زن دارای همسر بیمار روانی و، رابطه مثبت و معنی دار، توانایی ایجاد ارتباط

مارس 27, 2019 by بدون دیدگاه

 

۵-۱- مقدمه ۶۹
۵-۲- یافته های تحقیق ۶۹
۵-۳- نتیجه گیری ۷۱
۵-۴- محدودیت های تحقیق ۷۳
۵-۵- پیشنهادات تحقیق ۷۴

چکیده
پژوهش حاضربا هدف مقایسه ی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی ، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی انجام گرفته است . این پژوهش به لحاظ هدف از تحقیقات کاربردی است که به روش علی- مقایسه ای انجام شده است. جامعه آماری متشکل از زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی بوده است که حجم نمونه پژوهش ،تعداد ۱۰۰ زن (۵۰ زن دارای همسر بیمار روانی و ۵۰ زن دارای همسر عادی) که به شیوه داوطلبانه از میان نمونه های در دسترس انتخاب شدند. نتایج آماری نشان داد که در مولفه های بهزیستی روانشناختی تفاوت معناداری بین زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی در سطح اطمینان ۹۹ درصد (۰۰۱/۰p=) وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه به لحاظ شادکامی در سطح اطمینان ۹۹ درصد (۰۰۱/۰p=) وجود دارد. مقایسه سازگاری اجتماعی زنان دارای همسر بیمار روانی و زنان دارای همسر عادی نیز نشان داد که تفاوت بین دو گروه در سطح اطمینان ۹۹ درصد (۰۰۱/۰p=) معناداری است. نتایج بیانگر این بود که بیماری روانی همسر بر بهزیستی روانشناختی، شادکامی و سازگاری اجتماعی زنان تأثیر گذار است.
کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختی- شادکامی- سازگاری اجتماعی- زنان دارای همسر بیمار روانی- زنان دارای همسر عادی

فصل اول
طرح پژوهش
۱-۱- مقدمه
یکی از معضلات و مشکلات جوامع امروزی بیماری روانی است . بیماری روانی همواره در اجتماعات بشری وجودداشته است (هاشم ورزی، ۱۳۸۹). خانواده اولین سیستم حمایتی در جامعه است که حمایت از افراد خانواده، تأمین هزینه ها، شرایط و امکانات رفاهی آنها را عهده دار می باشد. از طرفی امروزه رویکرد سیستم های درمانی بر ترخیص زود هنگام بیماران استوار است، حتی بیماران بخش های مراقبت ویژه با اختلات جسمانی، عملکردی و روان شناختی نیز زودتر از بهبودی کامل به منزل فرستاده می شوند تا به وسیله وابستگان مراقبت شوند. بالطبع مراقبین بیماران روانی بالاخص زنان (همسران و مادران) آنان در برآورده سازی نیازهای بیماران دارای توانمندی های متفاوت ومحدودی هستندکه این حالت فرد مراقبت کننده را درمواجهه با تغییرات و نیاز های مراقبتی بیمار در خانه آسیب پذیر می کند و طبق تئوری استرس، هنگامی که افراد مراقبت کننده نیاز های مراقبتی بیمار را بیشتر از توانایی های خود و منابع حمایتی خو د ارزیابی کنند، آنها نه تنها این موقعیت ایجاد شده را استرس زا تلقی می کنند بلکه این حالت می تواند سلامت و بهزیستی روانی آنها را به خطر بیاندازد(رحمانی انارکی و همکاران ، ۱۳۹۱).
بدون شک همسران بیمارروانی از جمله نزدیک ترین اطرافیان این بیمار می باشد و بیشترین و گستر ده ترین روابط را به لحاظ عاطفی و شناختی، کلامی و غیر کلامی و نیز در ارتباط رودر رو و دایم با فرد بیمار داشته و در صورت عدم ارضاء نیازهای عاطفی و ارتباط نامناسب در خانواده انتظار می رود بیشترین مشکلات و ناراحتی ها را همچنان که نتایج پژوهش های مختلف نشان داده است متحمل شود(فرامرزی و همکاران ، ۱۳۹۰).
مطالعات نشان داده اند که شادکامی و حتی سلامت روانی و جسمانی افراد تحت تأثیرفشارهای روانی قرار می گیرد و فشارهای روانی تقریباً با شدت و ضعف متفاوت در زندگی کل انسان ها و مراقبت کننده از چنین بیمارانی وجود دارد(رحمانی انارکی و همکاران ، ۱۳۹۱). از طرفی سلامتی یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار نبودن ، احساس شادکامی وبهزیستی روان شناختی را نیز در بر می گیرد(بیانی و همکاران ، ۱۳۸۶).
یکی از مباحثی که اخیراً در روان شناسی سلامت مورد توجه روان شناسان و روان پزشکان قرار گرفته است، سازگاری اجتماعی است (والر ، ۲۰۰۱). اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبه ی ارتباطی میان فرد و جامعه است. به همین دلیل جریانی پیچیده به شمار می آید که ابعاد و جوانب گوناگونی دارد. کسب مهارت ها ی اجتماعی ، چگونگی برقراری ارتباط با سایر افراد و سازگاری اجتماعی، از جمله ی این ابعاد هستند. از سازگاری اجتماعی تعاریف زیادی شده است . اسلبی و گورا ، سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آن ها مهارت اجتماعی عبارت است از توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی ، به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول وارزشمند باشد. در حالی که اسلاموسکی ، سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل کنند وتعاملات اجتماعی خود را تنظیم نمایند(خدایاری فرد ، ۱۳۸۵). بنابراین در پژوهش حاضر ، به مقایسه ی مؤلفه های بهزیستی روان شناختی ، شادکامی و میزان سازگاری اجتماعی در زنان دارای همسر بیمار روانی و عادی ، پرداخته شده است .
۱-۲- بیان مسأله
عملکرد اصلی خانواده باید برآوردن نیازهای فردی اعضا باشد.در هنگام وارد شدن صدمه شدید به یکی از اعضای خانواده، این نیازها ممکن است به شکل تقاضای فزاینده ای برای منابع و وقت درخانواده در آید(هرشن سن ، ۱۳۷۴). بروز اشکالاتی نظیر وجود بیماری روانی در یکی از اعضای خانواده می تواند اثرات مخرب متعددی را به همراه داشته باشد(میلانی فر،۱۳۷۲).
از طرفی، در سال های اخیر، رویکرد روان شناسی مثبت گرا، با توجه به استعدادها و توانمندی های انسان (به جای پرداختن به نابهنجار
ی ها و اختلال ها) مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است. این رویکرد، هدف نهایی خود را شناسایی سازه ها و شیوه هایی می داند که بهزیستی و شادکامی انسان را به دنبال دارند. از این رو عواملی که سبب سازگاری هر چه بیشتر آدمی با نیازها و تهدید های زندگی گردند، بنیادی ترین سازه های مورد پژوهش این رویکرد می باشند. در این میان، بهزیستی روان شناختی ، شادکامی ، میزان سازگاری اجتماعی ، جایگاه ویژه ای درحوزه های روان شناسی تحول، روان شناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است ، به طوری که هر روز بر شمار پژوهش های مرتبط با این سازه ها افزوده می شود(والر ، ۲۰۰۱).
در مفهوم عام بهزیستی یا بهباشی روان شناختی به احساس ذهنی یا احساس رضایت کلی از زندگی اشاره دارد. بهزیستی یا بهباشی به زیاد بودن هیجان های مثبت در زندگی، در عین کم بودن هیجان های منفی و به رضایت و خشنودی در زندگی اشاره دارد. چون رضایت و شادکامی بخشی از رضایت کلی در زندگی است پس سازگاری اجتماعی و شادکامی در بهزیستی روانی و داشتن حس مثبت به زندگی اهمیت زیادی می یابد (براتی سده ، ۱۳۹۰).
یاماوکا (۲۰۰۸)، طی پژوهشی با عنوان سازگاری اجتماعی و سلامت و بهزیستی روان شناختی در آسیای شرقی به این نتیجه رسید که بین سازگاری اجتماعی با بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. یعنی افرادی که در زندگی خود اجتماعی بوده و از دوستان بیشتری برخوردارهستند از بهزیستی روانی بالاتری نیز برخوردارند. همچنین در تحقیقی لهسائی زاده و مرادی (۱۳۸۶) نشان دادند افراد دارای حمایت اجتماعی بالا، کشمکش های میان فردی کمتری دارند، در رویارویی با رویدادهای فشارزای زندگی، بیشتر ایستادگی و از بهزیستی و سلامت روانی بهتری نیز برخوردارند(هاشمی نصرت آبادی و همکاران ،۱۳۹۱).