مقاله رایگان با موضوع اختلالات رفتاری، بزهکاری اطفال، پرخاشگری، ناخودآگاه

باشد ، مقوله جداگانه و متاثر از عوامل خارجی و بیرونی بوده ؛ از مهمترین آنها می توان به عوامل تربیتی اشاره نمود که به طور مفصل در فصل جداگانه ای مورد بررسی قرار خواهد گرفت .در اینجا به طور مختصر به سایر عوامل خارجی مؤثر و تأثیر گذار در بزهکاری اشاره خواهد شد.
الف) علل اجتماعی :
بسیاری از افرادی که ذاتاً استعداد و آمادگی ارتکاب بزه را دارند ، اگر در وضع اجتماعی مناسبی قرار گیرند و خوب تربیت شوند، مرتکب بزه نخواهند شد. اطفال تحت تأثیر همه ی عوامل موجود در اطراف خود رشد می کنند و همه ی عواطف و واکنش ها و حالات مزاجی و غذایی و مدرسه و معلم و معاشرت با دوستان و شرکت در تفریحات و امور اجتماعی مختلف دیگر در تکوین شخصیت طفل مؤثر هستند و محیط نامناسب نیز ممکن است از بروز استعدادهای ذاتی وی جلوگیری و باعث انحراف وی شود . عوامل اجتماعی مؤثر در بزهکاری اطفال بقرار اَتی می باشد .82

3-4-1)محیط خانوادگی :
وضع خانوادگی رابطه ی مستقیمی با علل بزهکاری اطفال دارد . طفل دراوان کودکی از رفتار و حرکات اطرافیان تقلید می کند. نفاق ، اختلاف و ناساز گاریهای محیط خانوادگی ، مشاجره ی دایمی افراد خانواده علی الخصوص والدین ، رفتارهای خشونت آمیز آنان با کودکان تأثیر منفی درروان کودک گذاشته و وی را دچار اضطراب و نگرانی نموده و آرامش روحی وی برهم خورده و این ناراحتی ها باعث سرکشی و عصیان در مقابل مقررات و قوانین اجتماعی شده و می تواند باعث نقض قانون و بزهکاری وی شود. نقش عوامل دیگر خانوادگی مثل طلاق ، باعث محرومیت طفل از عواطف و محبتهای اولیا شده و باعث افسردگی و لجبازی و تمرد از فرامین اولیا و دیگران و بالاخره ارتکاب جرایم در وی می شود.
همانگونه که مهر محبت والدین غذای روحی و روانی کودک است ؛ محروم نمودن وی از این امتیاز سبب فراری شدن وی از محیط خانوادگی و روی آوردن وی به محیط خارج ازمنزل شده و تبهکاران حرفه ای و سودجویان با استفاده از این نیاز راه نفوذ براطفال را یافته و به طریق ابراز محبت و در جهت رفع کمبود محبت در کودکان و اطفال سبب بزهکاری آنان را فراهم می سازند. کثرت اولاد و تعداد اعضای خانواده و عدم تمکن مالی و قدرت اقتصادی از عوامل عدم رسیدگی و توجه به وضعیت تعلیم و تربیت کودک و نهایتاً موجب انحراف آنان شده و سبب ارتکاب جرم می گردد. محبت و توجه زیادی ، فرزند منحصر به فرد بودن ، توجه بیش از حد و محبت زیاد والدین نسبت به یکی از فرزندان از موانع کمال شخصیتی کودک و نهایتاً ایجاد نفرت و حسادت از عوامل تأثیر گذار در هدایت فرزاندن به سمت بزهکاری می باشد .
3-4-2)مسکن :
وضعیت نامناسب مسکن ، عدم وجود فضای مناسب و کثرت جمعیتی در محیط خانه و محقر و کوچک بودن فضای آن باعث گریزانی کودکان از منزل و قرار گرفتن در محیط های اجتماعی مختلف و نهایتاً برقراری ارتباط عاطفی و تربیتی با سایرین و نهایتاً بالا رفتن احتمال بزهکاری به طور دسته جمعی خواهد بود.
3-4-3)عوامل آموزشی :
تعیین برنامه ی دروس و رشته ی تحصیلی با توجه به استعداد و هوش و ذوق طفل حائز اهمیت خاصی می باشد. فشردگی برنامه ی دروس و تعیین رشته ی تحصیلی بدون راهنمایی و آزمایشات مختلف و میل باطنی کودک و عدم توجه به قدرت جسمی و میزان هوش و استعداد طفل و توقعات زیاد و بی سوادی والدین و عدم نظارت و همکاری آنان در امور تربیتی ، امروز مدرسه را درردیف عوامل بزهکاری قرار داده است . 83
3-4-3-1)مطبوعات و نشریات :
نشریات و مطبوعات با چاپ عکس متهم و اغراق در بیان و شرح رفتار بزهکاران و تشریح تخیلی علل و چگونگی ارتکاب بزه سبب اشتهار جنایتکاران شده و اطفال و جوانان که خواهان رسیدن به شهرت هستند
چنانچه از مسیر اصولی به این خواسته نرسند چه بسا با تقلید از رفتار مجرمانه جنایتکاران سعی در کسب وجهه و شهرت می نمائید.
3-4-3-2)وسایل تفریح :
عدم تهیه ی امکانات تفریحی سالم و تنوع ، چه بسا از موجبات وقت گذرانی در اماکن عمومی ناسالم مثل قهوه خانه ، کافه، چهار راههای خیابان و … گردیده و از طرفی برای قرار گرفتن در بعضی از این اماکن ، نیازهای اقتصادی لازم سبب نفوذ پذیری کودک و جوانان توسط افراد طلب گردیده و زمینه سازی برای هدایت آنان به سمت و سوی بزهکاری است .
ب) علل اقتصادی :
در جوامع امروزی میل و تجمّل و تهیه ی مایحتاج و حوایج زندگی مدرن و جدید و میل به ازدیاد ثروت از موجبات میل به ارتکاب جرایم مالی مثل کلاهبرداری ، سرقت ، صدرو چک و غیره است . که در دو مقوله به شرح ذیل قابل بحث است :
3-4-4)اقتصاد عمومی :
بحران های اقتصادی عمومی کشور باعث شیوع بیکاری و نهایتاً از موجبات ولگردی و گدایی و یا شیادی است .
در نظام های صنعتی به تناسب پیشرفت صنعت و تبدیل روستاها به شهرهای بزرگ و افزایش تجمع جمعیتی و بروز مهاجرت باعث از هم گسیختگی پیوندهای عاطفی شده و نوعی احساس تنهایی ، سرخوردگی و برهم خوردن تعادل روحی و روانی و نهایتاً زمینه ساز رفتارهای ناهنجار و بزهکارانه می باشد.
3-4-5)اقتصاد شخصی :
فقر خانواده و تهی دستی به تنهایی مؤثر در بزهکاری اطفال نیست ولی فقر اقتصادی خانواده سبب محرومیت طفل از امکانات تحصیلی و فرهنگی مناسب ، وضع بد مسکن و بهداشت و نهایتاً برهم خوردن تعادل روحی و روانی اطفال گردیده و موجبات ارتکاب بزه می باشد . اما اینکه فقر شرط کافی برای ارتکاب بزهکاری است صحیح نمی باشد؛ زیرا خیلی از مستمندان و فقرا دارای زندگی شرافتمندانه و صادقانه می باشند و برعکس بسیاری ا
ز
افراد مرفه و ثروتمند مرتکب رفتارهای مجرمانه می گردند.
منتهی چیزی که در جوامع به نظر می رسد، اینکه از منظر آماری ، بزهکاری در تهی دستان و فقرا بیشتر می باشد که علت عمده ی آن را می توان در این مطلب جستجو کرد که ثروتمندان با توجه به امکانات مالی مناسب و وسایل و امکاناتی که در اختیار دارند عموماً به طرق مختلف از چنگال عدالت فرار می کنند. (مجرمین یقه سفید).
ج) علل ناشی از جنگ :
بروز جنگ و ایجاد هرج و مرج و بی نظمی و تأثیرات روحی و روانی جنگ ، کمبودهای مواد غذایی و امکانات مناسب زندگی دردوران جنگ ، اثرات مخرب و بد عوامل جنگی دردوره ی بارداری مادران از عوامل برهم زننده ی تعادل روحی و روانی و سبب افزایش احتمال بزهکاری اطفال است .

3-5)مبحث دوم : اختلالات رفتاری کودکان
3-5-1)گفتار اول : اختلالات رفتاری کودکان
اختلالات رفتاری کودکان را در دو قسمت باید مورد مطالعه قرار داد
1-اختلالات رفتاری ساده و ناهشیارانه : که در اغلب موارد عادی است .
2-اختلالات رفتاری پیشرفته : که جنبه ی بیماری به خود گرفته و باید در محیط درمانی خاص در صدد از بین بودن آن باشند .
اختلالات ساده یکی از آنها مکیدن انگشت و جویدن ناخن با توجه به دستگاه تناسلی است که این بیماری سر چشمه ی امر جنسی است 84
3-5-2)گفتار دوّم : اختلالات شخصیتی
تراکم مشکلات خانوادگی و مشکلات اجتماعی از یک طرف ، فشارهای روحی و عاطفی دوران بلوغ از طرف دیگر در نوجوانان نوعی تشویش و نگرانی و عدم پایداری روانی ایجاد می نماید و اختلالاتی را در شخصیت آنها باعث می شود .85
از جمله اختلالات عام شخصیتی این دوران احساس حقارت ، عصبی بودن ،ترس و اضطراب ، افسردگی و وسواس و اختلالات و بیماریهای روانی دیگر ، از جمله توهم ، هذیان ، اسکیزوفرنی و … می باشد که در فرد امکان ظهور خواهد داشت .
درنگاه کلی این اختلالات به دودسته تقسیم شده اند.
1-اختلالاتی که ممکن است باروان نزندی یاروان پریشی ارتباط داشته باشد.که می تواند به اشکال شخصیتی پارانوئیدی ،شیزوئیدی،اسکیزوفرنی،متغیرووسواسی باشد.
2-اختلالاتی که با بیماری روانی دیگر ارتباط ندارد و شامل : هیستریک ، پرخاشگری ، انفجاری … می باشد .
3-5-3)گفتار سوّم : بیماریهای روانی کودک
بیماریهای روانی کودک را می توان به چند دسته تقسیم نمود :
الف )- عصبی ها : که انواع و اقسام مختلف دارند . معمولا کودک بیمار واقف است که ناراحتی دارد . اما نمی تواند ابراز کند و همین عدم ابراز باعث ایجاد عقده های روانی می شود که در بزرگی به صورت بیماری ظاهر می گردد.
ب ) – پسیکوزها : این نوع بیماری ، شخصیت فردی او را از بین می برد و بیمار واقف به کارها و اعمال خودش نیست.86
ج ) – اطفال یا کودکان دشوار : در اصطلاح علوم روانی و تربیتی امروز به طور کلی به اطفالی گفته می شود که عموماً یک معما یا حداقل یک مشکل تربیتی برای والدین ، اولیای مدرسه ، پلیس و کارگردانان دستگاههای قضایی به شمار میروند .87
البته دشواری این کودکان دارای مراحل شدت و ضعف فراوان است و ازشیطنت ها و شلوغ کردنها و حرف نشنیدن های ساده شروع می شود و به انواع بزهکاریها ، طغیان علیه قانون و انجام عمل شنیع و جنایات مانند قتل نفس ، عمل منافی عفت و غیره می گردند88.
کودکانی دارای این خصیصه اند که محبت گرم کانون خانواده را ندیده اند و یا به جای محبت ، ترحم دیگران را دیده اند،پس رشد عاطفی آنها متوقف شده است چون نیاز به خود نمایی و جلب توجه و مقبولیت در کودکان دشوار از راه صحیح ارضا نشده است . لذا منحرف شده اند .
د)- کودکان یتیم تر از یتیم : به کودکانی می توان اطلاق کرد که در ازای احساس لطف پدر و مادر ، دستخوش خود کامگی و تبعیض های جاهلانه ی آنها با سایر فرزندان قرار می گیرند . آنها با خاطرات تلخ دوران کودکی به افرادی زود رنج ، بدبین و آماده برای بزهکاری می شوند .
اساس بزهکاری خانواده به طور کلی متکی بر عدم ارضای نیازمندیهای جسمانی – روانی و اجتماعی کودک در مراحل اولیه ی زندگی است.
3-5-4)گفتارم چهارم : اهداف و علل بدرفتاری کودکان
بد رفتاری کودکان و پاسخ غلط به محرکهای مختلف در کودک معمولا به جهت میل به اهداف مختلفی است که می توان به ذکر بعضی از آنها اشاره کرد :
3-5-4-1)جلب توجه :
گاهی اوقات کودک به منظور جلب توجه اطرافیان مبادرت به بد رفتاری می نماید . مثلاً اقدام به تمارض کرده که لازم است اولیا رفتارهای مناسب در کودک راتقویت کرده و از اقدامات کودک در جهت جلب توجه منفی ممانعت کنند.
3-5-4-2)تلاش برای کسب قدرت :
گاهی کودک برای غلبه براحساس حقارت ناشی از مقایسه ی خویش باوالدین یا برادر و خواهربزرگر مبادرت به رفتارهای نامناسب می نماید که بایستی اولیاء در عمل ، این رفتار را کنترل نمائید.
3-5-4-3)انتقام جویی :
کودک انتقام جو ، هر چیز و همه ی افراد را علیه خود تلقی و سرعناد و ناسازگاری را با آنها میگذارد و به نوعی راه طغیان علیه بزرگسالان را در پیش می گیرد که لازم است از طریق احترام به کودک نه تنبیه بدنی با این معضل برخورد کرد. چون تنبیه که نوعی محرک بیرونی است ؛ با از بین بردن اثرش عمل نامناسب کودک دوباره تکرار می گردد. 89
3-5-4-4)بهانه جویی :
گاهاً کودک بهانه جویی کرده و از انجام هر رفتار مناسبی خود داری و چه بسا برعکس نیز عمل نماید .
که بعضی از والدین عذر و بهانه ی کودک را ندانسته پذیرفته و سبب تشدید رفتار نامناسب کودک می گردند.
3-5-4-5)استفاده از واکنشهای دفاعی
:
واکنشهای دفاعی ، مکانیسم های دفاعی و یا مکانیسم های سازشی عبارتند از : اعمال و رفتارهای مشخص و تدافعیکهشخص به طور ناخودآگاه به منظور حل عقده های روانی ، حفظ تعادل شخصیتی و یارهایی ازچنک اضطراب از آنها استفاده می نماید. 90 این واکنشهای دفاعی که اغلب به طور ناخودآگاه مورد استفاده قرار می گیرد ؛ عبارتند از : پرخاشگری، انکار واقعیت ، خیالبافی ، بازگشت به رفتار های سنین پایین تر ، دلیل تراشی و بهانه جویی ، همانند سازی و یا تقلید و …
3-6)مبحث سوم : رفتارهای نامتعارف و چگونگی تأثیرات آن برساختار روانی کودک
رفتارهای نامتعارف اولیاءبه شکلهای مختلف برساختار روانی کودکان تأثیر گذار بوده و در دراز مدّت اثرات مذکور به شکلهای مختلف ناهنجاری ، بروز می نماید . از جمله رفتارهای نامتعارف والدین نسبت به کودکان شامل :
3-6-1)گفتار اول : کتک زدن کودک ( خشونت و تنبیه )
این کار باعث از بین رفتن اعتماد به نفس در کودک شده و رابطه ی بین پدر و

                                                    .

Post Author : ادمین

Related Post

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *