میانگین موزون هزینه سرمایه، روش ارزش افزوده اقتصادی، ارزیابی عملکرد سازمانی

 

۴-۶-۱-۲) کارت ارزیابی متوازن
این روش که توسط کاپلان و نورتون(۱۹۹۲) توسعه داده شد، سعی میکند اهداف بلند مدت و کوتاه مدت، اندازه های مالی و غیرمالی، شاخصهای پیشرو و پسرو و نیز جنبههای داخلی و خارجی سازمان را متعادل نماید. بطور کلی چهار منظر مشتری، مالی، فرایندهای داخلی و نیز یادگیری و رشد جهت ترجمه سطوح بالای استرات‍ژی به معیارهای واقعی بکار گرفته میشوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخصها، معیارها و مقدمات مورد نیاز فهرست میگردند. همچنین ارتباط مابین هریک از این جنبه های چهارگانه میباید ملاحظه گردد. در مقایسه با اندازه های حسابداری سنتی، کارت ارزیابی متوازن کانون توجه را از سوی شاخصهای مالی به نحوی تغییر داده است که سه اندازه کلیدی موفقیت غیر ملموس را دربر گیرند. اینها تقریباً معادل با سه بخش سرمایه فکری هستند که سرمایه انسانی(تجربه و دانش افراد) سرمایه ساختاری(دانش نهفته در سیستم ها و فرایندهای سازمان) و سرمایه مشتری(ارتباطات مشتری) نام دارند. بر این اساس جنبههای یاد شده میتوانند بطور مناسب جهت ارزیابی شرایط موجود مدیریت دانش و ارزیابی آن تطبیق داده شوند(زاهدی، لطفیزاده، ۱۳۸۶).
۵-۶-۱-۲) سرمایه فکری مستقیم
تاکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از این اجزا قرار گرفته است. با تعیین اجزای سرمایه های فکری(نظیر سرمایه مشتری نظیر وفاداری مشتریان، مالکیت فکری نظیر حقوق اختراعات، داراییهای فنی نظیر دانش فنی، داراییهای انسانی نظیر آموزش و داراییهای ساختاری نظیر سیستمهای اطلاعاتی) و تعیین ارزش هر یک از اجزا میتوان ارزش کلی سرمایه فکری شرکت را محاسبه نمود. این روش پیچیده ترین اما دقیق ترین ابزار اندازه گیری سرمایه فکری است. عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزا و اندازه گیری و یا ارزش گذاری هر یک از آنها میباشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش میگردد(انواری رستمی و همکاران،۱۳۸۲).
۶-۶-۱-۲) جهتیابی اسکاندیا
اسکاندیا یک شرکت خدمات مالی سوئدی است که بدلیل جلودار بودن در امر اندازه گیری دانش خود به خوبی برجسته شده است. اسکاندیا برای اولین بار بصورت داخلی گزارش سرمایه فکری خود را توسعه داد و در سال ۱۹۹۴ بعنوان اولین شرکت بزرگ، گزارش سرمایه فکری خود را به پیوست صورتهای مالی سنتی به سهامداران عرضه کرد. اسکاندیا بطور وسیعی ابزارها و روش های مختلف اندازه گیری سرمایه فکری را تجربه کرد و سرانجام ابزار اندازه گیری خاص خود را تحت عنوان جهتیابی اسکاندیا به همراه مدل ایجاد ارزش مربوط توسعه داد. ادوینسون بعنوان معمار مباحث ابتکاری فوق در شرکت اسکاندیا، یک مدل جامع و پویای گزارشدهی سرمایه فکری که جهت یابی اسکاندیا نام داشت را با پنج حوزه مالی، مشتری، فرایندی، توسعه و نوسازی و انسانی مطرح نمود(ادوینسون، ۱۹۹۷).
۷-۶-۱-۲) حسابداری و هزینهابی منابع انسانی
این روش که توسط جوهانسون توسعه داده شد، هزینه های مرتبط با اثرات مخفی منابع انسانی که سود شرکت را کاهش میدهد محاسبه مینماید. سرمایه فکری بوسیله محاسبه میزان مشارکت داراییهای انسانی تقسیم بر هزینه های حقوق سرمایهگذاری شده اندازه گیری میشود. گروجر و جوهانسون تاکید می کنند که حسابداری و هزینهابی با دامنه گسترده ای از کاربردها همراهند:
بعنوان ابزار سیاسی، جهت نشان دادن سوء تدبیر منابع انسانی و سپس بحث در جهت سرمایه گذاری بیشتر و یا مدیریت بهتر.
بعنوان ابزار آموزش برای تحلیل ساختاردهی و بنابراین فهم بهتر، حل مشکلات پرسنل از یک منظر کاربردی و بنابراین توانایی بهتر جهت تعادل ارزشهای کاربردی در مقابل سایر ارزشها.
بعنوان یک حامی تصمیم سازی جهت اطمینان از اینکه از نقطه نظر مدیریت روی منابع انسانی منطقیتر هستند(جعفری و همکاران، ۱۳۸۵).
۸-۶-۱-۲) کارگزار تکنولوژی
مدل کارگزار تکنولوژی توسط بروکینگ(۱۹۹۶) مطرح شد، او دانش سازمانی را به چهار طبقه دارایی های انسان محور، داراییهای زیرساختی، داراییهای فکری و داراییهای بازار تقسیمبندی میکند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی فرایند ارزیابی مشخص میکند. هر بخش از مدل بوسیله پرسشنامه های ممیزی مخصوص درباره متغیرهای مرتبط با طبقه دارایی بررسی میشود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر ۲۰ سوال است که بر نیاز به تقویت سرمایه فکری تاکید دارد و در ادامه پرسشنامه ۱۷۸ سوال است که مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمایه فکری میباشد.
۹-۶-۱-۲) کنترل دارایی نامشهود
کنترل دارایی نامشهود توسط اسویبی توسعه داده شد و سه نوع از داراییهای نامشهود را که حاصل اختلاف بین ارزش بازار و ارزش دفتری شرکت میباشد تعریف نمود. این سه جزء داراییهای نامشهود شامل ساختار خارجی (مارک تجاری، ارتباطات مشتری و تأمین کننده)، ساختار داخلی (مدیریت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، نرم افزار) و شایستگی فردی (تحصیلات، تجربه، خبرگی) هستند. برای هر جزء دارایی نامشهود، سه شاخص بر رشد و بازسازی، کارایی و نیز پایداری آن جزء متمرکز هستند. وقتی که مدل جهتیابی اسکاندیا با فرهنگ و فلسفه مدیریت سازمان بعنوان بخشی از سرمایه انسانی برخورد می کند، کنترل دارایی نامشهود آنها را تحت ساختار داخلی طبقه بندی میکند. بدلیل تاکید خاص این مدل بر انسان، این مدل بر این فرض استوار است که انسان تنها عامل درست در کسب و کار است و سایر جنبههای ساختاری اعم از داخلی و خارجی، در فعالیتهای انسا
نی مستتر میباشد. (نمازی، ابراهیمی، ۱۳۸۸)

۱۰-۶-۱-۲) ارزش افزوده اقتصادی
ارزش افزوده اقتصادی، بعنوان یکی از اندازه های عملکردی مبتنی بر ارزش، در زمان پیدایش محبوبیتی فوق العاده بدست آورد. این روش بطور نسبی یکی از جدیدترین روش های ارزیابی عملکرد سازمانی می باشد که توسط استیوارت و شرکت مشاوره نیویورک توسعه داده شد. این روش بر حداکثر کردن ثروت سهامداران متمرکز است. ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی ایجاد شده(پس از کسر مالیات) توسط شرکت منهای هزینه صرف سرمایه صرف شده جهت ایجاد آن جریان نقدی بوده، بنابراین نشان دهنده سود واقعی در برابر سود روی کاغذ است. ارزش افزوده اقتصادی به عنوان تفاوت بین فروش خالص و مجموع هزینه های عملیاتی، مالیاتها و هزینه های سرمایه میباشد در حالیکه هزینه های سرمایه از طریق ضرب هزینه متوسط سرمایه موزون در کل سرمایه(سرمایهگذاری شده) محاسبه میشود. در عمل، ارزش افزوده اقتصادی زمانی افزایش مییابد که میانگین موزون هزینه سرمایه، کمتر از بازگشت به داراییهای خالص و یا بالعکس باشد. در حال حاضر روش ارزش افزوده اقتصادی به نحو مطلوبی استقرار یافته است و بطور فزایندهای شرکتهای بزرگ در حال پذیرش آن بعنوان پایهای برای برنامه ریزی تجاری هستند. بعبارتی تغییر در ارزش افزوده اقتصادی معیاری بدین نحو فراهم میکند که آیا سرمایه فکری سازمان اثربخش بوده یا خیر. بدیهی است در این حال، ارزش افزوده اقتصادی یک اندازه جایگزین برای سرمایه فکری میباشد و اطلاعات دقیقی از میزان تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکت فراهم نمیکند. (نمازی، ابراهیمی، ۱۳۸۸)
۱۱-۶-۱-۲)ارزش بازار به دفتر