مقایسه اثربخشی روش‌های درمان رفتاری، رفتاری – شناختی- قسمت ۷

– استفاده از روش های مواجهه با وسواس‌ها و رویارویی با اجتناب‌ها و قطع تشریفات به همراه تحمل اضطراب حاصل از این رویارویی
– استفاده از روش‌های مطرح ‌شده در جلسات قبل به منظور ضعیف کردن باورهای بینابینی
– سعی در کاستن احساس مسئولیت افراطی از طریق قطع رفتارهای حاصل از این احساس
– نگه داشتن اثرات حاصل از مواجهه‌ عملی در جلسه‌ی درمانی به مدت ۲۴ ساعت
جلسه‌ی ششم: درمان باورهای بینابینی
هدف
آشنایی درمانجویان با باور بینابینی «ترس از نتایج مثبت» و روش تغییر آن به منظور درمان و آشنایی عملی با یکی از روش‌های مواجهه در جلسه درمان به منظور تغییر باورها
دستور جلسه
الف- مرور تکالیف جلسه‌ی قبل و بررسی موفقیت یا عدم موفقیت درمانجویان در انجام تکالیف
ب- بحث در خصوص باور ترس از نتایج مثبت
ج- بحث در خصوص روش درمان ترس از نتایج مثبت از طریق آزمایشهای رفتاری
د- بحث در خصوص باور یا باورهای بینابینی غالب و تعیین باور غالب در هر فرد به منظور تمرکزدرمانی بر روی آن
ه- بحث در خصوص شیوه‌ی استفاده از روش بی‌آبی به منظور تضعیف باورها
شرح جلسه
نخست به بررسی تکالیف پرداخته و سپس باور دیگری که در این جلسه به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت «باور ترس از نتایج مثبت» است. آنچه که در بین مردم رایج است، این عبارت است که «بعد از هر خنده‌ای، گریه‌ای است». به همین خاطر بعضی از بیماران وسواسی از اینکه دیگران متوجه خوشبختی‌های آنها شوند نگران می‌شوند که مبادا شرایط خراب شود و اتفاق بدی بعد از آن رخ دهد. راه درمان این باور بررسی شواهد و مدارک است تا ببینند آیا تاکنون چنین حادثه‌ای رخ داده است که اتفاق خوبی بیفتد و دیگران متوجه شوند و بعد شرایط مثبت تبدیل به شرایط منفی بشود؟ علاوه بر این آزمایش رفتاری می‌تواند بی‌اعتباری این باور را نشان دهد. یعنی سعی کنند تجربیات مثبت و شرایط خوشایند خودرا برای دیگران بازگو کرده و بعد ببینند که چه اتفاقی خواهد افتاد؛ آیا واقعاً شرایط تغییر خواهد کرد یا خیر. بنابراین از راه های بی‌اعتبار کردن این باور بررسی شواهد گذشته و آزمون حوادث آینده است.
تا به اینجا در مورد هشت باور بینابینی صحبت شده است:۱- اهمیت دادن زیاد به افکار،۲- کنترل فکر، ۳-کمال‌گرایی،۴- ترس از اضطراب،۵- عدم تحمل عدم قطعیت،۶- بالا بردن احتمال خطر ، ۷- ترس از نتایج مثبت و ۸- احساس مسئولیت افراطی.اما معمولاً یک یا چند تا از این باورها در بیماران شدیدتر است. پس باید سعی کنند با توجه به راهبردهایی که برای بی‌اعتبار کردن باورهای غلط مطرح شده، پس از مشخص شدن باور یا باورهای غالب با آنها مقابله کنند. (دراینجا ضمن نوشتن هشت باور از درمانجویان در مورد باور غالب‌شان سؤال می‌شود و اینکه فکر‌ می‌کنند کدام باور در آنها قوی‌تر است). اما به منظور چالش با افکار، یک تمرین رفتاری هم در این جلسه به درمانجویان داده می‌شود و آن روش« بی‌آبی» است. درمانجویان بایستی برای مدت یک هفته مواجهه با آب نداشته باشند. برای مثال طول مدت حمام‌شان کوتاه باشد (در آقایان ۶-۵ دقیقه ودرخانم‌ها۱۰-۸دقیقه و حداکثر یک ربع)، سعی کنند مسئولیت شستن ظروف را به عهده دیگران گذاشته و یا اینکه اگر خودشان اقدام به این کار می‌کنند، دستکش به دست داشته باشند. در توالت از آب استفاده نکرده و نمازشان را با تیمم بخوانند. در عین حال به همه جا دست زده و اجتناب نداشته باشند و به هیچ رساله‌ای هم مراجعه نکنند.
تکلیف
– تاکید بر مواجهه‌ با موقعیتهای اجتنابی و وسواس‌ها و قطع تشریفات همراه با تحمل اضطراب حاصل از آن
– تاکید بر استفاده از روش های مختلف برای تضعیف باورهای بینابینی با توجه به باور یا باورهای غالب
– استفاده از روش بی‌آبی در منزل به عنوان یک مواجهه‌ شدید و تحمل اضطراب‌های حاصل از آن به منظور تضعیف باورها
جلسه‌ی هفتم: نقش تفسیر و خلق در وسواس
هدف
آشنایی درمانجویان با نقش تفسیر در حفظ علائم وسواس و روش‌های تغییر تفسیر به منظور درمان و آشنایی با اثر پایین بودن خلق در بروز و تداوم وسواس و روش‌های افزایش خلق و آشنایی و تمرین یکی دیگر از روش‌های مواجهه و جلوگیری از پاسخ به منظور تغییر باورها
دستور جلسه
الف- مرور تکالیف جلسه‌ی قبل و بررسی مشکلات درمانجویان در اجرای برنامه بی‌آبی
ب- بحث در خصوص شیوه‌ی تفسیر افکار مزاحم، تکانه‌ها و تصورات در افراد وسواسی و تفاوت آن با سایر افراد
ج- بحث در خصوص تغییر تفسیر افکار مزاحم، تصورات و تکانه‌ها به اینکه اینها فکر هستند نه واقعیت
د- بحث در خصوص رابطه‌ی پایین آمدن خلق با افزایش علایم و ضرورت افزایش خلق به منظور کاهش علایم وسواس
ه- پیشنهاد چهار روش در رابطه با پیاده‌روی تند، نظم در تغذیه و خواب و افزایش ارتباطات اجتماعی به منظور افزایش خلق
و- مطرح نمودن روش کم‌آبی و شیوه‌های اجرای آن برای آموزش روش های مواجهه به درمانجویان به منظور تضعیف باورها
شرح جلسه
در ابتدای جلسه تکالیف درمانجویان بررسی می‌شود و اینکه تا چه حد در انجام تمرین بی‌آبی موفق بوده‌اند و همچنین میزان موفقیت آنها در مقابله با باورهای غالب‌شان بررسی می‌شود. پس از باورهای بینابینی در نمودار شناختی وسواس، ماشه‌چکان را داریم که به عنوان یک محرک بیرونی، مثل یک آلودگی، یا محرک درونی مثل اضطراب می‌تواند نقطه شروع باشد. پس از آن افکار مزاحم، تصاویر یا تکانه‌ها می‌آیند، این افکار در افراد عادی هم وجود دارد، تفاوت آن با سایر افراد در این است که در افراد مبتلا به وسواس تفسیر این افکار متفاوت است. در افراد مبتلا به وسواس تفسیر تحت تأثیر باورهای بینابینی و باور هسته‌ای است. اگر نجاستی می‌بینند پس او مسئول است که آن را برطرف کند و اگر اقدام به برطرف کردن آن نکرد، پس فرد غیرمسئولی است. اگر فکری آمد، باید فکرها را کنترل کند تا اتفاق خاصی رخ ندهد. این تفسیر منجر به بروز هیجان‌های خاصی مثل احساس گناه و اضطراب می‌شود و سپس برای کنترل این احساسات،فرد اقدام به انجام تشریفات می‌کند.پس تفسیر یک نقطه مهم در بروز وسواس‌هاست و برای درمان باید تفسیر را تغییر داد. برای مثال به جای اینکه این افکار را تفسیر کرده و بگوییم «پس باید چنین کاری را انجام دهم»؛ اینگونه تفسیر می‌کنیم که این فقط یک فکر است، نه واقعیت. فکری است بدون اعتبار که نیازی نیست به دنبال آن من احساس نگرانی و گناه داشته باشم و اقدام به انجام رفتارهای وسواسی کنم. باید بدانم آنچه به ذهنم می‌آید یک فکر است، فکری بدون اعتبار که نیازی به توجه ندارد. مسأله دیگر، قابل ذکر، بحث خلق و تأثیر آن روی تفسیر، افکار مزاحم، هیجانات و رفتارهای وسواسی است. در شرایطی که خلق پایین می‌آید، احتمال بروز افکار مزاحم، بد تفسیر کردن این افکار و بروز هیجانات منفی و رفتارهای وسواسی افزایش می‌یابد. پس چنانچه خلق را کنترل کنیم می‌توانیم در کنترل همه این موارد و در نهایت کنترل وسواس موفقیت بیشتری داشته باشیم. به منظور کنترل خلق از چهار راهبرد می‌توان استفاده کرد: ۱- پیاده‌روی تند هر روز یک ساعت (یا دو نیم ساعت)،۲- نظم در تغذیه و خوردن صبحانه قبل از ساعت ۸، ناهار قبل از ساعت ۲ و شام قبل از ساعت ۹شب، ۳- نظم در خواب؛ خوابیدن از ساعت ۱۱الی۶تا۷ صبح (خواب روز حداکثر یک ساعت) و ۴- افزایش ارتباطات اجتماعی از طریق تماس با اقوام و دوستان و غیره . رعایت این موارد می‌تواند به افزایش خلق کمک کند. در ضمن از درمانجویان خواسته می‌شود که از این هفته از روش «کم‌آبی» استفاده کنند. به این معنا که استفاده از آب درحداقل میزان ممکن باشد؛ شستن و شستشو خیلی سریع و در کوتاه‌ترین زمان ممکن انجام شود. برای مثال طول مدت حمام کوتاه باشد. در ضمن بیماران باید سعی کنند، اگر افکار مزاحم می‌آیند تفسیر آنها را تغییر داده و به خودشان القاء کنند که اینها فقط فکر است و واقعیت ندارد، پس ضرورتی ندارد که برای کنترل آنها، یا کنترل شرایط اقدام به انجام کاری کنند.
تکلیف
– تغییر تفسیر به هنگام بروز افکار مزاحم، تکانه‌ها و تصورات
– تاکید بر استفاده از روش های مختلف به منظور تضعیف باورهای بینابینی
– تاکید بر مواجهه با موقعیتهای اجتنابی و وسواس‌ها و قطع تشریفات
– استفاده از روش کم‌آبی در منزل و استفاده از حداقل میزان آب در مواقع ضروری
– تاکید بر استفاده از روش های مختلف به منظور بالا بردن خلق
جلسه‌ی هشتم: نقش باورهای هسته‌ای در بروز وسواس
هدف

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir