نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری، حاکمیت شرکتی درون سازمانی، سازوکارهای حاکمیت شرکتی

دانلود پایان نامه

 

درصد مالکیت و نفوذ دولت بر شرکت ( Gov) . اگر در شرکتی سهامدار عمده¸ دولت و یا نهادهای وابسته به دولت باشد، به دلیل الزام کمتر و انگیزه های جانبی مدیران و همچنین سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولتی در شرکتها، ساختار حاکمیت شرکتی نسبت به سایر شرکتها ضعیف تر خواهد بود، دلیل این امر عدم توجه دولت به سود بنگاه اقتصادی است. این متغیر نشان دهنده درصد سهامداری دولت بوده و با ساختار حاکمیت شرکتی رابطه عکس دارد. منظور از نفوذ دولت نیز مالکیت مستقیم دولت، وزارتخانه ها )به خصوص وزارت اقتصاد و دارایی) سازمانهای وابسته به دولت و کارگزاری سهام عدالت است.
کیفیت افشا و اطلاع رسانی( Cle ) . با توجه به این که بازار یکی از ابزارهای حاکمیت شرکتی می باشد، شرکتهایی که دارای رتبه کیفیت افشا و اطلاع رسانی بالاتری هستند به طور یقین قدرت بازار در نظارت بر ایشان بالاتر رفته و در سطح ساختار حاکمیت شرکتی بالاتری به سر می برند. این متغیر نشان دهنده رتبه شرکتها بر اساس امتیاز کسب شده از نظر کیفیت افشا و اطلاع رسانی مناسب که توسط سازمان بورس و اوراق بهادار اعلام گردیده است، می باشد. افشای با کیفیت اطلاعات به این معنا است که مدیران اطلاعات خود را درباره فعالیتها و رویدادهای شرکت به درستی و به موقع به سرمایه گذاران و سایر ذینفعان شرکت منتقل کنند و این اطلاعات بتواند اگاهی آنان را نسبت به شرکت بهبود بخشیده و منجر به تصمیم گیریهای کارامد شود. شفافیت و کیفیت افشای اطلاعات‚ به عنوان یکی از جنبه های با اهمیت ساختار حاکمیت شرکتی محسوب می شود(برکمن و آنلو‚ 2011). سازوکارهای حاکمیت شرکتی درون سازمانی بر کیفیت افشای اطلاعات اثر گذار است و احتمال عدم افشای کامل و مطلوب اطلاعات و یا افشای اطلاعات کم اعتبار را کاهش می دهد(کاناگارتمن و همکاران‚ 2011).
1-10-2-2)رقابت بازار محصول
رقابتی بودن بازار محصول به این معنی است که شرکتها در فروش و تولیدکالا رقابت تنگاتنگی دارند و کالاهای آنها نسبت به دیگری برتری چندانی ندارد‚ چرا که اگر غیر این باشد‚ بازار به سمت انحصار یا انحصار چند جانبه تمایل پیدا می کند(خدامی پور و بزرایی‚ 1392).
1-10-3)متغیرهای کنترلی
به منظور کنترل سایر متغیرهایی که به نحوی در تجزیه وتحلیل مساله پژوهش موثرند¸ متغیرهای کنترلی لازم تعیین شدند.
1)اندازه شرکت(size): اندازه شرکت از طریق لگاریتم کل داراییهای شرکت به دست می آید.
2)سودآوری شرکت(profit): برای محاسبه سودآوری شرکت از بازده داراییها استفاده می شود.
3)بازده/ترکیب سرمایه(RE/TA): برای محاسبه از تقسیم درآمد باقیمانده به دارایی کل استفاده شده است.(دآنگلو و استولز‚ 2006).
4)عدم اطمینان جریان نقدی(SRVOL ): توسط نوسانات بازده سهام محاسبه می شود که نوسانات بازده سهام از طریق انحراف استاندارد بازده سالانه سهام در طول 2 سال اخیر به دست می آید.
5)M/B: برای محاسبه از نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری استفاده شده است.
6)فرصت سرمایه گذاری(Investment): از طریق مجموع مخارج سرمایه ای و مخارج تحقیق و توسعه تقسیم بر دارایی کل به دست می آید.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1)مقدمه
سود تقسیمی هزینه نمایندگی را به وسیله ی توزیع جریان نقد آزاد که در پروژه های بی ثمرتوسط مدیریت سرمایه گذاری میشود، کاهش میدهد(هارت‚ 1983). بنابراین، براساس تئوری نمایندگی، اغلب انتظار میرود که مدیران، فعالیتهایی را انجام دهند که برای سهامداران پرهزینه باشد و حتی قراردادهای بین مدیران و شرکت ها نیز نمیتواند مانع از فعالیت های فرصت طلبانه مدیران شود؛ بنابراین، سهامداران فاقد قدرت کنترل، نیازمند ساختاری برای نظارت هستند(کرمرز و همکاران‚ 2008). حاکمیت شرکتی، ابزاری برای ایجاد توازن بین سهامداران و مدیریت است و سبب کاهش مشکلات نمایندگی میشود و این احتمال که مدیران، سیاست تقسیم سود کمتر از حد مطلوب را در پیش گیرند، کم میکند. بنابراین، انتظار داریم ؛ شاخص حاکمیت شرکتی بر تقسیم سود تأثیر داشته باشد(کورانا و تیال‚ 2011). از طرفی رقابت بین شرکتها در مقایسه با بازار کنترل شرکت یا نظارت نهادها می تواند یک مکانیزم حاکمیت شرکتی اثر بخش تری برای کاهش مشکلات نمایندگی بین مدیران و سهامداران می باشد(آلن و گیل‚ 2000). مدیران در بازارهای رقابتی تر تمایل دارند که حاکمیت شرکتی داخلی خوب به عنوان یک مکانیزم اتصال برای حداقل کردن هزینه سرمایه در بازار سهام ایجاد کنند(آلچیان 1950 ¸استیگلر 1958). در بازارهای کمتر رقابتی¸ مدیران ترجیح می دهند بجای تقسیم سود¸ درآمدها را نگه دارند تا اینگونه در مقابل تهدیدهای رقابتی آینده رقیبان بالفعل و بالقوه آماده باشند(گرولن و میشائیلی¸ 2012). شرکتها با حاکمیت شرکتی خوب نسبت به شرکتهایی که حاکمیت شرکتی ضعیفی دارند¸ توسط محافظت از حقوق سهامداران بازده سهام بالاتری را با کنترل عوامل دیگر ریسک به دست می آورند. همچنین سطوح پایین حفاظت از حقوق سهامداران منجربه سودآوری پایینتر¸ نرخ رشد فروش پایینتر¸ هزینه سرمایه بالاتر و افزایش احتمال اکتساب شرکت می شود (گمپرس و همکاران ¸2003). به همین ترتیب¸ حاکمیت شرکتی خوب موجب افزایش ارزش شرکت می شود(میتون2002 ¸ لمون و لین 2003).
بنابراین ما حدس میزنیم تا زمانی که رقابت بازار محصول از مشکلات نمایندگی مدیران جلوگیری میکند¸ تاثیر حاکمیت شرکتی بر تقسیم سود از بین می رود و یا کاهش می یابد. ادبیات موجود نشان می دهد که حاکمیت شرکتی میتواند اثر انظباطی بر مدیران در پرداخت سود بیشتر و یا کمتر داشته باشد. یک داستان(مدل پیامد)است که استدلال می کند: تقسیم سود¸ مشکلات سرمایه گذاری بیش از حد که توسط مدیرانی که منافع شخصی خود را از جریان نقد آزاد دنبال می کنند ایجاد می شود¸ کاهش می دهد(لا پورتا و همکاران ¸2000).
داستان دیگر(مدل جانشینی)است که حدس ما را که تامین مالی خارجی تحت شرایط عدم تقارن اطلاعاتی دشوار است را حمایت می کند. به طور معمول تقسیم سود(یا خرید مجدد سهام) به عنوان تعهد در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی یا تعارض بین مدیران و سهامداران استفاده می شود بنابراین شرکتهایی با حاکمیت شرکتی ضعیف پرداخت سود بیشتری دارند و برعکس(جیرود و مولر¸ 2011)..بر اساس این دو دیدگاه هدف پژوهش حاضر این است که اثر حاکمیت شرکتی داخلی و رقابت بازار محصول را بر تقسیم سود شرکتها بررسی کند.
2-2)حاکمیت شرکتی:
مفهوم حاکمیت شرکتی از واژه لاتین Gubernare» » به معنی هدایت کردن مشتق شده است که معمولا برای هدایت یک کشتی به کار می رود(حساس یگانه¸ 1384).تعاریف حاکمیت شرکتی بسیار گسترده می باشد.در دیدگاه محدود تعاریف حاکمیت شرکتی متمرکز بر قابلیتهای سیستم قانونی برای حفظ حقوق سهامداران اقلیت می باشد(پارکینسون 1994 ¸ لاپورتا و همکاران 1998). در دیدگاه گسترده بر سطح پاسخگویی وسیع تری نسبت به سهامداران و دیگر ذینفعان تاکید دارد(تری کر 1984 ¸ مکینسون 1994 ¸ رابرت مانکز و نل مینو 1995 ). واژه حاکمیت شرکت‚ معنای لغوی ساختار دهی و کنترل شرکتها را با خود به همراه دارد(سیلادی‚ 2006). تعریف مرتبط با حاکمیت شرکت عمدتا معرف علایق و نگرش کسانی است که ارزش فکری آنان به معانی حاکمیت شرکت جهت داده است.کرافورد (2007) حاکمیت شرکت را به عنوان مجموعه ای از فرایندها‚ قواعدها‚ سیاستها و قوانینی میداند که بر نحوه رهبری‚ اداره و کنترل شرکت تاثیرگذار است.حاکمیت شرکتی را همچنین فرایند استفاده از قدرت شرکت و چگونگی کنترل آن در برخورد در مسائل شرکتی و یا فراشرکتی تعریف نموده اند(هیوز‚ 2007).

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.