6- توجه و آگاهی مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی‌علیه و وضعیت خاص زمانی یا مکانی

 

قانون‌گذار در ذیل بند (پ) قانون مجازات اسلامی تصریح نموده است: «هرگاه … مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشند.» بنابراین هرگاه فردی عملی انجام دهد که نسبت به همه افراد بشر از قوی‌ترین تا ضعیف‌ترین نوعاً موجب جنایت گردد. به عبارت دیگر عمل انجام شده نسبت به همه افراد اعم از این که دارای وضعیت خاص (بیماری، ضعف و …) باشند یا نباشند نوعاً موجب جنایت می‌گردد. به عنوان مثال پرت کردن از ارتفاع صد متری به طرف پایین نوعاً کشنده است اعم از این که فرد پرتاب شده سالم باشد یا معلول، بنابراین هر فردی نسبت به این که این اعمال نوعاً کشنده است علم دارد برعکس حالات بند (پ) ماده 290 ق.م.ا. غالباً از دید افراد پنهان است. بنابراین علم مرتکب به نوعاً کشنده بودن عمل یا حتی علم به آن وضعیت و حالت خاص ضروری است و بدون احراز این موارد قتل عمدی محقق نخواهد شد. به عبارت دقیق‌تر شخصی که عمداً مقتول را از داخل هواپیمایی در حال پرواز به بیرون پرت کرده نمی‌تواند مدعی باشد که علم به کشنده بودن عمل خود نداشته است. همین‌طور است شخصی که عمداً تیری را به طرف سر دیگری شلیک کرده است. در حالی که اگر شخصی مشت کوچکی به سینه مقتول بزند و او با توجه به بیماری قلبی که داشته در اثر همین مشت کوچک بمیرد می‌تواند مدعی جهل خود به بیماری قلبی او و در نتیجه جهل به نوعاً کشنده بودن عمل خود را ادعا کند. همین‌طور است در مورد شخصی که با صدای نه چندان مهیب و ترس‌آور خود باعث مرگ فرد دارای بیماری قلبی شده است. (پوربافرانی، 1385، 55 و 56) در واقع عدم توجه و آگاهی مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی‌علیه و شرایط و اوضاع و احوال زمانی و مکانی می‌تواند سالب انتفای عنوان قتل عمدی از مرتکب باشد.

7- جایگاه قصد نتیجه در بندهای (ب و پ) قانون مجازات اسلامی

همان‌گونه که گفته شد جنایت عمدی زمانی رخ می‌دهد که مرتکب قصد فعل «عامداً فی فعله» و قصد سلب حیات «عامداً فی قصده» را توأمان داشته باشد والا اگر مرتکب قصد فعل داشته باشد «فعل غیرکشنده» و لیکن قصد نتیجه نداشته باشد، جرم ارتکابی برابر بند (الف) ماده 291 قانون مجازات اسلامی، جنایت شبه عمد خواهد بود. مع‌الوصف موضوع قابل طرح این است که اگر شخص مرتکب کاری که نوعاً موجب جنایت می‌گردد انجام دهد ولی قصد نتیجه (سلب حیات) نداشته باشد آیا جرم تحقق یافته، مصداق جنایت عمدی است یا خیر؟

در این خصوص باید گفت که در عمل نوعاً کشنده، قصد سلب حیات یا قصد نتیجه مستتر است و قانون‌گذار بر همین اساس جرم را قتل عمد می‌داند. لیکن هرگاه عمل ارتکابی نوعاً موجب جنایت شود اساساً نیاز به وجود قصد نتیجه «یعنی قصد سلب حیات» نیست.

گفتار چهارم- تحلیل بند (ت) ماده 290 قانون مجازات اسلامی

مقنن با تصریح به اصطلاح «قصد ایراد جنایت» در بند (ت) ماده 290 قانون مجازات اسلامی به ضرورت وجود سوءنیت خاص یا قصد نتیجه اشاره کرده است به این ترتیب که: «هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن، را داشته باشد، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد، و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن، واقع شود، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب‌گذاری کند.» بنابراین لازمه استناد به بند (ت)، اثبات قصد قتل از سوی مرتکب است خواه رفتار ارتکابی نوعاً کشنده باشد یا نباشد چرا که تأثیری در عمدی بودن جنایت نخواهد داشت هرچند اعمال و افعال مشمول این بند نوعاً و غالباً نه تنها برای نوع انسانها بلکه برای گروهی از انسانها نوعاً موجب جنایت می‌گردد. بنابراین در خصوص این بند از ماده 290 ق.م.ا. ذکر موارد زیر ضروری است.

1- ضرورت قصد ایراد جنایت از سوی مرتکب

مواردی که مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر دیگری را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود واقع شود، به عنوان مثال منفجر کردن هواپیما و کشتن مسافران آن قتل عمدی محسوب می‌شود هرچند که مرتکب ادعا یا حتی اثبات کند که قصد اولیه وی از منفجر کردن هواپیما از بین بردن محموله و اخذ خسارت از شرکت بیمه بوده و هیچ تمایلی به مردن مسافران نداشته باشد. (میرمحمدصادقی، 1386، 97)

2- اهمیت نوع رفتار

لازمه استناد به بند (ت) ماده 290 ق.م.ا. این است که علاوه بر قصد نتیجه که غالباً در افعال و اعمالی مانند انفجار بمب در اماکن عمومی مستتر است. به بیان دیگر، اساساً بحث پیرامون آن هیچ جایگاهی در این گونه اعمال نداشته و ندارد. بنابراین آنچه در این مقرره قانونی واجد اهمیت است این است که نوع رفتار ارتکابی می‌بایست از جنس و سنخ بمب‌گذاری باشد. والا رفتار مرتکب مشمول دیگر بندهای ماده مذکور خواهد بود.

3- عدم ضرورت واحد یا کثیر بودن هدف

وجود هدف منصرف از عدد آن است، لذا هدف ممکن است فرد واحد یا افراد متعدد باشد. (آقایی‌نیا، 1386، 71) بنابراین کثرت یا وحدت هدف از ارکان ثبوتی جنایت عمدی نیست و تأثیری در نوع جرم ارتکابی ندارد.

4- عدم ضرورت معین بودن فرد یا جمع معینی

هرگاه مرتکب شخص یا اشخاصی از یک جمع معین یا غیرمعین را هدف قرار دهد ولی فردی را از جمع دیگری به قتل برساند، علی‌القاعده نمی‌توان جنایت ارتکابی را عمدی محسوب کرد مگر اینکه نحوه تجمع آنها به گونه‌ای باشد که عرفاً امکان جداسازی آنها مقدور نباشد. به عنوان مثال تجمع گروهای انسانی به هنگام مراسم ازدواج یا جشن‌های ایام خاص یا امثال آن. بنابراین هرگاه مرتکب به طور کلی قصد ایراد جنایت داشته باشد بدون آنکه فرد، گروه یا جمع معینی را مد نظر داشته باشد (مانند آنکه مرتکب، در اماکن عمومی بمب‌گذاری کند) جنایت ارتکابی عمدی محسوب شده و مشمول بند (ت) ماده 290 قانون مجازات اسلامی می‌باشد.

النهایه با توجه به مطالب تحریر شده در این فصل و فصل اول باید گفت؛ جنایت قتل عمدی گذشته از عنصر روانی از عنصر مادی تشکیل شده است و عنصر مادی دارای اجزای از قبیل: رفتار مرتکب، شرایط و اوضاع و احوال، نتیجه مجرمانه و رابطه علیت می‌باشد. رفتار مجرمانه برای تحقق هر جرمی ضروری است که تشکیل شده از فعل و ترک فعل و هر یک از آن‌ها به فعل مادی و غیرمادی قابل تقسیم می‌باشد و هر رفتاری یا به صورت کردار یا گفتار نمود خارجی می‌یابد. علاوه بر رفتار مجرمانه، قانون‌گذار به طور صریح یا ضمنی شرایطی را برای تحقق قتل عمدی لازم می‌داند چنانچه شرایطی همچون وضعیت مجنی‌علیه، موقعیت زمانی و مکانی، علم و آگاهی به کار نوعاً کشنده (علم به موضع اصابت و رفتار ارتکابی) لازم می‌باشد. از طرفی در برخی جرائم نیز، قانون‌گذاران پدید آمدن نتیجه خاصی را لازم می‌دانند. فلذا با توجه به این که جنایت عمدی از جمله جرائم مقید به نتیجه می‌باشد. بنابراین علم به زنده بودن مجنی‌علیه و حصول مرگ وی از شرط تحقق قتل عمدی می‌باشد. از طرفی دیگر نه تنها باید بین رفتار مجرمانه و نتیجه حاصله رابطه علیت وجود داشته باشد بلکه احراز و اثبات رابطه علیت بین عنصر روانی و مادی نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. گذشته از این جنایت قتل عمدی دارای ضوابط عمومی و اختصاصی می‌باشد که آنها را در چهارچوب مشخص و معین بررسی و تبیین نمودیم.

 

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *