منطق چند ارزشی، نظریه مجموعه، مجموعه فازی

 

در برخی از زمینه های تصمیم گیری، تصمیم گیرنده به سهولت و با دقت می تواند برخی از مقادیر پارامترهای مدل خود را بدست آورد. اما در بسیاری از حالات نیاز به تصمیم گیری تحت شرایط عدم قطعیت به چشم می خورد. به طوریکه تقریباً تمامی تصمیم گیران و برنامه ریزان در مورد این مطلب اتفاق نظر دارند. (چن، ۲۰۰۹)
در دنیای امروز، که جواب مسائل دارای ماهیتی نظام مند هستند، فازی، نرم ابزاری قدرتمند برای حل سریع و در عین حال دقیق و قابل قبول مسائل است. (کشاورز مهر، ۱۳۹۰)
روش های سنتی برای ساختمان یک سیستم فازی: (عسکر زاده، ۱۳۸۸)
شناسایی ساختار:
شامل گزینش متغیر، جزء بندی فضای درونداد و برونداد، تعیین تعداد قانون های فازی، و برگزیدن یک پارامتری/ ناپارامتری از تابع های عضویت می باشد.
برآورد پارامتر:
پارامترهای شناخته شده در قانون های فازی را از راه یک معیار داده شده ی بهینه سازی بدست می آورد.
معتبر سازی مدل:
شامل ارزیابی اجرا و مدلسازی مدل می باشد.
یک جزء بندی فازی می تواند قانون های فازی را تولید کند، پی آمدها معمولاً بسیار درشت با بسیاری از پارامترها هستند تا یاد گرفته شده و تنظیم شده باشند. تکنیکهای بهینه سازی گوناگون پیشنهاد شده اند این مسئله را حل کنند. (وونگ و چن، ۲۰۰۳)
ایده نظریه مجموعه فازی با این عبارت توسط پرفسور لفعلی زاده مطرح شد: ” ما نیازمند یک نوع دیگری از ریاضیات هستیم تا بتوانیم ابهامات و عدم دقت رویدادها را مدل سازی نماییم، مدلی که متفاوت از نظریه احتمالات است.” لذا نظریه فازی برای بیان و تشریح عدم قطعیت و عدم دقت در رویدادها بکار می رود که براساس منطق چند ارزشی بوجود آمده است.
نظریه احتمال برای پیش بینی نتیجه یک رویداد تصادفی در آینده بکار می رود. رویدادی که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و نتیجه آن در حال حاضر مشخص نیست. در واقع نظریه احتمال به رویدادی تصادفی مرتبط است. این در حالی است که فازی به بی دقتی و مفاهیم نادقیق که در زبان طبیعی بکار می روند مربوط است و همیشه با یک رویداد همراه نیست. در واقع نظریه فازی، عدم قطعیت غیرتصادفی را پیش بینی می کند. (کیان، ۱۳۸۸)
تئوری فازی در مسیر راه خود طرفدارانی پیدا کرد. در ابتدا به کندی ولی بعداً با سرعتی بی نظیر رشد کرده و فراگیر شد. پیش قدمی ژاپنی ها در به کارگیری منطق فازی در سیستم کنترل (از جمله