ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود، تعریف و اندازهگیری متغیرهای پژوهش، سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود

 

۲-۳-۲-۳- ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود
با توجه به مطالب ذکرشده و نتایج جستجوها ملاحظه میشود که پژوهشهای تجربی بسیار اندکی درزمینه تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود آنها در خارج از کشور انجام‌شده است و این در حالی است که در داخل با توجه به جستجوهای انجام‌شده، تاکنون پژوهشی که بیانگر تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود باشد در ادبیات حسابداری مشاهده نگردیده است؛ بنابراین، پژوهش حاضر سعی بر آن دارد تا تأثیر ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود را در بورس اوراق بهادار تهران، موردبررسی قرار دهد.
۲-۴- خلاصه فصل
این فصل به بررسی چارچوب نظری استفاده‌شده در ادبیات حسابداری در خصوص تجزیه و تحلیل رابطه بین ناهمگونی شرکتها و میزان سرمایهگذاری آنها در داراییهای نامشهود پرداخته است. در این راستا، ابتدا ناهمگونی شرکتها و موارد مرتبط با آن و علیالخصوص معیارهای محدودیت در تأمین مالی، اندازه شرکتها و سرمایه های انسانی موردبررسی قرار گرفت. همچنین، فصل حاضر به بررسی مفاهیم نظری مربوط به داراییهای نامشهود پرداخته است. در ادامه، چگونگی تأثیرگذاری ناهمگونی شرکتها بر میزان سرمایهگذاری آنها در داراییهای نامشهود تشریح شد. سرانجام، پژوهشهای مهم انجام‌شده در داخل و خارج از کشور در ارتباط با موضوع پژوهش نیز، موردبررسی قرار گرفت.
فصل سوم
روش اجرای پژوهش
۳-۱- مقدمه
علم، شناخت واقعیت از طریق تجربه است. کارکردهای علم؛ تبیین، پیشبینی و تعمیم است و هدف اساسی آن نظریهسازی است. تبیین به عنوان یکی از کارکردهای علم به معنای شناخت علت یا علل پدیده هاست. به بیان آماری، تبیین معادل توضیح واریانس متغیر وابسته از طریق متغیر مستقل یا ترکیبی از مشارکت نسبی متغیرهای مستقل است. موضوع علوم اجتماعی، رفتارهای انسانی و مبتنی بر روش مشاهدهای است و از طرف دیگر پدیده های اجتماعی، پیچیده و تغییرپذیرند. پدیده های اجتماعی را نه یک علت بلکه علتهای اجتماعی تبیین میکنند که پژوهشگر همواره قادر به کنترل تمام متغیرهای مستقل (علل پدیده های اجتماعی) نیست (ساعی، ۱۳۷۷). از طرفی پایه هر علمی، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانین هر علمی به روش‌شناختی مبتنی است که در آن علم به کار میرود. از اصطلاح روش پژوهش معانی خاص و متمایزی در متون علمی استنباط میشود. این استنباطها گاه دارای همپوشانی و وابستگیهایی هستند و در مواردی هم روش پژوهش و نوع پژوهش مترادف در نظر گرفته‌شده‌اند (نمازی، ۱۳۷۹).
فصل قبل به بیان مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختصاص داشت. بررسی ادبیات و نمای کلی (طرح کلی) مربوط به چارچوب نظری پیشنهادشده برای مطالعه، به تصمیمگیری در مورد انتخاب روش و ساختار طرح پژوهش مناسب کمک میکند. هدف اصلی پژوهش حاضر آزمون تجربی ارتباط بین ناهمگونی شرکتها و میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، ابتدا به تشریح ادبیات نظری پژوهش در خصوص ناهمگونی شرکتها، سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود و ویژگیهای آنها پرداخته شد. در ادامه، ادبیات نظری مرتبط با نقش ناهمگونی شرکتها در تعیین میزان سرمایهگذاری در داراییها نامشهود شرکتها موردبررسی قرار گرفت. درنهایت، بخش آخر فصل نیز، خلاصه‌ای از پژوهش‌های انجام‌شده درزمینه ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود آنها را ارائه کرد.
این فصل جزئیات روش پژوهش به کار گرفته‌شده را بر مبنای اهداف و مقصود پژوهش، تشریح میکند. در این راستا، ابتدا فرضیه های پژوهش توسعه‌یافته و متغیرهای پژوهش و نحوه اندازه گیری آنها ارائه‌شده است. در ادامه، جامعه و نمونه آماری و روش گردآوری داده ها مطرح و با تشریح روش های آماری موردنیاز برای آزمون فرضیه ها به پایان رسیده است.
۳-۲- فرضیه‌های پژوهش
در این قسمت در خصوص دستیابی به اهداف پژوهش و بر اساس مبانی نظری و پیشینه پژوهش مطرح‌شده در فصل قبل، فرضیه های پژوهش به شرح زیر طراحی و تدوین‌شده است:
فرضیه اصلی پژوهش: بین میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود و ناهمگونی شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه های فرعی:
فرضیه فرعی اول: تمایل به سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در شرکت‌های بزرگ و کوچک، با یکدیگر متفاوت است.
فرضیه فرعی دوم: شرکتهایی که از سرمایه های انسانی بیشتری برخوردارند، تمایل بیشتری برای سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود دارند.
فرضیه فرعی سوم: تمایل به سرمایه‌گذاری در داراییهای نامشهود در شرکت‌های دارای محدودیت در تأمین مالی نسبت به سایر شرکت‌ها متفاوت است.
۳-۳- تعریف و اندازه گیری متغیرهای پژوهش