نسبتهای مالی و مدیریت سرمایه درگردش، مدیریت سرمایه در گردش، مدیریت داراییهای جاری

 

شرکتها میتوانند با کارگیری روش های گوناگون، در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش، میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. این روشها را میزان ریسک و بازده آنها مشخص میکند. مدیران سرمایه در گردش به دو دسته تقسیم میشوند: محافظهکار و متهور (جسور). مدیریت محافظهکارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا برود. در اجرای مدیریت محافظهکارانه سعی میشود که ریسک ناشی از ناتوانی باز پرداخت بدهیهای سر رسید شده به پایینترین حد برسد. مدیر، در این نوع مدیریت، میکوشد تا مقدار زیادی دارایی جاری (که نرخ بازده شان پایین است) نگه دارد، از اینرو، شرکتهایی که مدیریت محافظهکارانه داشته باشند به اصطلاح دارای ریسک نقدینگی و بازده اندک خواهند بود. مدیر سرمایه در گردش با اجرای مدیریت جسورانه میکوشد تا با داشتن کمترین میزان دارایی جاری، از بدهیهای جاری بیشترین استفاده را ببرد و شرکت را به این گونه اداره کند. در اجرای این مدیریت، ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد رفت و شرکتی که این نوع مدیریت را به اجرا در آورد، بارها در وضعیتی قرار میگیرد که نمیتواند بدهیهای سر رسید شده را بپردازد. از سوی دیگر، چون حجم داراییهای جاری به پایین حد میرسد، نرخ بازده سرمایهگذاری بسیار بالا می‎رود (البته اگر شرکت ورشکست نشود). شرکتهایی که مدیریت جسورانه در پیش میگیرند ریسک بالایی را میپذیرند و نرخ بازدهی شان بالاست. شرکتها میتوانند در مدیریت داراییهای جاری و بدهیهای جاری، روش‎هایی گوناگونی را به کار ببرند. با ترکیب این روش های گوناگون میتوان مدیریتی را در پیش گرفت که سرمایه در گردش به حد مطلوب برسد.(ریموند:۱۳۸۷،ص :۶)

نسبتهای مالی و مدیریت سرمایه درگردش
شرکتی که مدیریت سرمایه در گردش آن محافظهکارانه عمل میکند موقعیت زیر را خواهد داشت: نسبت نقدینگی، نسبت جاری و نسبت سرمایه در گردش خالص آن بالا خواهد بود. مدیر مالی شرکتی که مدیریت جسورانه در پیش میگیرد میکوشد تا مقدار این نسبتها را کاهش داده و چه بسا سرمایه در گردش خالص شرکت را منفی کند دو معیار مشخص کننده مدیریت سرمایه در گردش عبارتند از:
۱٫ تجزیه و تحلیل روند زمانی نسبتها و سرمایه در گردش خالص
۲٫ مقایسه نسبتهای شرکت با مقادیر متعلق به متوسط است.
در این تحقیق از روش اول برای مشخص کردن نوع مدیریت سرمایه در گردش یک شرکت استفاده شده است. بدین ترتیب که از روند نسبتها در دو سال مالی، سال مالی ۱۳۸۲ به عنوان سال مبنا (پایه) و سال مالی ۱۳۸۵به عنوان سال مورد بررسی استفاده شده است و با مقایسه اطلاعات به دست آمده نوع مدیریت سرمایه در گردش تشخیص داده شده است که در فصل بعدی تشریح شده است.
متداولترین و رایجترین روش های تجزیهوتحلیل صورتهای مالی، استفاده از نسبتهای مالی است. نسبت‎های مالی در حقیقت ارتباط دو یا چند عنصر مالی نظیر داراییها، بدهیها، سرمایه، درآمدها، هزینه ها و سود را با یکدیگر میسنجد تا ازنقاط قوت و ضعف مالی یک واحد انتفاعی آگاهی لازم به دست آید.
با توجه به اینکه دارایی جاری هر واحد انتفاعی به عنوان سرمایه در گردش آن واحد تلقی میشود، چنانچه بدهیهای جاری را از آن کسر نماییم خالص سرمایه در گردش محاسبه میگردد. توجه به دو عنصر مالی یعنی داراییهای جاری و بدهیهای جاری در تجزیهوتحلیل سرمایه در گردش با اهمیت است. به کمک نسبتهای نقدینگی، تحلیلگر مالی داراییهای جاری و بدهیهای جاری را به عنوان متغیرهای مالی عملیاتی با یکدیگر می‎سنجد. مهمترین نسبتهای نقدینگی عبارتند از:
۱-نسبت جاری ۲- نسبت آنی ۳- نسبت نقد ۴- نسبت سرمایه در گردش ۵- نسبت دوره وصول مطالبات ۶-نسبت دوره نگهداری موجودیها ۷- نسبت وجوه نقد عملیاتی ۸- نسبت دوره پرداخت بدهیها
در جدول زیر رابطه و هدف هر یک از نسبتهای فوق ارائه شده است :
نام نسبت
رابطه
هدف
جاری
داراییهای جاری
بدهیهای جاری
سنجش توان پرداخت تعهدات کوتاه مدت
آنی
حسابهای دریافتنی +اوراق بهادار+وجوه نقد
بدهی های جاری