سازگاری با محیط، عملکرد خانواده، رفتار نوجوانان

 

ری……………………………….۱۱۰
۵-۳-محدودیت ها……………………………….۱۱۰
۵-۵-پیشنهادها……………………………….۱۱۱
منابع فارسی…………………………………۱۱۳
منابع انگلیسی……………………………….۱۱۵
پیوست ها……………………………………
فصل اول
گستره مساله مورد بررسی ۱-۱-مقدمه:
خانواده به عنوان نهادی که زمینه و بستر آموزش و رشد روانی- اجتماعی فرزندان را فراهم می سازد؛ نقش بسزایی در وضعیت روانی فرزندان دارد و از اعضایی تشکیل شده که به گونه ای پویا و مرتبط، به یکدیگر وابسته اند و به همین دلیل نیز رفتارشان به صورت کاملا مجزا از کل نظام خانواده قابل بررسی نیست( لطفی کاشانی و وزیری، ۱۳۸۳).
از طرفی والدین به عنوان قویترین عامل اثرگذار بر الگوهای تعاملی خانواده به شمار می آیند. آنها با ایجاد روابط عاطفی سالم و سازنده، ابراز محبت و پذیرش تعاملات صحیح و شیوه های برخورد مناسب می توانند بهترین و مؤثرترین شیوه اجتماعی شدن و مبنای یک تربیت صحیح را فراهم آورند (طهماسیان، ۱۳۷۵).
عملکرد خانواده به عنوان واحد اجتماعی، نقش انکارناپذیری در برقراری نحوه تعاملات و واکنش های اجتماعی داشته و عملکرد سالم و سازنده ضامن سلامت اجتماعی است. در چنین محیطی کودک به سلامت روان و شخصیت با ثبات دست یافته و کمتر دچار آسیب پذیری می شود. در واقع فرد تحت تاثیر روابط سالم حاکم بر خانه ارتباط پذیری با جامعه را یاد می گیرد.
برعکس هرچه خانواده دارای عملکرد بد و آشفته باشد به همان نسبت سلامت آن جامعه بیشتر تهدید می شود و کودک در آن محیط دچار تزلزل شخصیت و سوءتحریفات می شود. زیرا اختلال در عملکرد خانواده نشانه اختلال در منظومه خانواده است که کودک را به سمت آسیب پذیری سوق می دهد (متچیندا ، ۱۹۹۹). این کودکان که آسیب پذیرند و در معرض عوامل خطرزای گوناگونی قرار دارند و در جامعه دچار مشکلات فراوانی می گردند.
رویکردهای مختلف خانواده روی اثر پویایی خانواده ها، الگوهای تعاملی و عملکرد سازگاری فردی اعضای خانواده تاکید دارند (بیورز ، هامیسون ،۱۹۹۰؛ نقل از سالیوان،کنتسون،۲۰۰۰). همچنین محققین بیان داشته اند که عملکرد ضعیف خانواده، بیان کننده گسترش آسیب های روانی در کودکان و نوجوانان اند (کومبرینگ و گراهام ، ۱۹۹۴؛ جاکوپ ، ۱۹۹۸، پاپرو ،۲۰۰۰؛ نقل از سالیوان و کنتسون،۲۰۰۰).
باید توجه داشت که رابطه نوجوان با محیط یک رابطه یک طرفه نیست که تنها از محیط تاثیر بپذیرد، بلکه او نیز بر حسب شرایط بر محیط خود تاثیر می گذارد. امروزه با طیف وسیعی از اختلالات و ناهنجاری های رفتاری در دوره رشد از جمله اضطراب،افسردگی و کمرویی مواجه هستیم که از معیارهای تعریف شده رفتار بهنجار خارج بوده و قابلیت فرد برای برقراری سازگاری با محیط را به پایین ترین سطح تنزل می دهد.
برخی از این رفتارها مخصوص شرایط دوره های رشدی فرد بوده که پس از گذر از آن دوره، وضعیت فرد دگرگون شده و الگو های رفتاری در قالب هنجارهای تعریف شده، شکل می گیرد. ولیکن در موارد قابل ملاحظه ای نه تنها رفتارهای نابهنجار تداوم پیدا کرده، بلکه با ورود به شرایط جدید از پیچیدگی و شدت بیشتری هم برخوردار می گردد.
خانواده علیرغم تغییرات گسترده ای که پیدا کرده است، همچنان به عنوان عامل درجه اول تاثیر گذار در شکل دهی رفتار نوجوانان نقش ایفا می کند. شرایط نامناسب و پرتنش محیط خانواده، عامل تهدیدکننده بهداشت و سلامت روانی فرزندان است. هیچکدام از نهادهای اجتماعی به اندازه خانواده در این امر موثر نمی باشند.
در بسیاری از متون نظری و عملی روانشناسی، جامعه شناسی و علوم اجتماعی، شرایط نامناسب عاطفی و تنش زای محیط خانواده عامل تهدید کننده ای برای وضعیت بهداشت روانی اعضا آن محسوب می شود. به اعتقاد می یر، منینجر و وایتزمن خانواده مهمترین سهم را در تشکیل شخصیت فرد دارد (احدی و بنی جمالی، ۱۳۷۸).
بهداشت روان بستگی به سلامت عاطفی دارد و خانواده تامین کننده سلامت عاطفی فرد است. در خانواده ای که عشق و علاقه به اندازه کافی مبادله می شود، می توان امیدوار بود که سلامت روانی اعضای آن تا حد زیادی تامین می شود.