نظریه تبیین های فیزیولوژیک، روابط مثبت با دیگران، پردازش اطلاعات

 

تئوری پردازان دیدگاه شناختی شادکامی را احساسی می دانند که حاصل پیشرفت منطقی در جهت رسیدن به هدف می باشد. در این دیدگاه شادی به دروندادهای حسی و ادراک های حاصل از آن محدود نمی شود و هر چه فرد گام هایی در راه رسیدن به هدفش بردارد بر میزان شادیش افزوده می شود. بر خلاف شادی مورد نظر مکتب هرونیزم که خود هدف است در دیدگاه شناختی شادی ماخوذ از هدف و به عبارت دیگر هدف انگیخته است. (پرودوکسی، ۱۹۹۵ به نقل از دریکوندی،۱۳۸۱).

۲-۳-۴ نظریه عقلانی_ عاطفی
این نظریه در دهه ۵۰ توسط البرت الیس ابداع شده است.اساس نظریه وی را مدل ABC تشکیل می دهد که درشناخت و تغییر شخصیت به کار می رود.
رویدادهای فعال کنندهA پیامدهای رفتاری و هیجانی دارند اما این پیامدها معلول رویدادهای فعال کننده نیست بلکه تا حدودی زیادی معلول نظام اعتقادی B می باشد. در صورت خوشایند بودن رویدادهای فعال کننده، عقاید به میان آمده بی ضرر خواهد بود ولی در صورت ناخوشایند بودن عقاید نامعقول IB به میان می آیند که غالبا پیامدهای رفتاری هیجانیC مشکل سازی دارند (شارف۲،۱۳۸۸ ).
آدم ها هنگام ناراحتی به شیوه ای نا کار آمد و خود ناکام کن فکر-احساس-عمل می کنند و وقتی ناراحتی خود را رفع می کند که برخی شناخت ها واکنش های هیجانی و افعال خود را به طور همزمان تغییر بدهند.
رفتار درمانی عقلانی هیجانی در تبدیل باورهای نامعقول به باورهای معقول و به تبع آن بهبود کارکردهای هیجانی ورفتاری همواره ادغام گرا بوده است. رفتار درمانی عقلانی هیجانی از روش های چند بعدی زیادی استفاده می کند از جمله روش های شناختی هیجانی ورفتاری (لازاروسی ،۱۹۸۸ به نقل از نینان و داریدن،۱۳۸۸ ).
۲-۴ تعاریف شادکامی
بنا به نظر ارسطو سه نوع شادکامی وجود دارد. در نازلترین سطح به نظر مردم عادی لذت شادی را همراه دارد. در سطح بالاتردر نزد بزرگان شادی معادل عملکرد خوب است و در سطح آخر که عالی ترین نوع شادی است شادی بر پایه زندگی متکفرانه است ( آیزنک، ۱۳۷۵).
افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از قوه تعقل یا استعدلال ،احساسات و امیال . افلاطون شادی را از آن انسانی می داند که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی ایجاد کرده باشد. (دیکی۲، ۱۹۹۹).
کانت شادکامی را ارضای تمامی امیال می داند(آیزنک ،۱۳۷۷).
بنابه اعتقاد آرگایل(۲۰۰۱) شادکامی سه جزء اساسی دارد که عبارتند از : هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان عواطف منفی . همچنین روابط مثبت با دیگران،هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی و دوست داشتن دیگران از اجزای شادی هستند.
مالتز۳(۱۳۷۲) نشاط را احساس شادکام بودن، راضی بودن، آرامش، آزادی، پاسخ به زندگی، خوب بودن وبا علاقه به زندگی نگریستن می داند. آیزنک(۱۳۷۵) با اقتباس از برادبورن۳ شادکامی را حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفی تعریف می کند.
شوارتز و استراک۴ (۱۹۹۱)معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که درپردازش اطلاعات در جهت خوش بینی و خوشحالی سو گیری دارند. یعنی اطلاعات راطوری پردازش می کنند که به شادکامی آنها منجرمی شود.
فورادیس(۲۰۰۰)معتقد است شادکامی یک هیجان است نه بیشتر نه کمتر. شادی هیجان مثبت یا احساسی که به وسیله خرسندی احساس بهزیستی، رضایت و… توصیف می شود.
۲-۵ نظریه های شادکامی
آرگایل(۱۳۸۲)به نظریه های زیر که می تواند شروعی در نظریه پردازی درباره شادی تلقی شود اشاره کرده است.
۲-۵-۱ نظریه تبیین های فیزیولوژیک