نرخ بازده سرمایه گذاری، مدیریت سرمایه در گردش، اجزاء سرمایه در گردش

 

خالص وجوه نقد عملیاتی
متوسط ناخالص کل داراییها
سنجش تولید وجه نقد ناشی از عملیات از کل داراییها
دوره پرداخت بدهیها
حسابها و اسناد پرداختنی×۳۶۰
خرید اعتباری سالانه
سنجش مدت زمان پرداخت بدهی ناشی از خرید نسیه
نسبتهای مالی مذکور، ابزار تجزیهوتحلیل سرمایه در گردش هستند. استفاده مطلوب از اطلاعات این نسبت‎ها در مدیریت سرمایه در گردش بسیار مفید خواهد بود. (نیکومرام ،۵:۱۳۸۰)
اجزاء سرمایه در گردش
داراییهای جاری
ماتور (۲۰۰۳) دو ویژگی اصلی را برای داراییهای جاری، عمر کوتاه مدت آن و تبدیل آن به سایر اشکال دارایی، بر میشمرد. شرکتها میتوانند از طریق اداره صحیح موجودی نقد، حسابهای دریافتنی و موجودی کالا، نرخ بازده را حداکثر کند و ریسک نقدینگی و تجاری را به حداقل برساند. بالا بودن مانده داراییهای جاری یا هریک از حسابها، ریسک را افزایش میدهد.
وجه نقد
وجه نقد هم شامل تنخواه و هم شامل پول نقد نزد بانک می‎شود. یک شرکت برای معاملات و اهداف سوداگری نیاز به وجه نقد دارد. وجه نقد منجر به توسعه نقدینگی شرکت می شود اما سوال اینجاست که چرا شرکت در زمانیکه اختیار سرمایه‎گذاری در اوراق بهادار کوتاه مدت را دارند، باید ذخایر نقدی داشته باشد؟ پاسخ این سوال ایجاد نقدینگی بیشتری در زمانی است که اوراق بهادار قابل معامله باشد. وجه نقد باید در سرمایه گذاری‎ها مورد بررسی قرار گیرد که برای یک کسب و کار اطمینان پیوسته‎ای از این سرمایه‎گذاری حاصل شود. بدون شک یک شرکت زمانی می‎تواند از وجه نقد خود بهره جوید که آنرا در اوراق بهادار قابل معامله‎ای که نیز قابل پرداخت باشد سرمایه گذاری نماید. نگهداری ذخایر نقدی برای تمامی کسب و کار امری قابل توجیه می‎باشد اما چه مقدار وجه نقد بایستی یک شرکت نزد خود نگه دارد؟ سوال خیلی مهمی است، زیرا حداقل وجه نقد ممکن است شرکت را در موقعیتی که توانائی پرداخت بدهی‎های جاری خود نداشته باشد، قرار می‎دهد. از سوی دیگر تراز نقدی ممکن است هیچ بازده‎ای را حاصل نکند. سطح حداقل ذخایر نقدی وابسته به توانائی یک شرکت در جهت افزایش وجه نقد در زمانی است که اولاً مورد نیاز باشد، ثانیاً در آینده به وجه نقد نیاز داشته باشیم و بر این اساس وجه نقد را درجهت مقابله با وقایع ناگهانی آتی نگه دارند.
شرکتها همچنین می توانند با ذخایر نقدی کافی از فرصتهای سرمایه گذاری در دسترس بهره ببرند اما داشتن سطح بالائی از ذخایر نقدی یک منبع بیهوده (بلا استفاده) را ایجاد نماید.
افزایش ذخایر نقدی معمولاً به فرصت‎های سرمایه‎گذاری در دسترس آتی، بازده سرمایه‎گذاری و هزینه معاملات سرمایه‎گذاری‎ها در بازار وابسته می‎باشد. ما کمینه و ماکزیمم کردن تراز نقدی را مورد بحث قرار دادیم اما تراز نقدی بهینه‎ای که می‎تواند با سودآوری و نقدینگی تراز شود، چیست؟
میلر-اور معتقد است که مدل مدیریت نقد، مدلی ریاضیاتی می‎باشد که فقط به شرکت‎ها جهت درک تراز نقدی بهینه هدف، یاری نمی‎کند بلکه در جهت درک سطح ماکزیمم ذخایر نقدی می‎باشد.
Z = {(3 × TC×V) / (4×R) + L)} 1/3
این فرمول تراز نقدی هدف را فراهم می آورد که:
TC: هزینه معاملات
V: واریانس جریان نقدی خالص روزانه
R: نرخ بازده سرمایه گذاری کوتاه مدت