آزمون فرضیههای تحقیق، عدم تقارن اطلاعات، محدودیتهای تحقیق

 

حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق ۵۹
۵-۳٫ پیشنهاداتی مبتنی برنتایج تحقیق ۶۰
۵-۴٫ پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ۶۰
۵-۵٫ محدودیتهای تحقیق ۶۱
منابع فارسی ۶۲
منابع لاتین ۶۴
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی با افشای اختیاری در بین حسابداران است. با بهره گرفتن از متغیر امیدواری رضایت از زندگی و عزت نفس به عنوان متغیر مستقل و افشای اختیاری به عنوان متغیر وابسته، فرضیات تحقیق شکل گرفته است. روش تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی بوده و بر حسب روش تحقیق همبستگی پیمایشی است که با بکارگیری ابزار پرسشنامه و روش پیمایشی داده‌های مورد نیاز جمع‌ آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش حسابداران استان یزدمیباشد و از روش نمونه گیری به روش تصادفی ساده استفاده گردیده و تعداد ۱۵۰ نمونه قابل قبول جمع‌ آوری گردید. تجزیهوتحلیل داده‌ها با بهره گرفتن از رگرسیون خطی و ازمون همبستگی انجام شده و نتایج پژوهش نشان میدهد که بین عزت نفس از متغیر ویژگیهای شخصیتی با افشای اختیاری ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد اما بین ویژگیهای امید واری و رضایت از زندگی با افشای اختیاری در نمونه مورد بررسی وجود رابطه معنادار به تایید نرسید.
کلمات کلیدی:رضایت از زندگی، امیدواری، افشای اختیاری وعزت نفس
فصل اوّل
کلیات تحقیق
۱-۱٫ مقدمه
افشا حاوی اطلاعاتی است که برای سرمایهگذار معمولی مفید واقع شود و موجب گمراهی خواننده نگردد و نباید هیچ کدام از اطلاعات مهم مورد توجه و علاقه سرمایهگذار معمولی حذف و یا پنهان شود. با عنایت به این واقعیت که غالباً مدیران در مقایسه با سرمایهگذاران دارای اطلاعات بیشتر و درک بهتری در خصوص عملکرد شرکت هستند، از این رو احتمال میرود این عدم تقارن اطلاعات زمینهای برای ارزشگذاری اشتباه شرکت فراهم سازد. در این راستا مدیران به منظور تصحیح ارزشگذاری اشتباه شرکت علاوه بر افشای حداقل اطلاعات بر اساس استانداردهای موضوعه، به افشای اختیاری اطلاعات از طریق پیشبینی عملکرد آتی، گزارشهای اینترنتی، جراید مالی و… میپردازند(ایزدی نیا و همکاران،۱۳۸۸، ۴۶).
حرفه حسابداری و نهادهای دولتی و قانونی هیچ الزامی از بابت افشای اختیاری ندارند. در مواردی که اطلاعاتی مهم و مورد توجه و علاقه سرمایهگذار باشد اما افشای آن الزامی نباشد، اهمیت افشای اختیاری پررنگ میگردد. در برخی موارد این اطلاعات ممکن است جنبه غیرمالی داشته باشد اما در تصمیمگیری با اهمیت باشد،لذا این پژوهش به بررسی رابطه ویژگیهای شخصیتی حسابداران و افشای اختیاری غیرمالی میپردازد.
۱-۲ بیان مسئله
هدف اولیه گزارشگری مالی یاری نمودن سرمایهگذاران در اتخاذ تصمیمات اقتصادی است. دلیل اصلی نیاز به گزارشگری مالی و افشای اطلاعات، عدم تقارن اطلاعات و تضاد منافع بین مدیران و سرمایه گذاران است. در این رابطه شرکتها افشای اطلاعات را از طریق گزارشات مالی، یادداشتهای پیوست و… انجام میدهند، با این وجود در عصری که انتقال به موقع اطلاعات شرکت به واسطه تحلیلگران مالی، جراید، گزارشهای اینترنتی و… صورت میپذیرد، گزارشهای مالی سنتی به طور فزایندهای به حاشیه رانده شده است و بعضاً به منظور رفع نیازهای قانونی مورد ملاحظه قرار میگیرد (ایزدی نیا و همکاران،۱۳۸۸، ۴۶).
در سالهای اخیر دو گروه نظریهپردازان و عملگرایان در راستای تشخیص نواقص موروثی گزارشگری سنتی گام برداشته و مدلها و چارچوبهایی را برای افشای داوطلبانه اطلاعات ارائه نمودهاند. این چارچوبهای گزارشگری اطلاعات، گزارشگری مالی سنتی را تکمیل نموده و به سرمایهگذاران کمک میکند تا فعالیتهای سودآور را بهتر تشخیص دهند، به هر حال گزارشگری داوطلبانه اطلاعات به عنوان بخشی از گزارشگری اطلاعات به استفادهکنندگان برون سازمانی مورد قبول واقع شده است. به طور کلی قابلیت‌های گزارشگری داوطلبانه اطلاعات تا حدودی منجر به کاهش عدمتقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایهگذاران میشود(نوروزی پور و همکاران، ۱۳۹۰، ۷۵و۷۴).
با افشای اختیاری اطلاعات میتوان تصویر روشنی از عملکرد و وضعیت مالی شرکت و متعاقباً ارزشگذاری صحیح آن ارائه داد. در افشای اختیاری برخلاف افشای اجباری قوانین الزام آور وجود ندارد و حسابدار در صورت تمایل و توان به افشای مطالبی که فکر میکند در تصمیمگیریهای استفادهکنندگان از صورتهای مالی اثر دارد میپردازد.