موقعیت محلی حسابرس و قیمت گذاری حسابرسی، اقلام تعهدی غیرعادی، مدل های قیمت گذاری

 

این صرفه جویی ها در مخارج تعهدات حسابرسی با فرض برابر سایر مسائل به حسابرسان‌محلی در مقایسه با حسابرسان‌ غیرمحلی اجازه می دهد تا هزینه های کمتری مطالبه کنند و این مسئله به ارتباطی منفی میان هزینه های حسابرسی و موقعیت محلی حسابرس منجر می شود.
از سوی دیگر، همانطور که قبلا ذکر شد، مزیت اطلاعاتی و کانال های ارتباطی تسهیل شده که حسابرسان محلی به نسبت حسابرسان غیرمحلی از آن استفاده می کنند .
می تواند به نظارت موثرتر و در نتیجه حسابرسی های با کیفیت بالاتر منجر شوند. همانطور که کیفیت در بازار خدمات حرفه ای قیمت گذاری می شود، ارائه کننده های خدمات با کیفیت بالا نیز می توانند هزینه های بیشتری نسبت به سایر خدمات با کیفیت کمتر مطالبه کنند که این مسئله در مورد سود حسابرسان و متخصصان این حرفه بیان شد. در نتیجه حسابرسی با کیفیت بالاتری که توسط حسابرسان محلی صورت می گیرد بایستی آنها در سایر شرایط برابر، قادر به مطالبه سود بیشتر در ازای خدمات ارائه شده کند. در چنین موردی می توان رابطه مثبت میان هزینه های حسابرسی و موقعیت محلی حسابرس را مشاهده نمود. با ارائه دو تاثیر متضاد موقعیت محلی حسابرس بر مخارج حسابرسی با این سوال رخ می دهد که آیا حسابرسان محلی هزینه بیشتری به نسبت حسابرسان غیرمحلی مطالبه می کنند یا خیر. در واقع (چوی و همکاران، ۲۰۱۲) به این نتیجه رسیدند که با وجود سایر موارد برابر، هزینه های حسابرسی مطالبه شده توسط حسابرسان محلی با آنهایی که توسط حسابرسان غیرمحلی مطالبه شده اند تفاوت زیادی ندارد.
یک شرکت موسسه ثبت، مجوز و آموزش مستمر حسابرسان، معمولاً از طریق دفتر کاری خود که در نزدیکی موکلین خود واقع شده است خدمات حسابرسی ارائه می کند. در مثال زنگ و همکاران، نزدیک به ۸۵% موکلین توسط حسابرسانی حسابرسی شده اند که دفاتر کاری آنان در همان ایالتی واقع شده که دفاتر مرکزی موکلین در آن قرار دارد و حدود ۹۱% موکلین توسط حسابرسانی حسابرسی شده اند که در فاصله حداکثر ۱۵۰ مایلی دفاتر مرکزی موکلین قرار دارند. بیشتر قراردادهای حسابرسی از نظر نزدیکی جغرافیایی به خوبی توسط حسابرسان و موکلین بررسی شده اند. این نزدیکی جغرافیایی یا موقعیت محلی حسابرسان می تواند دارای هر دو تاثیر مثبت یا منفی بر کیفیت حسابرسی باشد(زنگ و همکاران، ۲۰۱۲).
مطالعات مختلف در متون مالی اظهار می دارند که نزدیکی جغرافیایی میان آژانس های اقتصادی در توضیح رفتارهای تصمیم گیری و روابط قرار دادن میان آنها مهم می باشد. ساختار فزاینده مطالعات در متون نشان می دهند که سرمایه گذاران مالی در سهام داخلی بیش از سهام خارجی تمایل نشان می دهند، عمدتاً به این دلیل که آنها با سهام داخلی آشناتر می باشند. همچنین مدارک نشان می دهند که در بازار سرمایه آمریکا، مدیران بودجه ای و سرمایه گذاران فردی ترجیح می دهند که در شرکت های محلی سرمایه گذاری کنند عمدتاً به این دلیل که آنها به سادگی با سهام محلی آشناتر بوده و در کسب اطلاعات در مورد آنها مزایایی وجود خواهد داشت. بعلاوه، مالوی(۲۰۰۵) اعلام می دارد که تحلیلگران بی واسطه جغرافیایی پیش بینی های درآمدی دقیق تری از سایر تحلیلگران ارائه می دهند و بیان می دارند که گروه اول دارای مزیت اطلاعاتی به نسبت گروه دوم هستند و این مزیت اطلاعاتی به عملکرد پیش بینی گرانه بهتری منجر می شود. کدین و راج گوپال(۲۰۰۵). مدارکی را ارائه می کنند که نزدیکی جغرافیایی میان شرکت ها و ناظران با هزینه گزارش دهی نادرست که در مقابل بر عمق این گزارش دهی نادرست تاثیر می گذارد، همراه می باشد.
در یک حالت مشابه، کوی و همکاران به این نتیجه رسیدند که در نزدیکی جغرافیایی، حسابرسان محلی در مقایسه با حسابرسان غیرمحلی طبیعتاً با موکلین همان محل آشناتر بوده و دارای مزیت اطلاعاتی در تماس با موکلین خود هستند(کوی و همکاران، ۲۰۱۲).
حسابرسان محلی از طریق تعامل مستقیم با مدیران و سایر کارکنان شرکت موکل نسبت به حسابرسان غیرمحلی دسترسی بیشتری به اطلاعات مربوط به شرکت موکل دارند. آنها در ایجاد روابط فردی نزدیکتر و در نتیجه در ایجاد کانال های ارتباطی قابل اتکا با موکلین خود به نسبت حسابرسان غیرمحلی فرصت های طبیعی دارند. بعلاوه، آنها در کسب اطلاعات مربوط به موکل از رسانه ها موفق تر خواهند بود(زنگ و همکاران، ۲۰۱۲).
در یک سو، این مزیت اطلاعاتی و ارتباط تسهیل شده باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان حسابرسان محلی و موکلین آنها شده و به حسابرسان در ارزیابی ریسک مربوط به موکل و سایر خصوصیات موکلین با دقت بیشتر یاری می رساند و به آنها اجازه ارزیابی بهتر انگیزه و فرصت های موکلین در گزارش دهی در حد استاندارد را می دهد. به همین دلیل حسابرسان محلی در نظارت و ارزیابی رفتار گزارش دهی موکل و یافتن اشتباهات حسابداری و یا بی نظمی ها در مقایسه با حسابرسان غیرمحلی تواناتر خواهد بود(زنگ و همکاران، ۲۰۱۲).
در سوی دیگر، نزدیکی جغرافیایی یا موقعیت محلی حسابرس به دلایل زیر ممکن است باعث تضمین استقلال حسابرس و در نتیجه کیفیت حسابرسی شود. با وجود روابط نزدیک تر میان حسابرسان محلی و موکلین آنها، احتمال اینکه حسابرسان محلی با موکلین خود تبانی نموده و در نتیجه در گزارش خود تغییراتی ایجاد کنند زیاد خواهد بود که این به معنی حسابرسی های با کیفیت پایین می باشد. این پیش بینی در مورد رابطه منفی میان کیفیت حسابرسی و موقعیت محلی حسابرس به طور قراردادی با عنوان «بعد تبانی»
خوانده می شود. مثال مو
جود از بازار در حال توسعه چین در مورد خدمات حسابرسی با بعد تبانی همخوانی دارد. برای مثال، گول(۲۰۰۶) حسابرسان محلی را به شکل حسابرسانی که در قلمرو اداری حکومت محلی موکلین خود ساکن هستند معرفی می کنند. آنها پی برده اند که کیفیت حسابرسی، در کل، برای حسابرسان محلی به نسبت غیرمحلی پایین تر خواهد بود. زیرا حسابرسان محلی احتمال بیشتری دارد که در عرض فشارهای سیاسی دولت محلی که اغلب همان کنترل سهامداران شرکت های محلی است واقع شوند. نقش تاثیرات سیاسی در شکل رابطه حسابرس- موکل در محیط حسابرسی چنین بسیار چشمگیرتر می باشد. همانطور که در رابطه معروف میان انرون و دفتر کاری هاستون اندرسون مشاهده شد، اگرچه، نمی توان احتمال تبانی میان حسابرسان و موکلین را حتی در محیط بازاری آمریکا نادیده گرفت، مخصوصا هنگامی که حسابرسان‌از لحاظ جغرافیایی به موکلین خود نزدیک باشند(زنگ و همکاران، ۲۰۱۲).
به طور خلاصه، بعد اطلاعاتی بیانگر تاثیر مثبت موقعیت محلی حسابرسان ‌بر کیفیت حسابرسی است در حالی که بعد تبانی بیانگر تاثیر منفی می باشد. برای ارائه نتایج تجربی در حمایت از هر بعد و یا اینکه کدام بعد بر دیگری غلبه دارد، (چوی و همکاران، ۲۰۱۲) به این نتیجه رسیدند که سطح مدیریت درآمدها، اندازه گیری شد، از نظر میزان اقلام تعهدی غیرعادی، میان موکلین و حسابرسان ‌محلی و موکلین و حسابرسان غیرمحلی تفاوت زیادی ندارد، سایر موارد برابر خواهد بود.
موقعیت محلی حسابرس و قیمت گذاری حسابرسی
همانند عرضه کنندگان سایر خدمات حرفه ای نظیر پزشکان و وکلا، حسابرسان‌ هر دو هزینه تحویل (یا ارائه) خدمات حسابرسی و هم کیفیت خدمات حسابرسی که ارائه می کنند را در قیمت گذاری خدمات خود محاسبه می نمایند. سازگار با این نگرش، مدل های قیمت گذاری فعلی، ابتدا توسط سیمونایک(۱۹۸۰) طرح ریزی و بعد توسط چوی(۲۰۰۶) توسعه یافت و بیانگر آن است که مخارج حسابرسی که برابر هزینه های حسابرسی در یک شرایط رقابتی است، تابعی از : خصوصیات موکل نظیر سایز شرکت موکل، پیچیدگی موکل و ریسک مربوط به موکل است و خصوصیات حسابرس نظیر نام تجاری و خدمات تخصصی که بر کیفیت خدمات حسابرسی تاثیرگذار است، می باشد.
سنجش کیفیت حسابرسی
بزرگی اقلام تعهدی غیرعادی یا احتیاطیDA که عنوان بازدهی از مدیریت درآمدهای غیرمنتظره تلقی می شود. اکنون کاملا شناخته شده است که مقیاس سنتی DAکه از مدل جونز استفاده می کند پر سر و صدا می باشد. برای رفع این نگرانی، کوی و همکاران (۲۰۱۲) دو مقیاس جایگزین DAرا ایجاد کردند؛ یکی از مدل تکمیل شده جونز(۲۰۰۵) گرفته شده که عدم هماهنگی های زمانی اقلام تعهدی در شناسایی درآمدهای اقتصادی و زیان ها را کنترل می کند. مقیاس دیگر از برآورد مدل اصلاح شده بر مبنای عملکرد جونز مشتق شده است. کیم و همکاران(۲۰۱۲) به ترتیب این دو مقیاس را با DA1و DA2,ذکر کردند.
مدل تکمیل شده جونز(۲۰۰۵) در معادله (۱) نحوه محاسبه مقیاس اول کوی و همکاران، یعنی DA1را توضیح می دهد:
که درآن برای شرکت j و درسال t(یا t – 1) ، ACCRنشان دهنده اقلام تعهدی کل، A, ΔREV و PPEبیانگر دارایی کل، تغییرات در فروش خالص و اموال خالص، زمین و تجهیزات به ترتیب می باشد و CFOبیانگر جریان پولی ناشی از عملیات، DCFO متغیر مصنوعی است که اگر CFO منفی یا صفر باشد برابر ۱ است و ε شرایط خطا می باشد.
بال و شیوارکومار(۲۰۰۵) نشان می دهند که اقلام تعهدی حسابداری زبان های اقتصادی را به نسبت سودهای اقتصادی هم به شکلی زمان دار شناسایی می کنند و اینکه اقلام تعهدی حسابداری یک تابع خطی از جریان پولی در مدل خود، کوی و همکاران، سه متغیر دیگر به نام های CFOjt/Ajt-1, DCFOjt,و (CFOjt/Ajt-1) * DCFOjt را به شکل معادله ۲ در مدل جونز وارد کردند. با بهره گرفتن از(ACCR) به همراهی دارایی کلی به عنوان متغیر وابسته، معادله ۱را برای هر دو رقم Sic-Code و سال برآورد کردند. مقیاس اولیه کیم و همکاران، DA1در واقع تفاوت میان اقلام تعهدی واقعی و مقادیر قراردادی معادله ۱ می باشد.
مقیاس دوم کیم و همکاران، برای اقلام تعهدی غیرعادی DA2,که به شکل زیر محاسبه می شود:
برای هر دو رقم Sic-Code و سال، آنان، نسخه ‌متقاطع مدل اصلاح شده جونز در معادله ۲ را برآورد کردند. باقیمانده های معادله ۲ همان DA قبل از اصلاح برای عملکرد شرکت می باشد.