پایان نامه : مهارت‌های مؤثر در ارتباطات زناشویی


مهارت‌های مؤثر در ارتباطات زناشویی

ازجمله عوامل مؤثر در ا یجاد و دوام یک پیوند مناسب آگاهی از نحوه روابط سالم و مناسب است وافکار در تعادل این ارتباط موثرند. افکار شما تلاشی هستند برای انسجام دادن به مشاهدات شما تا به این ترتیب بتوانید بفهمید واقعا چه اتفاقی در حال وقوع است و یا اینکه حوادث چرا و چگونه رخ می‌دهند. شاید هم در قضاوتهای ارزشی قاطع درباره‌ی آنچه به نظر شما خوب یابد و درست یا غلط است مؤثر باشند.

احساسات مشکل ترین بخش در گفتگو یا ارتباط است. بروز منطقی احساسات و نیز بیان آن‌ها به نحو مؤثر می‌تواند در نزدیک کردن زوج مؤثر باشد (رضایی، ۱۳۹۰).

پژوهش هایی با طرح های مقطعی و طولی ثابت کرده‌اندکیفیت ارتباط زوجین به‌طور پیوسته و معنادار با رضایت زناشویی رابطه دارد (کاریر و گاتمن[۱]، ۱۹۹۹ ؛ گاتمن و لونسون[۲]، ۱۹۹۲ ؛ راجی و برادبوری[۳]،۱۹۹۹). نتایج این پژوهش ها حاکی است زوج‌های ناشاد از فقدان مهارت‌هایی رنج میبرند که مانع توانایی آن‌ها در ارتباط مؤثّر می‌شود. نتایج به‌طور ویژه نشان می‌دهد زوج‌هایی که مهارت های لازم برای تنظیم ابراز عاطفی و ارتباط مؤثرّ را کسب ننموده اند، در تعارضات، دفاعی برخوردکرده یا کناره می‌گیرند و چنین رفتارهایی به نوبه ی خود نارضایتی و زوال روابط زناشویی را به دنبال دارد. کریستنسن و سولاوی [۴] (۱۹۹۰،۱۹۸۴) دریافتند زوج‌های درمانده نسبت به زوج‌های غیردرمانده ارتباط سازنده ی دوسویه ی کمتر، کناره گیری از ارتباط و تعارض بیشتری گزارش می‌کنند. از این رو، تأیید شده که رفتارهای ارتباطی و الگوهای تعاملی به‌طور روشنی با رضایت زناشویی مرتبطند. (عارفی و محسن زاده،۱۳۹۰).

 

۲-۴-۱۶- هفت نوع ارتباط مهم و نحوه ی برقراری آن

ازجمله نکات کلیدی و مهم برای درک و شناخت احساسات و دنیای درونی زنان توجه به نوع برقراری ارتباط با آن‌ها است ازجمله عواملی که منجر به شکست عشق و ارتباطی میان زن و شوهر می‌شود که تازی در نوع برخورد و رفتار با یکدیگر است:

۱-زنان نیاز به حس دوست داشتن و عاشق شدن را دارند.

۲-زنان نیاز به کسب و ابراز احساسات دارند.

۳-زنان خواهان امنیت در تمام جنبه‌های زندگی هستند.

۴-زنان خواهان صحبت و مذاکره هستند.

۵-زنان خواهان تمایل جنسی درخور محبت و توجه هستند.

۶-زنان خواهان جلب توجه هستند.

۷-زنان خواهان احترام هستند. (دی آنجلیس، ۱۳۸۹)

 

۲-۴-۱۷- احترام متقابل و رضایت زناشویی

نتایج تحقیق اورتینگال و ونستیوجن (۲۰۰۶) نشان دادند افرادی که در سطح بالاتری از مذهبی بودن قرار دارند نسبت به افرادی دارای سطح مذهبی پایین‌تر، ثبات زناشویی بیشتری دارند و از ازدواج خود راضی هستند.

چندین مطالعه (های ورس، ۲۰۰۱؛ پترسون و همکاران، ۲۰۰۱) نشان دادند که موردتوجه قرار دادن باورهای مذهبی در طی درمان می‌تواند در بهبود روابط زن و شوهر ناسازگار مفید باشد.

ترمن ۲۰۰۱، به نقل از حمیدی،۱۳۹۰) عوامل گوناگونی که بین زن و شوهر جدایی می اندازد را برشمرده است که عبارت‌اند از: بی مهری، بی وفایی، شک و سوء ظن، پرخاشگری، بدزبانی، خودبینی، میگساری، وابستگی شدید به دوستان و…

 

۲-۴-۱۸- سازگاری اجتماعی و رضایت زناشویی

(مارکووسکی و گرین وود ۱۹۸۴؛ به نقل از سودانی، ۱۳۸۵)به این نتیجه رسیدند که یک ارتباط مثبت عملی میان سازگاری اجتماعی و سازگاری و رضایت زناشویی وجود دارد. بدین معنی که فردی که در روابط اجتماعی خود نتواند سازگاری لازم را داشته باشد و دچار نارسایی هایی در ایجاد ارتباط با دیگران باشد در زندگی زناشویی نیز با این مشکلات مواجه خواهند بود. افرادی که در روابط اجتماعی خود سازگار و موفق‌اند در زندگی زناشویی خود نیز سازگار و موفق‌اند.

 

۲-۴-۱۹- ساختار قدرت و رضایت زناشویی

مشکلات و اختلافات مربوط به ارتباط و صمیمیت از یک طرف و تعادل قدرت و ساختار نقش در رابطه از طرف دیگر موضوعات اصلی و محورهای زوج‌های آشفته محسوب می‌شوند. (خسرو جاوید و رفیعی نیا، ۱۳۸۳)

در یک مطالعه از ۱۱۶ درمانگر خواسته شد مشکل ترین حوزه های مشکلات زوجین را درجه بندی کنند.

در این مطالعه به ترتیب ارتباطات، انتظارات غیرواقعی، ساختار قدرت، مشکلات فردی شدید، تعارض و فقدان عشق و نشان ندادن علاقه مهم‌ترین جنبه‌های مشکلات زناشویی بودند (رایس[۱۰]، ۱۹۹۹؛ به نقل از سودانی،۱۳۸۵).

 

۲-۵- موضع گیریهای نظری در خصوص روابط زناشویی

۲-۵-۱- تعریف غریزه جنسی

موجود انسانی دارای مجموعه ای از غرایز و نیازهای متفاوت هست که در حقیقت ستونهای شخصیتی او را می سازند ؛ بنابراین عدم ارضاء را نقص در ارضاء هرکدام از این غرایز و نیازها باعث ایجاد تزلزل در شخصیت فرد می‌شود (مهابادی راد، ۱۳۷۱، ص ۱۲).

یکی از این نیازها نیاز جنسی هست که با تغییر و تحولات جسمانی در دوران بلوغ خود را ظاهر می‌سازد و باید مانند تمام غرایز دیگر به شکل مناسبی ارضاء شود. البته ما نباید این مسئله را از جنبۀ مادی و جسمانی آن نگریم، چرا که در این تحولات فکری و اخلاقی روانی هم دخیل هستند. بدین معنی که با ارضاء شدن علاوه بر نیاز جسمــانی فرد از لحـــاظ روانی و فکری و اخلاقی هم به آرامش می‌رسد.

بنابراین فرد پس از ازدواج می‌تواند این غریزه را با روش معقول و پسندیده ارضاء نموده و در سایه ارضاء آن که آرامش است یابد و با توجه به ارتباط آن با دیگر جنبه‌های وجودی انسان موجبات رشد و شکوفایی را فراهم آورد (همان منبع، ۱۳۷۱، ص۳۲).

باید بخاطر داشت که وجود غرایز جنسی به تنهایی کافی نمی‌باشد از طرفی دوره تحریک جنسی در بلوغ این غرایز و تحرکها تحت تأثیر فشارها و محدودیتها واقع شده است؛ بنابراین بازگشت به اصلیت جنسی نیازمند تحرک محدود و کسب آگاهی بیشتر هست. (پورحکمت، ۱۳۷۱، ص ۲۲) به علاوه ، اگر بدون مهارت و اصلاح، اقدام به این کار شود به‌صورت تعیین مشکلات و ناراحتی هایی به وجود خواهد آمد. پس باید گفت که عمل جنسی باید از طریق آموزش، فراگیری شود نه از روی غریزه یا طبیعت انسان  (همان منبع،۱۳۷۷، ص ۲۷).

محققی به نام پارسلی در کتابی به نام «تولید مثل در انسان» یادآور شده است، در بسیاری از حیوانات عمل جنسی به‌صورت غریزی صورت می‌گیرد. بعضی احتیاج به تعلیم و آموزش ندارد. حتی اگر حیوانی دور از اجتماع حیوانی و طبیعت باشد. بعد از بلوغ مانند سایر حیوانات انتخاب جفت کرده و با آن رقابت می‌کند؛ اما این مسئله در موجودات عالی فرق می‌کند. انسان و میمون برای برقراری رابطۀ جنسی لازم است که با تقلید یا آموزش این عمل را انجام دهند. از این مطلب این نکته استنباط می‌شود که برقراری رابطۀ جنسی لازم است که طرفین تحت آموزش قرار گیرند (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۴۶).

فروید می گوید :غریزه جنسی تنها انگیزه تشکیل خانواده و یگانه ضرورت ایجاد رابطه میان زن و مرد است، به حقیقت مسئله رابطه جنسی هرگز نباید جدا از عشق و محبت زناشویی باشد، این را نیز قبول داریم.

«زندگی های فاقد احساس جنسی شروع» هیچگاه به نیک بختی نینجامیده است؛ و خوشبخت زنان و مردانی که می‌توانند در تمام دوران زندگی خود احساس جنسی مشروع، نشان دهند و آنرا عاملی بس پر اهمیتی سالی بر سال های زندگی مشترکشان به شمار آورند (صدری، ۱۳۱۵، ص ۳۰).

غریزه ذات جانداران است و باید ارضاء شود. منتها در انسان به شکل مطلوب پس غریزه نفسانی تنها بد نیست بلکه هیچ کس نمی‌تواند معترض آن باشد، هیچ کس نمی‌تواند به اصل آن با بی اعتنایی حتی با بی احترامی بنگرد، بنابراین موضوع غریزه برای هر یک از زن و شوهر هم حق است و هم وظیفه و در این رهگذر، زیور و آرایش (جلوه نما) زن و محبت و عشق ورزی (نیاز و طلب) شوهر از عملیات دل انگیز دنیای زناشویی است. مگر نه باید حق خود را بشناسیم و به اندازۀ آن بهره مند باشیم ؟مگر نه اینکه باید حق دیگری را شناخته وظیفه خود را هر چه کاملتر نیکوتر انجام بدهیم؟ (همان منبع، ۱۳۷۵، ص ۴۱).

شنیدنی است که بدانیم : درتاریخ بشریت، کار غرایز جنسی اشکال مختلف به خود گرفته، مثلاً مذاهب بدون امور جنسی را به یک عمل آسمانی تلقی می کردند، بعدها امور جنسی را به‌عنوان وسیله ای در اختیار شیطان دانستند و آنوقت با ریاضت و امساک را تبلیغ کردند (همان منبع ۱۳۷۵، ص ۴۶).

قرآن کریم به ما یادآوری می‌کند و چنین تعلیم می‌دهد :

«خداوند از جنس خودتان برای شما همسرانی قرار داده، برای شما از همسرانتان، فرزندان و نوه ها و از طیبات به شما روزی داده، آیا به باطل ایمان می‌آورند و نعمت خدا را انکار می‌کنند.»

امام صادق (ع) می فرماید : «از لذیذترین کارها همبستر شدن با زنان است. منتها ازنظر دور نمی داریم که این قلب انسان است نه بدن او که افکار تزلزل ناپذیر ایجاد می‌کند»

این زیبایی و لذت معنوی آنگاه دقیق تر از همه می‌شود که با این حکمت، شرع مقدس اسلام بیشتر توجه کنیم در زندگی همسران، روزهای معذوریت زنان، ممنوع است، چرا؟

زیرا اگر این دستور رعایت نشود لذت صرفاً محدودۀ غرایز خواهد بو دو بعداً به زجرها و زشتی های ندامت بار و غیر قابل جبران تبدیل خواهد شد (همان منبع، ۱۳۷۵، ص ۵۱).

یکی از خواسته‌های تعیین کننده در رضایت زناشویی انگیزه جنسی است . هرچه رضایت جنسی افزایش یابد، خشنودی زناشویی بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد که انگیزۀ جنس تحت تأثیر ملاحظات فرهنگی و معنویات مربوط به نظامهای ارزش جوامع قرار می‌گیرد. جوامع غربی و نظامهای ارزش فردگرا به این انگیزه در امر مبادرت به ازدواج اولویت بیشتر می دهند، از سوی دیگر عامل جنسیت نیز در این امر دخالت دارد، یعنی رضایت جنس زن بستگی بیشتری به ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی و خصایص سنی شوهر دارد (کاظمی،۱۳۷۷، ص۲۶).

ظاهراً هر چه رضایت جنسی مرد بیشتر باشد جامعه پذیری وی نیز افزایش می یابد، در هر حال زن و شوهر با ارضای انگیزه مزبور بر عزت‌نفس و احساس معمولی نیز نایل می‌شوند. وی بر حسب ظاهر نیز معمولی و خودشکوفایی برای رضایت زناشویی مرد مؤثر و مهمتر هستند.

شاید بر اساس معین دلایل اصولاً رضایت شوهران از پیوند زناشویی بیشتر است و سازش یافتگی آن‌ها در زندگی مشترک برجستگی افزونتری به انسان می‌دهد؛ یعنی معمولی، خودشکوفایی و رضایت جنسی آن‌ها بیشتر تأمین شده است (همان منبع،۱۳۷۷؛ ص ۳۰).

با این توضیح، رابطه میان رضایت از لحاظ جنسی، معمولی و خودشکوفائی با سازگاری زناشویی بستگی به دو عامل جنسیت و فرهنگ دارد.

وجود رابطه میان رضایت جنسی با سازش یافتگی زناشویی نشان می‌دهد که انگیزه جنسی یکی از انگیزه های بنیادی و پایه ای زوجین برای ازدواج و ایجاد (پیوند زناشویی است. امّا این انگیزه تحت الشعاع شرایط فرهنگی، آداب و رسوم و خصوصیات اجتماعی جوامع گوناگون قرار دارد (همان منبع، ۱۳۷۷، ص ۴۱).

در فرهنگ و آداب وسنن خاص کشورهای شرقی و جوامعی که به زندگی خانوادگی طایفه ای توجه دارند ارضای انگیزه ها و خواسته‌های غیر جنسی در ازدواج، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این جوامع ازدواج در شرایطی انجام می‌گیرد که خواسته‌ها و تقاضاهای غیر جنسی ارضاء شوند؛ یعنی روابط زناشویی می‌تواند ادامه یابد، حتی اگر رضایت و خشنودی جنسی وجود نداشته باشد به نظر می‌رسد که عوامل اجتماعی ازدواج در شرق نیرومند که هستند و مردم بیشتری از استحکام پیوند زناشویی برخوردارند.

(برگرفته از کتاب پاسخ به مسائل جنسی و زناشویی مانا استوان، ابراهام استوان)

[۱] – &Guttmann carrier

[۲] -Lvnsvn

[۳]- Raji & Bradbvry

[۴] -Christensen & Svlavy

[۵]- Bi Angelis

[۶] – Orathinka & Vanstee Wegen

[۷] – Haivres

[۸] – Terman

[۹] – Markowski, E. M/ & Green Wood

[۱۰] – Rice