض مخدوش مــــیگردد(لاتریدس، 2010).
تعداد زیادی از محققان از یک بدره مبنا یا بدره مشابه برای محاسبه بازده مورد انتظار استفاده میکنند. این رویکرد را رویکرد عرضی مینامند. برتری این رویکرد این است که نیازی به اطلاعات تاریخی برای تخمین پارامترها ندارد. پیش فرض اصلی این رویکرد عبارت است از اینکه بدره مشابه در همه خواص با بدره ما یکسان است(کریشنهیتز، 2004).
برای هر ماه، بازده غیرنرمال هر سهم با کسرکردن بازده مورد انتظار از بازده واقعی به دست میآید. میانگین بازده غیرنرمال همه سهامهای آن بدره در آن ماه، بازده غیرنرمال آن ماه بدره را تشکیل مــــیدهد. این بدره هرماه مورد بازبینی قرار میگیرد و همان مراحل برای محاسبه بازده غیرنرمال بدره تکرار میگردد(مرادی، 1387).
2-2-3 مفهوم هموارسازی سود:
یکی از مباحث مهم مدیریت سود، هموارسازی سود میباشد. به طور کلی هموارسازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شرکت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینهها و درآمدها و یا به حساب گرفتن هزینهها یا انتقال آنها به سالهای بعد به طوری که باعث شود شرکت در طول چند سال مالی متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است که شرکت را در نظر سرمایهگذاران و بازار سرمایه با ثبات و پویا نشان دهد. تعاریف متفاوت وتقریبا مشابهی از هموارسازی سود به شرح ذیل ارائه شده است.
1- هموارسازی سود، فرآیند دستکاری زمان شناسایی درآمدها یا درآمد گزارش شده است تا جریان سود گزارش شده، تغییر کمی داشته باشد، مادامی که درآمد گزارش شده را در بلندمدت افزایش ندهد(چانی و دیگران، 2009).
2- هموارسازی سود که نوعی دستکاری حساب تلقی میشود بمنظور ایجاد نرخ رشد ثابت سود پذیرفته و شرکتها از طریق ایجاد مقرراتی تنظیم جریان سود را در مسیر کاهش انحراف آن انجام میدهند.
3- اکثرمحققین براین باورند که انحراف سود با ریسک مرتبط بوده واگر انحرافی در سود ایجاد شود برداشت سهامداران از ریسک شرکت متفاوت خواهد بود. محققین از سال 1968 تا سال 1987در تحقیقات خود مفاهیم متفاوتی را ارائه نمودهاند که همگی در یک تعریف مشترک بودهاند(سمائی، 1382).
«نوسانات عمده سود از یک عمل عمدی مدیریت که در جهت اهداف ذهنی مدیریت انجام می پذیرد»
2-2-4 انواع هموارسازی سود