فردی کردن مجازاتها، شخصیت بزهکار، تشدید مجازات

 

……………………………………………۶۷
ج ـ علم به بیگناهی متهم…………………………………………………………………………………………..۶۸
د ـ انگیزه تأمین حوائج مردم……………………………………………………………………………………….۶۹
گفتار دوم ـ در تشدید مجازات……………………………………………………………………………………………..۶۹
الف ـ اخلال در نظم و امنیت عمومی و مقابله با حکومت………………………………………………….۷۰
ب ـ انگیزه فساد در زمین……………………………………………………………………………………………۷۲
ج ـ انگیزه براندازی حکومت………………………………………………………………………………………۷۲
د ـانگیزه خرابکاری در صنایع نفت……………………………………………………………………………..۷۳
گفتار سوم ـ در اعمال تخفیف، تعلیق و آزادی مشروط…………………………………………………………….۷۳
الف ـ در اعمال تخفیف……………………………………………………………………………………………..۷۶
ب ـ در اعمال تعلیق…………………………………………………………………………………………………..۷۷
ج ـ در اعمال آزادی مشروط………………………………………………………………………………………۷۹
نتیجهگیری…………………………………………………………………………………………………………………………………۸۰
پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………………………………….۸۱
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………………………۸۳
مقدمه
مطالعه و بررسی انگیزههای بزه، یکی از وظایف اساسی جرمشناسی است. از آنجایی که جرمشناسی به عنوان دانش جدیدی که سعی دارد با بهرهگیری از علوم مختلف به بررسی وشناخت علل وقوع جرم بپردازد و با بهرهگیری از این شناخت میخواهد برای ارائه راه های اصلاح و تربیت و بازپذیری اجتماعی مجرمین و انجام تدابیر پیشگیرانه اقدام نماید و این پدیده را در دو مرحله متمایز مورد بررسی قرار میدهد. در مرحله اول، از علل و عواملی بحث میکند که موجبات ارتکاب جرم را فراهم ساخته و شخص را به ارتکاب آن برانگیخته است، این عوامل ممکن است فردی یا اجتماعی باشد. در مرحله دوم، بهترین و مؤثرترین راه ها را برای پیشگیری از ارتکاب جرم و اصلاح و تربیت مجرمین مورد بحث بررسی قرار میدهد. برای مبارزه با جرم که جان، مال و امنیت همه افراد جامعه را به خطر میاندازد، شناخت بزهکار و پیبردن به عواملی که بر روی او تأثیر بخشیده است به صورتی گسترده و عمیق لازم میباشد؛ زیرا تا وقتی که از کلیه خصوصیات بزهکار آگاهی لازم به دست نیاید و طریقه و علت واکنش بزهکار مورد بررسی قرار نگیرد، مبارزه با جرم غیر ممکن است و نمیتوان بزهکار را به انسانی سالم، شرافتمند و سازگار تبدیل کرد و از آنجایی که انگیزه و داعی عاملی است که بزهکار را به ارتکاب جرم تحریک و تشویق میکند و به عبارت دیگر، در ارتکاب عمل، انگیزه نقش مؤثری دارد. همین انگیزه است که باعث پیدایش اراده مجرمانه و در نتیجه، ارتکاب جرم میشود. بنابراین جستجوی انگیزههای ارتکاب جرم، عامل مهمی در شناسایی شخصیت بزهکاران است.
اگرچه شناخت انگیزههای بزه و علل و عوامل ارتکاب جرم از وظایف و اهداف جرمشناسی است، اما حقوق جزا نیز بطور کامل نسبت به انگیزههای جرم بیتوجه نیست. خوشبختانه حقوق جزا تحت تأثیر بررسیها و تحقیقات ارزنده جرمشناسی، دستخوش دگرگونیهایی شده و راه پیشرفت و تحول را به سوی خود باز کرده است. به واسطه همین ارتباط متقابلی که میان جرمشناسی و حقوق جزا وجود دارد در قلمرو حقوق جزا نیز به انگیزه و داعی با الهام از اندیشه های اصلاح و درمان و فردی کردن مجازاتها توجه خاصی مبذول میگردد؛ چراکه نیل به این اهداف در گرو شناسایی شخصیت بزهکاران و انگیزههای آنان است.