نظریه رهبری تحول آفرین، رهبری تحول آفرین، نظریه های رهبری

 

در آغاز قرن بیستم چنین اعتقادی در میان مردم وجود داشت که بعضی افراد با خصیصه های خاصی بدنیا می آیند که آنها را رهبرانی اثربخش می سازد. در حالیکه دیگران بدنیا می آیند بدون اینکه دارای خصیصه های خاص رهبری باشند. قدیمی ترین نظریه در این مورد، نظریه مردان و زنان بزرگ است که بیان می دارد خصوصیات و توانایی های شخصی، عده ای را به طور طبیعی، رهبر می سازد. هر چند این نظریه، پشتوانه علمی محدودی دارد ولی بدین معنی نیست که هنوز مردم به آن اعتقادی ندارند(هیت و دیگران، به نقل از یعقوبی، ۱۳۸۹)
نتایج مطالعات مختلف نشان می دهد که هیچ لیستی از خصوصیات و مهارتهای رهبری نمی تواند قطعی و نهائی باشد و این به دلیل آن است که هیچ دو رهبری دقیقاً همانند هم نیستند و رهبران مختلف با افراد متفاوتی با وضعیتهای مختلف کار کرده و نیاز به خصوصیات متفاوتی هم دارند.
۲-۱-۲ نظریه رفتار رهبری
نگرش رفتاری بیان می کند بهترین روش مطالعه و تعریف رهبری بر مبنای چیزی است که رهبران انجام می دهند، نه بر مبنای چیزی که رهبران هستند. بنابراین تمرکز به جای خصوصیات رهبری متوجه رفتار رهبران می شود از این رو در اواخر دهه ۱۹۴۰ میلادی بیشتر مطالعات مربوط به رهبری از تئوری صفات رهبری به تمرکز بر آنچه رهبران انجام می دادند تغییر کرد. در ادامه جستجو برای یافتن یکی از بهترین سبکهای رهبری در همه وضعیتها، محققان و پژوهشگران بسیاری را برای تشخیص متفاوت از رفتار رهبران اثربخش در مقابل رهبران غیر اثر بخش واداشت.
نظریه های رفتاری رهبری شامل تحقیقات زیر است:
مطالعات دانشگاه ایالتی اوهایو
مطالعات رهبری میشیگان
مطالعات پویایی گروه
سیستمهای چهار گانه مدیریت
شبکه مدیریت (رهبری)
پژوهشگران نظریه های رفتاری به دنبال بهترین رفتار یا سبک رهبری بودند. در مطالعات دانشگاه ایالتی اوهایو عقیده بر این بود که بهترین رفتار رهبری حداکثر ساختار گرایی و حداکثر ملاحظات انسانی است. در نظریه شبکه مدیریت نیز عقیده بر این است که بهترین رفتار رهبری توجه زیاد به تولید و توجه فراوان به انسان است.
اما مطالعات و تحقیقات بعدی نشان داد که هیچ بهترین سبک رفتاری رهبری وجود ندارد. برای نمونه لیکرت نشان داد که بهترین سبک رفتاری رهبری در ایالات متحده، سبک رابطه مدار است. اما براساس تحقیقی که پاول هرسی انجام داد به این نتیجه رسید که سبک کارمدار با راندمان بیشتری همراه بوده است و این ننتیجه گیری بر خلاف تحقیقات لیکرت بود. بنابراین صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که بهترین سبک رهبری که در همه حالت ها اثربخش باشد وجود ندارد.
۳-۱-۲ نظریه اقتضائی
نظریه های موقیعتی رهبری، نشأت گرفته از تلاشهای است که در راستای توزیع یافته های متناقض و گاهی متضاد در خصوص ویژگیها و سبکهای رهبری صورت گرفته است. نظریه های موقیعتی چنین بیان می کنند که اثربخشی سبک خاصی از رفتار رهبر به موقیعت و شرایط موجود بستگی دارد. با تغییر شرایط، بهترین و مناسبترین کار استفاده از سایر سبکهاست. برخی از محققان نظریه های وضعیتی رهبری را شامل نظریه های زیر می دانند:
نظریه اقتضای فیدلر
نظزیه مسیر – هدف
نظریه یا مدل تصمیم گیری(نظزیه رهبری مشارکتی)وروم ویتون
نظریه رهبری وضعی هرسی و بلانچارد.
بر اساس نظریه های اقتضائی، فرایند رهبری تابع رهبر، پیرو و سایر متغیر های وضعی است. به نظریه های اقتضائی(موقیعتی)مدل رهبری تعاملی گفته می شود این مدل را می توان در شکل ۱-۲ مشاهده کرد(واگنر و هلن بک ، به نقل از یعقوبی، ۱۳۸۹)
شکل شماره ۱-۲ مدل تعاملی رهبری(واگنر و هلن بک ، به نقل از یعقوبی، ۱۳۸۹)
به رغم هم مسیر شدن بسیاری از تحقیقات و مطالعات مربوط به رهبری، امروزه صاحب نظران رشته مدیریت شاهد پیدایش جریان فکری جدیدی در این زمینه هستند. این جریان فکری غالباً تحت عنوان نظریه رهبری تحول آفرین مطرح شده است شکل ۲شماره۲-۲ تکامل نظریه های رهبری را طی سالهای ۱۹۵۰ تا کنون نشان می دهد.