مقاله رایگان درمورد و

درآمد زیادتروا دارد. گاهی پیدایش بچه باعث تغییرشغل مادرمی شود. پدرومادری که خود از محبت والدین محروم بوده اند اغلب نسبت به بچه های خویش بی مهرهستند. بچه هایی که ازجهت والدین محروم هستند اغلب متزلزل و ناراحت می باشند.
والدین به صورتهای مختلف ممکن است بچه را مورد بی مهری قراردهند واو را به اصطلاح طرد کنند ، گاهی بی مهری پدرومادرنسبت به بچه دررفتارخشونت آمیزآنها ظاهرمی گردد. دربعضی موارد والدین برای اینکه ازبچه ها دورشوند او را به وسیله اسباب بازی سرگرم می کنند وازاین راه بی مهری خود را به اونمایان می سازند.بعضی ازپدرومادرخوب ازبچه های خود مواظبت می کنند به موقع به آنها غذا می دهند وآنها را تمیزنگه می دارند ولی دررفتارآنها بی حوصلگی دیده می شود همین امرممکن است دلیل بی مهری آنها نسبت به بچه باشد و در موارد خاصی بی مهری والدین به صورت بهانه جویی ازبچه یا عدم تأیید اعمال خوب او ظاهر می شود محبت والدین نسبت به بچه گاهی به صورت مراقبتهای زیاد ظاهر می گردد بچه هایی که بیش ازتحت مراقبت پدر و مادر قراردارند مانند بچه های مطرود دچار ناراحتی می شوند. مراقبت ها ی شدید والدین معلول ازعوامل خاصی است گاهی والدین فرزند قبلی خود را از دست داده اند و درنتیجه بیش ازاندازه از فرزند فعلی خـود مراقبت می نمایند. پدرو مادری
ممکن است برای چند سال بچه دارنشده باشند وهمین امرسبب شود که فرزند خود را زیاد تحت مراقبت قرار دهند. گاهی پدر و مادر نمی توانند احتیاجات عاطفی یکدیگر را تأمین کنند روی این اصل بچه را مرکز عواطف و احساسات خود قرار می دهند .( شریعتمداری ،۱۳۶۹: ۱۹)
«یَجِبُ أن تَشفَقَ عَلی وَلَدِکَ اَکثَرُمِنْ إشفاقِهِ عَلَیکَ»
برتوواجب است که بیش ازآنچه فرزندت به تومهرمی ورزد به او مهربورزی.
ودرجای دیگرمی فرماید:
« مَودّهُ آلاباءِ وَالقَرابَهُ اَحوَجُ ألی المَوَدَّهِ مِنْ المَوَدَهِ اِلی القَرابَه»
دوستی پدران خویشاوندی بین فرزندان است وخویشاوندی به دوستی نیازمندتراست ازدوستی به خویشاوندی .

ودرحدیثی دیگرآمده است که :
«جاءَ رَجُلُ اِلی النَّبیِ صَلی الله علیه و آله فَقالَ : ما قَبَّلتُ صَبیاً فَطَّ فَلَما وَلی قَال رَسُولُ الله صَلی الله علیه وآله هذا رَجُلُ عِندی اِنَّهُ مِنْ اَهلِ النَّار .
مردی نزد پیامبر آمد وگفت : تا کنون فرزندانم را نبوسیده ام پس از رفتن او حضرت فرمود : به نظر من او اهل دوزخ است . محبت به فرزندان سبب محبت متقابل آنان به والدین می شود . محبت برخی از تقصیرها و قصورهای والدین را جبران می کند بسیاری از ناسازگاری ها ی فرزندان را اصلاح می سازد. والدین که از بی مهری فرزندان نسبت به خود دلگیر می شوند باید خود درس محبت را به آنان بیاموزد یعنی آنها را با عواطف پرورش دهند تا ثمره لطف و عطوفت را بچینند. پیامبر معظم اسلام(ص) می‌فرماید :
مَن لایُرحَمُ لا یُرحَم : هر که مهربانی نکند مهربانی نمی بیند .
عدم توجه به این نکات باعث می شود که فاصله والدین و فرزندان و فرزندان به دامان کسانی پناه برند که به ایشان مهر ورزند. روابط بین والدین وفرزندان باید بسیار گرم و دوستانه باشد و هر گونه سوء تفاهم ریشه یابی و رفع گردد . تا خاطره تلخی از والدین در ذهن فرزندان باقی نماند آنان باید صرف نظر از جنبه روابط خویشاوندی با هم رابطه رفاقت ودوستی داشته باشند . ( دست داده ،۱۳۷۹)
۲-۱-۱۰- عامل بقا و تداوم زندگی خانوادگی :

تنها عاملی که موجب تشکیل خانوا ده و بقا ء تداوم زندگی خانوادگی است محبت و در شکل رقیق تر و لطیف‌تر و والاتر عشق است . محبت وعشق خانوادگی بخشی از عواطف قلبی ارزنده ومطلوب انسانها است که باید در جای خود به کار بیافتد. همین نیروی عظیم وسرشار است که وسیله جذب و انجذاب اعضای خانواده و فامیل و دوستان به یکدیگر میشود و به حق برای زندگی خانوادگی و اجتماعی ضروری و لازم است واگر از محیط زندگی رخت بربندد زندگی هیچ و پوچ وعبث خواهد بود زندگی عاری از عشق ومحبت بی روح وخشک ونفرت آور و تلخ است. آنها که زندگی را از راه سیطره ماشینیسم از عاطفه و محبت تهی می سازند بزرگترین لطمه رابر پیکر انسانیت زده اندو خود نمی دانند عشق ومحبت به انسانها جهت می دهد و نیروهای عظیم و خفته آنهارا بیدار ساخته و به کار می اندازد . ( بهشتی ،۱۳۸۲: ۲۳۵).
محبت جوششی زلال است که از قلب آدمی متصاعد میشود و به همه جا گسترش می یابد و دلها را زیر نفوذ می گیرد .محبت وعشق نیروی محرکه زندگی است که حضور آن درآغاز ازدواج لازم وضروری است و لی برای تداوم آن کافی نیست عوامل دیگری هم چون تدبیر ، احساس مسئولیت و آینده نگری نیز باید به آن پیوند یابد تا زندگی را در مسیر هموار و نورانی هدایت نماید . میزان عشق و محبت را در زندگی به مرور باید افزایش داد و هریک از زوجین می تواند سطح علاقه و مهرورزی خود را نسبت به همسر بالا ببرد.( شرفی ،۱۳۷۱: ۵۲)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید
رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نیازبه عشق وامنیت ازبدو تولد به بعد با برخوردارشدن کودک ازرابطه ای پایه دار، دائمی ، قابل اعتمادو محبت آمیزبا پدرومادرخود (یا جانشین دائمی آنها) که خود رابطه رضایت بخش با یکدیگرداشته باشند برآورد می شود کودک به واسطه این رابطه که نخست با مادرسپس با پدرخود وبه تدریج با حلقه روبه گسترش ازسایرافراد شکل می گیرد هویت شخصی وارزشمندی خود را درک می کند این رابطه اساس تمامی روابط بعدی کودک را تشکیل میدهد که علاوه برخانواده خود او، ارتباط او را با دوستان، همکاران و عاقبت با همسروفرزند او را نیزشامل می شود. تحول سالم شخصیت توانایی پاسخ دهی به محبت وبه وقت خود ، پدر یا مادری با محبت ومسئوول شدن تماماً برمبانی این رابطه قراردارند.
ویژگی اساسی وفراگیرعشق مادرانه وپدرانه این است که کودک بدون توحه به جنسیت ، ظاهر توانایی با شخصیتش، به طوری بی قید وشرط وبه صرف وجودش ارزشمند شمرده می شود، چنین عشقی بدون انتظار یا نیازبه قدرشناسی ارائه می شود واینکه پدرومادردرقید وبندهایی را که به لحاظ داشتن فرزند از نظرفعالیت زمان وتأمین مالی متحمل می شوند بی هیچ خشم یا سرزنشی می پذیرند پدرومادراین محبت بی‌دریغ خود را درتمامی روابط خود با کودک ابرازمی دارند با مراقبت جسمانی ولمس کودک و در آغوش گرفتن او وپاسخ دهی به اولین لبخند واصوات او ، با محافظت او ازاجتماع و سپس آشنا ساختن تدریجی او با اجتماع وسرانجام با محدود ساختن ودرنهایت تنبیه کودک به دلیل سرپیچی او از حدودی که برای رفتار درست و مورد قبول تعیین کرده اند چنین عشقی بیشترین اثر را برخویشتن کودک می‌گذارد. تأیید و پذیرش دیگران برروی تأیید خود وپذیرش خویشتن ضروری است نگرش سازنده یا مخرب کودک نسبت به خود وسایرین دردرجه اول به نحوه نگرش پدرومادراوبرمی گردد.(ترجمه ایجادی وجواد شافعی مقدم ،۱۳۸۶: ۵۹-۵۷)
خانواده نخستین محلی است که درآن طفل خاطره ای مطبوع ویا نامطبوع پیدا می کند. احساسات و عواطف قوی یا ضعیف به دست می‌آورد محلی ایده‌آل برای تمرین مهروعاطفه وانس والفت و یگانگی و مهرورزی است.محبتهای صادقانه مادر، بوسه‌های پرمهروبی ریای پدر، دستگیریهای بدون چشمداشت وخالصانه والدین ، درآغوش گرفتنها ، نوازش کردن ها ودلسوزیها وغم خوریها برای او همه وهمه زمینه هایی جهت عاطفی بارآوردن کودک است خانواده ازسوی دیگروسیله ای برای انتقال آداب واخلاق ورسوم وسنت صحیح یا غلط است، کودک درخانه اخلاق، اعتماد به نفس، پاکدامنی ، مقررات ، احترام به قانون، ادب، انسانیت یاد می گیرد ویا خشونت ، بی بندوباری، کینه ورزی و… می‌آموزد.
خانواده اولین و مهمترین کانون پرورش صحیح، احیاءوشکوفایی استعدادهاست .هرگونه تغییروتحول اجتماعی می باید از آنجا آغاز شود و هر اقدام اصلاحی نخست خانواده را شامل گردد.(قائمی،۱۳۶۳: ۴۳)
۲-۱-۱۱- توجه به جنبه عاطفی خانواده :
کاروالدین تنها رسیدگی به جنبه های جسمی ، دینی واخلاقی نیست بلکه توجه به جنبه های عاطفی او نیز می باشد والدین با ید حالات واحساسات طفل را بسازند وزندگی را براساس آن رنگ ومعنی دهند آنها موظفند در او جنبه های عاطفی ایجاد کنند وطفل را به بعضی زمینه ها حساس سازند. اما اینکه عاطفه چیست؟ می توان گفت عاطفه یک حالت درونی است که جلوه وانعکاسش به صورت هیجان بروز می‌کند .(قائمی،۱۳۶۳: ۱۳۶)
عشق ومحبت، سختیهای حرکت وتکاپورا برانسان آسان و ناهمواریها را همواروتلخیها را شیرین می‌سازد. به نیروی عشق ومحبت است که یک دخترجوان به مدت نه ماه سختیهای دوران بارداری را تحمل می کند و پس از فراغت همه رنجهای تربیتی وحضانت طفل را بر عهده می گیرد ودشواری و تلخی بی خوابیها و شب زنده داریها را بخاطر کودک محبوبش همچون شهد خوشگوارنوش جان می کند و صمیمانه حاضراست همه هستی خود را درراه هستی وسعادت جگرگوشه خویش قربانی نماید. به نیروی عشق ومحبت است که پسرجوان تمام هم وغم واندیشه و نیرویش را متوجه تأمین زندگی وسعادت همسروفرزند می شود ودلخوش است که اگر از کار و فعالیت روزانه خسته می شود اعـضای خـا نـواده اش درآسایش وآرامـش به سرمی برند وبـه داشتـن سـرپـرست و تکیه گاه و زنان آور ومربی دلسوزی به نام پدروهمسرسرفراز و دلگرمند.
چنین عواطفی پایه ومایه عواطف اجتماعی هم هست احساس مسئوولیت را نه تنها درمرود اعضای خانواده بلکه درکل اجتماع تقویت واسباب امنیت وآسایش عمومی را نیزفراهم می سازد.
کسی که این همه درقبال سعادت آنها خود را مسئول می شناسد . برای همسروفرزند دیگران نیزارزش قایل است وقطعاً خود را مسئوول سعادت آنها هم می داند. انسانی که وجودش سرشارازعشق ومحبت خانوادگی است انسانی پویا وفعال وپرنشاط است همچنین انسانی وجودش درجامعه مفید وسودمند است ومی تواند جامعه خود را به سوی خود کفایی و استقلال سوق دهد.
عشق و محبت راه گشا وآسان کننده دشواریهاست ونیروها را به کارمی اندازد وزشتیها را زیبا وتلخیها را شیرین می سازد.
عشق و محبت به انسان جهت و هدف ومسئوولیت می دهد و به همه ارزشها ونهادهایی که درجهت و هدف خود می نگرد احترام وقداست می بخشد وحتی تحمل مرگ را نیزآسان وبلکه شیرین ولذت بخش می سازد .عشق ومحبت فاصله ها را کم وکششها را تقویت وبیگانگان را یگانه می کند وبه انسانها صمیمیت و یکرنگی ویکدلی وهمدردی وهمفکری می بخشد.
ترجمان عواطف پرشکوه خانوادگی، نگاه های لطف آمیزوجذبه های مهرآلود وازخود گذشتگی های پرشکوه و یکدلی ها ویکرنگی ها ی استواروخلل ناپذیراس
ت .( بهشتی
،۱۳۸۲: ۳۳۹)
در خانه ای که صمیمیت ومحبت وجود دارد کودک می تواند ثبات روحی خود را حفظ کرده و تغییرات مطلوب را درشخصیت خود فراهم آورد ازیک طرف می تواند با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبه روشود وازطرف دیگربدون داشتن اضطراب وتشویش رفتارهای نامناسب خود را مورد تردید قرارداده وبه نحومطلوبی تغییردهد.
کودک همانطور که ازنخستین لحظات تولد به تغذیه سالم نیازدارد همچنین به غذای دیگری نیازدارد که روانشناسان آن را امنیت خاطرنامیده اند. یعنی کودک احساس کند پدرومادرش با یکدیگرصمیمی و یگانه هستند این احساس عالیترین غذای روح است که به کودک داده می شود چه درپرتواین احساس همه نیروهای معنوی وعلایق او پرورش یافته وشکوفا می گردد. برعکس کودکی که این احساس را ندارد دچار خود خوری بوده همیشه درحال سوختن وگداختن خواهد بود واین اشتباه پدر و مادر است که چنان می کنند می توانند با پرده پوشی و صحنه سازی کودک را از اختلافات عمیق خودشان دربی خبری نگه دارند و حال آنکه کودک ازچهره ورفتارشان به شکاف و جدایی بین آنان پی خواهد برد. ( رشید پور،۱۳۷۲: ۲۳).
بی‌وفایی ، فراموشکاری ، قدرشناسی، احترام هنگام نیازوبی اعتنایی هنگام بی‌نیازی خشونت و قساوت، تنها به فکرخود بودن وازدیگران بی خبرماندن ومانند آن ، همه نقایص روحی واخلاقی هستند که ریشه در فقر عاطفی دارند.
خانواده نخستین کانونی است که باید درآنجا عاطفه انسانی را درکودکان پروراند مهروعطوفتی که ازسوی مادر وبستگان نزدیک دیگرازقبیل پدروخواهروبرادرنثارکودک می شود ازهیچ کس دیگرنمی تواند دریافت کند هیچ پرستاری قادرنیست نقش طبیعی مادررا درزندگی طفل بازی کند وجای خالی او را پرکند ، زمانی که مادربا هیجان عاطفی خاصی طفل را درآغوش خود می فشارد وبه او شیرمی دهد ویا زمانی که به زبان کودکانه وبا تمام وجود با فرزند خود سخن می گوید وبرق عشق ومحبت از چشمان او می جهد وتا اعماق وجود طفل نفوذ می کند وهنگامی که مادرفرزند خود را شب در کنار خود پناه می دهد و او را نوازش می کند شیرینی محبت را به طفل خردسال خود می چشاند وگرمای عشق و عاطفه را دروجود کودک می پروراند و او را با اکسیر عشق و کیمیای محبت آشنا می سازد. کودکانی که این نیروی معنوی را از خانواده نمی‌گیرند قادر به پرورش عاطفی خود نمی‌شوند. بررسیهای انجام شده درمورد کودکانی که درپرورشگاه بزرگ می شوند یا به علت جنگ یامتلاشی شدن خانواده ویا به هرعلت دیگردورازخانواده بزرگ می شوند نشان می هد که اینگونه کودکان با وجود رسیدگیها ومراقبت های بسیارازیک خلاء عاطفی شدید رنج می برند. (یوسفیان ،۱۳۸۶: ۸۰)
۲-۱-۱۲- پرورش عاطفی فرزند:
ازهدفهای اساسی درتربیت کودکان ، پرورش عاطفی آنهاست منظور از عاطفه، استعداد وگرایش فطری و درونی است که پشتوانه نوع دوستی درانسان است. براساس این استعداد فطری انسان قادراست گرایش درونی براساس مهرومحبت به همنوع خود پیدا کند وازاین راه با اوپیوند قلبی وانس والفت بیابد.
استعداد عاطفی در انسان سبب رشد بسیاری از کمالات می شود این کمالات شامل امتیازاتی است که براساس دیگر خواهی درانسان پدید می آید ازقبیل محبت ودوستی، فداکاری وازخود گذشتگی عفو وگذشت ، بذل وبخشش، همکاری ودلسوزی وبه طورکلی مقدم داشتن دیگران برخود.
برای بهبود کیفیت زندگانی کودکان لازم است چند عقیده ای که درواقع هیچ پایه واساسی ندارند ازبین بروند یکی اینکه داشتن فرزند مهمترین، آسانترین وتنها راه ارضای حس زنانگی است . دیگراینکه نوزاد مثل یک دستگاه تلویزیون یا یخچال، خلاء زندگی خانواده را پرمی کند.این عقیده که داشتن فرزند ازدواج نا موفق را استحکام می بخشد. اینکه فرزند مثل سایرمایملک پدر و مادر است که می توانند ازحقوق انحصاری آن بهره مند شوند. درنهایت کودک تنها امانتی موقت در نزد آنهاست لازم است تأکید بر اهمیت حقوق پدر و مادر جای خود را به تأکید بیشتر بر وظایف پدرو مادر بدهد و نیز به جای آنکه کودک را به عنوان یکی ازاموال شخصی تلقی کنند .حقوق اورا برای برخوردارشدن ازمراقبتی محبت آمیزبه رسمیت بشناسند. (ترجمه ایجادی وشافعی مقدم، ۱۳۸۶: ۱۱۷)
۲-۱-۱۳- محبت مهمترین عامل سلامت روح فرزند:
محبت نیاز اساسی وطبیعی کودک وهرانسان دیگراست واساس رشد وسعادت اوبدان بستگی دارد یکی از عللی که آدمی از تنهایی گریزان ودرجمع سرخوش است این است که درتنهای محبت نیست و تمایلات آدمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *