پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنیت انرژی، نفت و گاز، مصرف کننده، ژئوپلیتیک

دانلود پایان نامه

امنیت انرژی و میزان ذخایر نفت و گاز در جهان با ارائه نمودار های مختلف و در کنار آن وضعیت انرژی دو کشور ایران و چین به طور اختصاصی مورد بررسی قرار می گیرد.
فصل سوم به آزمون فرضیه تحقیق اختصاص دارد که طی آن متغیرهای فرضیه در سه بخش مجزا بررسی و تحلیل می شوند. در آخر نیز نتیجه گیری نهایی کار آمده است.

فصل اول:
مبانی نظری پژوهش

مقدمه:
این فصل به مبانی نظری تحقیق پرداخته است و هدف آن این است که پشتوانه نظری مناسب را برای تحلیل فرضیه در فصل های بعدی فراهم نماید. در همین راستا فصل به دو بخش تقسیم شده است. بخش اول به موضوع اقتصاد و امنیت انرژی ،مفاهیم و رویکردهای مرتبط با آن می پردازد و بخش دوم نیز با عنایت به محوریت مباحث نفت در پایان نامه و در بحث از انرژی به بازار نفت و مبانی اقتصاد سیاسی نفت جهان پرداخته است.

بخش اول: مبانی اقتصاد وامنیت انرژی
پیوند اقتصاد و انرژی
اقتصاد جهانی با تمام پیچیدگی های خود اعم از جهانی شدن، وابستگی متقابل، تاکید بر رقابت بی وقفه، استفاده از مزیت های نسبی و غیره، همچنان به انرژی نفت و گاز و تامین امنیت آن وابسته است. در جهان امروز توسعه که خود وابسته به انرژی است می تواند در تحکیم قدرت موثر باشد. بر این اساس انرژی کالایی استراتژیک است که تامین امنیت آن نقشی اساسی در امنیت بین الملل و اقتصاد جهانی دارد. (واعظی، 1388: 67-166) با گذشت زمان،انرژی،خود را نه تنها به عنوان یک جزء در توسعه جوامع بلکه به عنوان رکن اصلی حصول و دست یابی به توسعه و شکوفایی یک کشور مطرح ساخته است.( ملکی، 1387، 18) در تائید این ادعا می توان عنوان کرد که در قرن بیستم برای مثال، تولید ناخالص جهان 20 برابر افزایش یافته، جمعیت سه برابر شده و مصرف انرژی نیز 40 برابر گردیده است، رشد اقتصادی و رشد جمعیت باعث افزایش تقاضای انرژی شده و زمینه را برای اکتشافات جدید فراهم کرده و انگیزه ای برای میلیاردها دلار سرمایه گذاری در صنعت انرژی و تنوع سازی منابع انرژی ایجاد کرده است. از این رو،انرژی و تامین آن از  ارکان هر جامعه صنعتی محسوب می شود به نحوی که انرژی کافی،کارامد و در دسترس، توسعه صنعتی متصور نیست به بیانی دیگر انرژی، بخصوص نفت و گاز بیش از گذشته، به پایه قدرت و ثروت جهانی تبدیل شده است و نقش اساسی در تعیین جایگاه کشورها در سلسله مراتب بین الملل پیدا کرده است، بگونه ای که موضوع امنیت جهانی انرژی بعنوان یکی از دغده های جدی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده است و این موضوع در اجلاس سران اروپا و نشست وزرا و سران هشت کشور صنعتی در دستور کار قرار گرفته و نگرانی هایی نسبت به آن مطرح شده است. در چنین روندی کشورهای برخوردار از ذخایر عمده انرژی، اهمیتی استراتژیک در اقتصاد بین الملل می یابند و فرایند تصمیم سازی در آنها از تاثیرات گسترده ی برخوردرار می گردد. در این فضای جهانی، ایران از دو نظر در کانون توجه و مرکز تعاملات بین المللی قرار دارد: اول، موقعیت ژئوپلیتیک کشور و دوم، نقش عمده ایران در امنیت جهانی انرژی. در واقع می توان در این چارچوب ادعا کرد که انرژی نقش مهمی در پیوند ایران با جهان خارج دارد و از این حیث دیپلماسی ایران در زمینه انرژی و توسعه ملی کشور ارتباط متقابل و پیوند عمیق با یکدیگر خواهند داشت. (واعظی، همان، 164)
تعریف امنیت انرژی
کمیسیون اروپا امنیت انرژی را «توانایی مطمئن شدن از نیازهای آینده انرژی هم در بخش استفاده از منایع داخلی در چارچوب ضوابط اقتصادی و یا ذخایر استرانژیک و هم در بخش خارجی بصورت دسترسی به مبادی عرضه باثبات می داند». بنظر باری بارتون و همکاران او امنیت انرژی شرایطی است که اکثریت یک ملت یا تمام آنها می توانند دسترسی مناسب به منابع انرژی با قیمتهای معقول در حال حاضر و آینده فارغ از احتمال قطع و ریسک بالا داشته باشند. (بارتن2،2004:62)
اما مراد از کاربرد این واژه توسط سیاستمداران ناظر بر این موضوع است که اولا دسترسی آسان و بدون احتمال خطر به منابع نفت و گاز جهانی وجود داشته باشد. ثانیا این منابع بصورت منطقی دارای تنوع و گوناگونی از لحاظ منطقه جغرافیایی منابع و همچنین مسیرهای انتقال داشته باشند و ثالثا جریان نفت و گاز عموما از نقاطی تامین گردند که احتمال ثبات و عدم تغییر در حکومتهای آنان دراز مدت و طولانی باشد. (ملکی، پیشین، 207)
– امنیت عرضه می تواند بوسیله متنوع شدن عرضه تقویت شود.با در نظر گرفتن این فاکتور، توسعه مناطق تولید کننده به ثبات بیشتری در بازارهای بین المللی انرژی منجر می شود. بنابراین افزایش عرضه انرژی از روسیه، منطقه دریای خزر، آفریقا و دیگر مناطق تولید کننده، آسیب پذیری مرتبط با وابستگی بالا به هر یک از مناطق واحد را کاهش خواهد داد.
– ظرفیت ذخیره به لحاظ سنتی،نقش قابل توجهی را در قطع عرضه انرژی بازی می کند. تعداد کمی از کشورهای OPEC، مخصوصا عربستان سعودی، با تامل،ظرفیت ذخیره را برای تضمین ثبات در بازارهای جهانی حفظ کرده اند. رشد اقتصاد جهان، مخصوصا در آسیا پاسفیک، بازار انرژی را با شوک تقاضای قابل توجه و غیر قابل پیش بینی شده ای روبه رو ساخته است که ظرفیت ذخیره را کاهش داده و صنعت بین المللی نفت را وارد دوره ای از تغییرات بنیادین ساخته است. در اواسط دهه 2000، ظرفیت ذخیره به پایین ترین سطح رکورد خود رسید. (باهگات3،2006:966)
– از منظر تولید کنندگان، امنیت انرژی در آن
است که به یک بازار مداوم و همراه رشد منطقی در آینده دسترسی داشته باشند، زیرا اکثر تولید کنندگان نفت از گروه اقتصاد تک محصولی هستند که به فروش نفت عمیقا وابسته اند و هرگونه احتمال کم شدن تقاضا و یا توجه کشورهای توسعه یافته به انرژی های جایگزین و یا ترجیح آنان در تامین نفت و گاز از کشورهای غیر اوپک به معنای ایجاد مانع در توسعه اجتماعی و رشد اقتصادی این کشورهاست. در حالیکه اکثر صاحبنظران بر آسیب پذیری بازار نفت خام از قطع و یا تغییر در مقدار تولید در خاورمیانه سخن گفته و بدنبال تنوع سازی برای کمتر شدن وابستگی نفتی خود به خاورمیانه بخصوص خلیج فارس هستند، آمار نشان می دهد که از 1973 میلادی تا کنون هیچگاه مقدار تولید و صادرات نفت و گاز از این منطقه دچار قطعی و یا تغییرات اساسی نگشته است. حتی در اوج جنگ ایران و عراق و یا آمریکا و عراق، جریان صدور نفت از این منطقه و تنگه هرمز هیچگاه متوقف نگردید.)ملکی، همان) 
شاخص های اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی
اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی ﻧﻴﺰ دارای اﺑﻌﺎد و ﺷﺎﺧﺺﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ و در ﺻـﻮرت ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺎﺧﺺﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی ﻣﻔﻬﻮم ﭘﻴﺪا ﻣﻲ ﻛﻨﺪ اوﻟﻴﻦ ﺷﺎﺧﺺ اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی را ﻣﻲﺗﻮان در ﻗﺎﻟﺐ ﻛﺎﻻﻫﺎﻳﻲ داﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺗﻜﺮارﭘﺬﻳﺮ ﻧﺪارﻧﺪ؛ ﺑـﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، اﺻﻠﻲﺗﺮﻳﻦ ﺷﺎﺧﺺ اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺎﻻﻳﻲ اﻣﻜﺎن ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﻣﺠـﺪد ﻧـﺪارد. اﻳﻦ اﻣﺮ ﻣﻄﻠﻮﺑﻴﺖ اﻧﺮژی را در اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ و اﻣﻨﻴﺖ ﺑﻴﻦاﻟﻤﻠﻞ ارﺗﻘﺎ ﻣﻲ دﻫﺪ دوﻣﻴﻦ ﺷﺎﺧﺺ اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﻻﻫـﺎی ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﺷـﺪه و ﺑـﺎزار اﻗﺘﺼـﺎد ﺟﻬـﺎﻧﻲ از ﻣﻄﻠﻮﺑﻴﺖ ﻻزم ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ﻳﻌﻨﻲ اﻳﻨﻜﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ و ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﻣﻌﻨﺎداری ﺑـﻴﻦ ﻛﺎﻻﻫـﺎ ی اﻧﺮژی و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻗﺘﺼﺎد ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪداری وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﮔﺮ اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺑـﻪ ﻛـﺎﻻی ﺧﺎﺻﻲ ﻧﻴﺎز ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻃﺒﻌﺎً ﭼﻨﻴﻦ ﻛﺎﻻﻳﻲ ﻧﻤﻲﺗﻮاﻧﺪ در زﻣﺮه ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺑﺎ اﻫﻤﻴﺖ در اﻗﺘﺼـﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﺷﻮد. (ﻣﺘﻘﻲ،1386، 10)ﺷﻮاﻫﺪ ﻧﺸﺎن ﻣﻲدﻫﺪ ﻛﻪ ﻋﻠـﺖ اﺻـﻠﻲ ﺷـﺘﺎب در اﻗﺘﺼـﺎد ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪ داری، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺮژی ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻪ. اﻧﺪ ﻋﺒـﺎرت دﻳﮕـﺮ، ﻧﻴـﺎز اﻗﺘﺼﺎدی ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ، ﺑﻴﺶ از ذﺧﺎﻳﺮ اﻧﺮژی ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد . ﺳﻮﻣﻴﻦ ﺷﺎﺧﺺ اﻣﻨﻴﺖ اﻧﺮژی، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻣﻨﻴﺖ و ﺛﺒﺎت ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨـﺪه اﻧـﺮژی . اﺳﺖ اﻳﻦ ﻛﺸﻮرﻫﺎ ﻋﻤﻮﻣﺎً درﮔﻴﺮ ﺑﺤﺮان اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻮده و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫـﺎﻳﻲ از ﺑﻲﺛﺒﺎﺗﻲ و ﻋﺪم ﺗﻌﺎدل رو ﺑﻪ رو ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺷﻮاﻫﺪ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ آن اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻛﺸﻮرﻫﺎ، ﺑﺨـﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﻲ از ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻗﺘﺼﺎدی ﺧﻮد را ﺻﺮف ﻫﺰﻳﻨـﻪ ﻫﺎی ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻣـﻲ ﻛﻨﻨـﺪ. در ﭼﻨﻴﻦ ﺷـﺮاﻳﻄﻲ، ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه اﻧﺮژی، ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ از اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺳﺮزﻣﻴﻨﻲ، ﺟﺪال ﻫـﻮﻳﺘﻲ و ﻣﺸـﻜﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ رو ﺑﻪ رو ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻗﺘﺼﺎد ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه اﻧﺮژی، ﻣﺎﻫﻴﺘﻲ راﻧﺘـﻲ داﺷـﺘﻪ و اﻳـﻦ اﻣـﺮ، ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎی ارﮔﺎﻧﻴﻚ دوﻟﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﺧﻮاﻫﺪ داد . ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ، ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪه اﻧﺮژی، از ﻳﻚ ﺳﻮ ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ درﮔﻴﺮ اﺧﺘﻼﻓﺎت و ﺗﻀﺎدﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎﺷـﻨﺪ و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ از ﺑﺤﺮان اﻗﺘﺼﺎدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ رو ﺑﻪ رو شد.
در ﻣﺠﻤﻮع ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻴﻦ ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﻧﺮژی و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻣﻨﻴﺖ اﻧـﺮژی، راﺑﻄـﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺮﻗﺮار ﻛﺮد. ﻫﺮﮔﺎه اﻗﺘﺼﺎد اﻧﺮژی ﺑﺎ ﺑﺤﺮان رو ﺑﻪ رو ﺷﻮد، ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ از اﻧﺘﻘﺎل ﺑﻲﺛﺒﺎﺗﻲ و ﺑﺤﺮان ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﺣﻮزهﻫﺎی ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ. اﻳﻦ اﻣـﺮ ﺑﻴـﺎﻧﮕﺮ آن اﺳـﺖ ﻛـﻪ در اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻣﻴﺰان ﻛﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎی ﺗﻮﻟﻴﺪﻛﻨﻨﺪه اﻧﺮژی از ﺛﺒﺎت ﺳﻴﺎﺳـﻲ و اﻗﺘﺼـﺎدی ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﻮﻧﺪ، اﺣﺘﻤﺎل ﻛﻨﺘﺮل ﺑﺎزار اﻧﺮژی ﻧﻴﺰ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ، زﻳﺮا در ﺷﺮاﻳﻂ ﻋﺪم ﺛﺒﺎت و ﻋﺪم ﺗﻌﺎدل واﺣﺪﻫﺎی ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﻣﻨﻄﻘﻪ یﻫﺎای، ﺑﺎ ﻧﺸﺎﻧﻪ رﻛﻮد رو ﺑﻪ رو ﺷﺪه و اﻳﻦ اﻣﺮ ﺑﺮ اﻣﻨﻴـﺖ اﻧﺮژی ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺬاﺷﺖ.(مختاری هشی، نصرتی،1389 ،105)
امنیت انرژی مبتنی بر وابستگی متقابل
امنیت عرصه انرژی همواره از مسائل راهبردی جهان به شمار می رود. کشورهای صنعتی به ندریت تا به این اندازه با یکدیگر به توافق رسیده و برای تحقق آن همکاری کرده اند. شرکت های بزرگ نفتی در اموری چون کنترل بازارهای فروش فرآورده، کسب سهم بیشتر در فعالیت های اکتشاف و تولید نفت خام در سطح جهانی، کاهش هزینه تولید و رشد کارآیی با یکدیگر رقابت می کنند، اما هنگانی که مسئله امنیت عرضه مطرح می شود، با یکدیگر اتفاق نظر دارند و می کوشند با یکدیگر هماهنگ شوند.
ضرورت در پیش گرفتن خط مشی مشترک در تدارک امنیت انرژی، به این موضوع بر می گردد که هم کشورهای تولید کننده انرژی و هم کشورهای مصرف کننده در تامین امنیت انرژی به یکدیگر وابسته اند چرا که در مورد کشورهای تولید کننده، با لحاظ کردن اینکه درآمدهای ن
فتی سهم بالایی از بودجه عمومی این کشورها را شامل می شود و این عایدات به بازارهای بین المللی نفت و گاز وابستگی پیدا کرده است، از این رو، امنیت ملی این کشورها از متغیرهایی در خارج از مرزها نیز تاثیر می پذیرد. در مورد کشورهای عمده مصرف کننده انرژی،نیاز شدیدی که این کشورها به انرژی دارند این وابستگی را شدید تر می کند.

(همان، 106-105)
بنابراین، با توجه به نیاز کشورهای تولید کننده و تقاضای کشورهای مصرف کننده انرژی و نبود تولید کافی در این کشورها، تحت شرایط کنونی، هم در طرف عرضه و هم در طرف تقاضا، نگرانی ها و معضلاتی راجع به امنیت انرژی وجود دارد. بیشتر این نگرانی برای کشورها، از جانب فضای حاکم بر ژئوپلیتیک جهانی است، چنانچه موجب نگرانی برخی کشورها (در طرف تقاضا) از جانب راه های دریایی انتقال محموله های انرژی آنها شده است، چرا که مسیرهای دریایی تحت کنترل کشور (یا کشورهای) دیگری قرار دارند. این امر، بخصوص برای کشورهای در حال توسعه که ملاحظات انرژی آنها از حیث اهمیتی که در رشد و توسعه اقتصادی و مشروعیت سیاسی آنها دارد (در نتیجه با امنیت ملی کشور به طور برجسته ای پیوند یافته)، از نمود بیشتری برخوردار است و این احتمال وجود دارد که به واکنش نسبت به این وضعیت وادار شوند. به عنوان نمونه ادعا می شود که چین برای اینکه احساس ایمنی بیشتری از بابت محموله های نفت وارداتی خود داشته باشد، حتی ممکن است درصدد ایجاد ناوگان دریاهای آزاد برآید.(دوریان و همکاران4،2006:1985)و اقداماتی از این دست به عوامل تشدید کننده احساس بی نظمی در مناسبات انرژی تبدیل خواهند شد. در مقابل طرف عرضه که عایدات نفتی برای اغلب این کشورها تشکیل دهنده بخش عمده درآمدهای ملی محسوب می شود، در وضعیت بی ثباتی و عدم قطعیت قرار می گیرد.
بر اساس نگرش ملی در امنیت انرژی برای طرف عرضه، طبیعی است در حالی که مصرف کنندگان، امنیت انرژی را از دیدگاه

این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید