پایان نامه با کلمات کلیدی درک خطر، زمان واکنش، رفتارهای پرخطر، یافته های پژوهش

دانلود پایان نامه

بتدی و باتجربه در سه مولفه از درک خطرات ترافیکی درک خطر احتمال آسیب، درک خطر شدت آسیب جسمی از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود دارد و تنها در درک خطر شدت آسیب روانی تفاوت معناداری مشاهده نشد. در مورد خرده مقیاس‌های نگرش نیز بین رانندگان مبتدی و باتجربه در سه خرده مقیاس انگیزه، هنجار ذهنی و ادراک کنترل رفتاری نسبت به رعایت سرعت/سبقت مجاز از لحاظ آماری تفاوت معناداری وجود دارد ولی در سه خرده مقیاس دیگر آن از جمله نگرش رفتاری، هنجار اخلاقی و هنجار توصیفی تفاوتی وجود ندارد. در آخر نیز بین رفتارهای پرخطر رانندگی مبتدیان و باتجربه ها تفاوتی وجود نداشت. در مطالعه دوم پژوهش که بررسی اثر بخشی آموزش بر روی درک خطر، نگرش و رفتارهای پرخطر رانندگی مبتدیان بود نشان داد که پس از ارائه آموزش، درک خطرات ترافیکی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بطور معناداری بیشتر است همچنین آموزش بر سه خرده مقیاس انگیزه، نگرش رفتاری و هنجار اخلاقی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود. در آخرین اثر بخشی آموزش نیز که آموزش رفتارهای پرخطر رانندگی بود در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بیشتر بود.
در این فصل ابتدا نتایج و یافته های مربوط به پژوهش با توجه به فرضیه های مطرح شده مورد بحث قرار می‌گیرد، سپس نتایج به دست آمده با یافته های پژوهش های مربوط مورد مقایسه قرار می گیرد. در ادامه به نتیجه گیری کلی و جمع بندی نهایی می پردازیم. در پایان نیز ضمن اشاره به محدودیت های پژوهش، پیشنهاداتی برای پژوهش های آینده ارائه خواهد شد.
مقایسه درک خطرات ترافیکی بین رانندگان مبتدی و باتجربه
به منظور بررسی فرضیه اول این پژوهش مبنی بر “میزان درک خطرات رانندگی در رانندگان مبتدی بطور معناداری کمتر از رانندگان باتجربه است.” داده های حاصل از آزمونها بین دو گروه رانندگان مبتدی و باتجربه مورد مقایسه آماری قرار گرفتند. درک خطرات ترافیکی شامل سه مولفه درک خطر احتمال آسیب، درک خطر شدت آسیب جسمی و درک خطر شدت آسیب روانی بود. یافته های پژوهشی نشان داد که بین درک خطرات ترافیکی احتمال آسیب و شدت آسیب جسمی رانندگان مبتدی و باتجربه تفاوت معناداری وجود دارد اما در شدت آسیب روانی بین این دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت. به طور کلی میزان درک خطرات ترافیکی رانندگان مبتدی به طور معناداری کمتر از رانندگان باتجربه بود، بنابراین فرضیه اول پژهش تایید شد.
تاکنون پژوهش های بسیاری در خصوص تفاوت بین درک خطر رانندگان مبتدی و باتجربه انجام شده است از جمله یافته های همخوان در زمینه درک خطر رانندگان با این پژوهش عبارتند از:نورفرن و راندوم (2009) در یک مطالعه بین فرهنگی بین دو کشور نروژ و غنا تفاوت معناداری در توانایی درک خطرات ترافیکی یافتند. رانندگان غنائی در مقایسه با رانندگان نروژی از درک خطرات ترافیکی بیشتری برخوردار بودند. آنها این تفاوت در درک خطر را حاصل جادهها و وسایل نقلیهی با کیفیت بالاتر در کشور نروژ نسبت به غنا پنداشتند. نورفرن و راندوم (2009) اعتقاد داشتند که ارتقاء کیفیت جاده و وسایل نقلیه موجب کاهش درک و حساسیت رانندگان به خطرات ترافیکی و در نتیجه بروز رفتارهای پرخطر می شود.
مهمترین بازتاب بی‌تجربگی حوادث مرگبار است. رانندگان مبتدی با احتمال قویتر دچار سرنوشتهای مرگبار می‌شوند در صورتی که رانندگانی که در طی سالها تجربه کسب کرده‌اند کمتر دچار این مسأله می‌شوند. تصادفات ترافیکی وسایل نقلیه موتوری در ایالات متحده برای بچه‌های 3 ساله و بالاتر منجر به مرگ می‌شود، همچنین برای بزرگسالان بالای 33 سال (برگرفته از مرکز بین‌المللی آمار و داده‌ها) بررسی تمام تصادفات خودرویی مرگبار در کلرداد و بین سالهای 2001-1995 نشان داد که 158 مورد از سرنوشتهای مرگبار توسط رانندگان مبتدی صورت گرفته است. این رانندگان جوان در مقایسه با دیگر رانندگان سرعت بیشتری داشته و جسورانه تر رانندگی می‌کردند و هم در تصادفات فردی و هم زنجیره‌وار بدین گونه بوده است (لونستاه و همکاران، 2005). در مقابل مرگهای ناگوار رانندگان مسن‌تر در اثر مصرف الکل و یا بدی آب و هوا بوده است (لیو و همکاران، 1998). لیو و همکارنش (1998)تصادفات فوتی بین سالهای 1991 تا 1996 که  نوجوانان در آن دخیل بودند را مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که تصادفات فوتی به دو بخش تقسیم می‌شود : بخش اول تصادفاتی که رانندگان بی‌تجربه و مبتدی در طول روز در جاده‌های تک بانده مرتکب می‌شوند و بخش دوم رانندگان مجربتر در شب با نوشیدن مشروبات انجام داده‌اند. همچنین رانندگان 15 تا 21 ساله در مقایسه با رانندگان مسن‌تر بیشتر پشت فرمان خواب می‌روند (مک کنل و همکاران، 2003). افرادی که ایمن رانندگی نمی‌کنند نیاز به زمان دارند تا تجربه کسب نمایند.
سهرابی و همکاران (1391) در مطالعه ای با عنوان “استفاده از شبیه ساز رانندگی بمنظور ارزیابی زمان واکنش راننده به دو نوع چراغ ترمز” انجام دادند، که در آن تاثیر سال مهارت و سال های رانندگی را بر دو گروه رانندگان مبتدی و باتجربه نشان می دهد. برتری مطالعه آنها نسبت به مطالعات پیشین استفاده از دستگاه شبیه ساز رانندگی مطابق با خودروی ایرانی که از نظر خصوصیات فیزیکی (کابین داخلی خودرو، اهرم ها، فرمان و سایر کنترل های خودرو) و ویژگی های نرم افزاری (هماهنگی نرم افزار سیستم با جاده های بین شهری ایران، تصاویر واقعی و صداهای واقعی خودرو) کاملاً همانند رانندگی با خو
دروی واقعی در محیط واقعی می‌باشد و به منظور افزایش جلب توجه راننده و کاهش زمان درک خطر و توقف خودروی مقابل از فرکانس چشمک زن 7 HZ برای چراغ ترمز استفاده شده است. هدف این پژوهش ارزیابی زمان واکنش راننده به چراغ ترمز استاندارد و چراغ ترمز چشمک زن پویا با استفاده از دستگاه شبیه ساز رانندگی می باشد. جامعه هدف از دو گروه افرادی که دارای گواهینامه پایه دوم رانندگی بوده و به صورت حرفه ای رانندگی می کنند و یا افرادی که گواهینامه پایه دوم رانندگی داشته لیکن بصورت حرفه ای رانندگی نمی کردند، تشکیل شده است. نتایج نشان دادند که با افزایش سن از مدت زمان واکنش به صورت معناداری کاسته می شود بنابراین افراد مسن واکنش ترمز گرفتن بهتری دارند. جنسیت نیز دارای تفاوت معنی داری در زمان واکنش ترمز گرفتن دارد، مدت زمان سپری شدن از اخذ گواهینامه نیز تاثیر معنی داری بر زمان واکنش ترمز گرفتن می گذارد.بدین صورت که به ازای گذشت هر سال از زمان اخذ گواهینامه به زمان واکنش ترمز گرفتن افزوده می شود. سطح مهارت رانندگی فرد نیز یکی از عوامل تاثیر گذار بر زمان واکنش ترمز گرفتن راننده است، هرچه سطح مهارت فرد افزایش می یابد زمان واکنش ترمز گرفتن فرد کمتر می شود و عکس العمل سریعتری در موقعیت های ایجاد شده حین رانندگی انجام می دهد.
در تبیین یافته پژوهش حاضر می توان گفت درک خطر شامل ارزیابی خطر و تخمین شدت صدمات جسمانی و روانی در هریک از موقعیتهای خطر ترافیکی میشود. درک خطرات ترافیکی به عنوان یکی از توانائیهای موثر در رانندگی ایمن شناخته شده است. درک خطر قضاوت ذهنی است که فرد در مورد ویژگیها و شدت یک خطر انجام میدهد. درک خطرات ترافیکی به ارزیابی ذهنی خطر در موقعیتهای ترافیکی مختلف اشاره دارد. بر اساس یافته پژوهش حاضر رانندگان مبتدی و باتجربه برآوردهای متفاوتی در مورد میزان و چگونگی خطرناک بودن یک خطر میکنند. رانندگان باتجربه نسبت به رانندگان مبتدی از توانایی وارسی، درک به موقع خطر و ارزیابی صحیحی از جدی بودن خطر برخوردار بودند. درک خطر مستلزم چهار فرآیند شناختی است: الف- ردیابی خطر، ب- ارزیابی خطر، ج- انتخاب کنشهایی برای پرهیز از خطر و د- بکارگیری کنشهای انتخابی (سواو245، 2009). توانائی افراد در هریک از این فرآیندها تعیین کننده چگونگی درک آنها از خطر است. در پژوهش حاضر توانایی ارزیابی خطر در بین دو گروه مبتدیان و باتجربه ها بررسی شد. در مرحله ارزیابی خطر، افرادی که برای ایمنی دیگران اهمیت قائل میشوند و خود را مسئول آن میدانند، ارزیابی متفاوتی از جدی بودن خطر دارند نسبت به کسانیکه فکر میکنند خطر هیجانانگیز است و انتظار دارند دیگران درست عمل کنند.
از آنجایی که رانندگان مبتدی عمدتاً جوان بودند لذا احساس مسئولیت کمتر و هیجان انگیز بودن رانندگی برای آنها موجب پایین تر بودن درک خطر آنها شده است.
توانایی درک خطر برای بروز رفتار ایمن رانندگی اهمیت دارد.
مقایسه نگرش نسبت به رعایت سرعت/سبقت مجاز در بین رانندگان مبتدی و باتجربه
فرضیه دوم پژوهش حاضر عبارت بود از “میزان نگرش مثبت به رعایت قوانین رانندگی در رانندگان مبتدی نسبت به باتجربه بطور معناداری کمتر است.” تحلیل آماری داده های حاصل از آزمون ها بین رانندگان مبتدی و باتجربه نشان داد که از بین 6 خرده مقیاس نگرش که عبارت است از انگیزه، نگرش رفتاری، هنجار ذهنی، هنجار اخلاقی، هنجار توصیفی و ادراک کنترل رفتاری، سه خرده مقیاس انگیزه، هنجار ذهنی و ادراک کنترل رفتاری رانندگان مبتدی نسبت به رعایت سرعت و سبقت مجاز در رانندگی از رانندگان باتجربه کمتر است. به عبارتی رانندگان باتجربه نگرش مثبت تری به رعایت سرعت و سبقت مجاز در رانندگی داشته اند. بنابراین بین نگرش مثبت رانندگان مبتدی و باتجربه تفاوت معناداری وجود دارد و این فرضیه نیز تایید می شود.
یافته های پژوهش حاضر با یافته های پژوهش های زیادی در زمینه نگرش بر اساس تئوری رفتار برنامه دار همخوانی دارد: یکی از عاملهای انسانی شایع که موجب حوادث با مصدومیتهای وخیم میگردد رفتار رانندگی باسرعت غیرمجاز و سبقتهای غیرمجاز است (طبیبی، 2011؛ کمیسیون اروپایی، 2011؛ زاده، وهابی، نازپرور و عمویی، 2002).
عامل مهم در رفتار رانندگی ایمن، انگیزه و نگرش افراد نسبت به رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است. بر اساس یافته پژوهش حاضر، رانندگان با تجربه نسبت به رانندگان مبتدی از انگیزه بیشتری برای رعایت رانندگی با سرعت و سبقت مجاز برخوردار بودند. آنها بیش از مبتدیان می‌خواستند که در آینده با سرعت و سبقت مجاز رانندگی کنند. همچنین رانندگان با تجربه بیش از رانندگان مبتدی این تصور را داشتند که رعایت سرعت و سبقت مجاز از سوی افراد مهم و بستگان نزدیک مورد تایید است و ارزشمند محسوب می شود. به عبارتی دیگر رانندگان مبتدی بیش از رانندگان باتجربه می پنداشتند که دیگران از آنها انتظار رانندگی با سرعت بیش از حد و گرفتن سبقت های غیرمجاز دارند.
علاوه بر این در تبیین تفاوت معناداری که ادراک کنترل رفتاری بین دو گروه راننده مبتدی و باتجربه مشاهده شد می توان چنین گفت، افراد مبتدی نسبت به رانندگان باتجربه کمتر نسبت به رانندگی با سرعت و سبقت مجاز احساس خودکارآمدی می کردند. به عبارتی دیگر، افراد با تجربه تر گزارش بیشتری دادند که آنها می توانند سرعت رانندگی خود را کنترل کنند و در شرایط نامناسب سبقت غیرمجاز نمی گیرند.
تئوری رفتار
برنامهریزی شده در تبیین انواع رفتارهای ترافیکی از جمله رانندگی با سرعت غیرمجاز، رانندگی در حالت مستی، بستن کمربند ایمنی موفق بوده است (الیوت و تامسون246، 2010؛ الیوت، آرمیتج و بوقان، 2003، 2005؛ پاریس و وندن بروک247، 2008، وارنر و آبرگ248، 2006؛ سیمسکاگلو249 و لاجونن، 2008). مطالعهای با استفاده از تئوری رفتار برنامهریزی شده برای تبیین علل شناختی-اجتماعی رانندگی با سرعت غیرمجاز در بین رانندگان ایرانی توسط طبیبی و هاشمیان (1392) انجام شد. یافتههای مطالعه طبیبی و هاشمیان (1392) نشان داد نگرش نسبت به رعایت سرعت مجاز و احساس کنترل نسبت به رعایت سرعت مجاز از عامل‌های معنادار در پیش بینی قصد افراد برای رعایت سرعت مجاز بود.

مقایسه رفتارهای پرخطر رانندگی در رانندگان مبتدی و باتجربه
فرضیه آخر مطالعه اول پژوهش حاضر حاکی از آن است که “میزان رفتارهای پرخطر رانندگی در رانندگان مبتدی و باتجربه بطور معناداری متفاوت است.” تحلیل داده های حاصل

Post Author : mitra--javid

Related Post

دیدگاهتان را بنویسید