فایل پایان نامه بزهکاری نوجوانان

برای جلوگیری از مهاجرین آنها یا فرزاندانشان به شهرها.
6- آموزش همگانی افراد از طریق مراکز آموزشی، صدا و سیما و غیره برای حرمت نهادن به محیطهایی که در آن بزرگ شدهاند و تشویق آنها برای ماندن در آن محیطها.
7- شناسایی شهرکهای مهاجر نشین و بهبود امکانات آنها و تغییر نگرش اعضا آن برای سازگاری بیشتر با افراد محیط مقصد و درک و جذب فرهنگ آن محیطها.
8- آموزش ارتباطات انسانی به اعضا جامعه برای بهبود تعاملات خود.
9- کنترل انتظامی بیشتر در محیطهایی که امکان بزهکاری در آن محیطها ، فراوانی بیشتری دارد.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

10- تأکید بر کنترلهای خانوادگی بیشتر بر روی نوجوانان و جوانان به منظور جلوگیری از بزهکاری در سطح جامعه.
گفتار چهارم:رسانههای گروهی
روی آوردن نوجوانان به استفاده بیش از حد رسانههای صوتی و تصویری، امری است که بر هیچ کس پوشیده نیست. این در حالی است که محصولات رایانهای ، فیلمها و مجموعههای پخش شده از رادیو
و تلویزیون (بویژه تلویزیون) مملوء از صحنههای خشن توأم با بدآموزی هستند و بطور غیر مستقیم
میتوانند مروج بزه در بین نوجوانان باشند. شاهد این مدعا، سرقتها، گروگانگیریها وحتی قتلهایی است
که در چند سال اخیر در کشور رخ دادهاند ومرتکبان آنها به تقلید از سریالها و فیلمها ، دست به این کار زدهاند.در عصر حاضر، شاهد پیشرفت روزافزون وسایل صوتی و تصویری و سرگرمیهای
رایانهای هستیم که مصادیق بارز آن را رادیو ،تلویزیون، اینترنت ، ماهواره و … تشکیل میدهند. این درحالی است که این وسایل از تمام پتانسیلهای موجود خود مانند رنگ، صوت، موسیقی و …. کمک میگیرند
تا برجنبه نمایشی خود بیفزایند و در مرحله اول، افراد را به استفاده هرچه بیشتر از این محصولات راغب کنند و سپس تأثیرات نامحسوس خود را بر فرد تحمیل کنند. علاقه شدید گروههای سنی مختلف بویژه کودکان
و نوجوانان به استفاده از این گونه محصولات ، به قدری است که هم در سطح خانوادهها، تنشهای گوناگونی را موجب شده و هم در سطح جامعه، معضلاتی را در پی داشته است. این درحالی است که گروهی
از دانشمندان معتقدند که بسیاری از فیلمها، چه تلویزیونی و چه سینمایی، آشکارا موجب تحریک و تشویق افراد به بزهکاری میشوند، مرزبندی ملی واعتقادی را میشکنند و برای همه مخاطبان ،محصولاتی یک شکل و یکسان فراهم میآورند که به یکسان شدن سلایق افراد و حتی کم رنگ شدن ارزشهای جامعه میانجامد. ارزشها و هنجارهای اجتماعی، از مهمترین عوامل خودجوش در جهت کنترل افراد و کاهش بزه در جامعه هستند. اما نمایش روزمره صحنههای بدآموز و نابهنجار مانند قتل و دزدی و خشونت و … در فیلم ها، افراد
را در این صحنه ها آشنا می کند و با تکرار چنین صحنههایی،ازقبح و بار منفی آن در ذهن مخاطبان میکاهد چنان که دیگر مانند گذشته، از شنیدن خبر رخدادهای فاجعه آمیز در سطح جامعه متأثر نمیشوند و رفته رفته حساسیت جامعه نسبت به این گونه موضوعات کم رنگ میشود.
هم اکنون تهیه و تولید محصولات صوتی و تصویری و سرگرمی، به صورت حرفه و تجارت درآمده است، به نحوی که هر تولید کننده تلاش دارد در این زمینه از رقیبان خود پیش بیفتد و برای توفیق در این عرصه به ناچار به تولید محصولاتی روی میآورد که با چاشنی احساس، هیجان ، اغراق وتخیل و …. همراه است. نوجوانان سرشار از احساس و هیجان هستند و به هیمن دلیل طعمههای مناسبی برای مقاصد سوء
تهیهکنندگان این محصولات به شمار میروند. مطالعات شرام، لایل و پارکر نشان میدهد تلویزیون به خودی خود، نه خوب است و نه بد. مهم ، رأی ببیندگان، ویژگیهای شخصیتی و محیط آنان است .به طور کلی ، تلویزیون، پیش از آنکه فعالیت به شمار آید، به بیدار کردن تمایلات میانجامد. پژوهشها نشان میدهد که بین استفاده بیش از 5 ساعت از برنامههای تلویزیونی، با امکان بروز بزهکاری در نوجوانان رابطه وجود دارد. به نظر میرسد دلیل افزایش احتمالی بروز بزهکاری در نوجوانان بزهکار این است که این دسته ،از وقت آزاد بیشتری ،نسبت به نوجوانان غیر بزهکار برخوردارند. بنابراین از نظر کارشناسان مسائل آموزشی، پس از خانواده،مدرسه، و دانشگاه ، تلویزیون رکن چهارم تربیتی محسوب میشود و به همین دلیل باید در ساختار
و محتوای برنامههای آن، بیش از پیش دقت شود. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از اینترنت، امکان بروز بزهکاری را افزایش نمیدهد. یکی از دلایل مهمی که بر اساس آن استفاده از اینترنت نمیتواند در بروز بزهکاری نوجوانان مؤثر باشد ،این است که نوجوانان بزهکار، که بیشتر در جایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین قرار دارند، دسترسی چندانی به فناوریهای نوین ارتباطی از جمله اینترنت ندارند. استفاده زیاد از نوارها
و لوحهای فشرده ویدیویی ممکن است یکی از عوامل مؤثر در بزهکاری نوجوانان باشد. یکی از دلایل اصلی تاثیر فیلم ها و لوح های فشره ویدیویی در بزهکاری نوجوانان دسترسی آسان آنان به این فیلمها از راههای قانون وغیرقانون است.ضمن آنکه استفاده از این وسایل صوتی تصویری ، نیاز به امکانات زیادی ندارد و در حال حاضر، کمتر خانوادهای را میتوان یافت که از چنین امکاناتی حتی در حد محدود برخوردار نباشد.بنابراین با توجه به نقش مؤثر این وسیله ارتباطی(فیلمها و لوحهای فشرده ویدیوی) «بزهکاری نوجوانان توصیه میشود مسئولان قوه قضائیه و دست اندرکاران سایر سازمانها، از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و…. برای تولید و تکثیر برخی از فیلمها ، محدودیتهایی قائل شوند و دلایل این محدودیتها
و ممنوعیتها را برای روشن ساختن اذهان عمومی(افکار عمومی) جامعه، تشریح و تعیین کنند. علاقه شدید گروههای سنی مختلف بویژه کودکان و نوجوانان به استفاده از وسایل صوتی تصویری، گاه به حدی است که حتی باعث ایجاد تنشهایی در سطح خانواده میشود و جامعه را با مشکلات متعدد رو به رو میکند. همچنین پیشنهاد میشود با توجه به ویژگیهای مخاطبان و میزان تأثیرپذیری آنان از فیلمهایی که محتوای خانوادگی بیشتری دارند و مطابق با ارزشها و هنجارهای جامعه هستند، تولید آنها در رسانههای صوتی و تصویری افزایش
یابد.نوجوانان بزهکار بیشتر به فیلمها و سریالهای پلیسی علاقه دارند در حالی که نوجوانان غیر بزهکار ، بیشتر به مسابقات ورزشی علاقه نشان میدهند.به هر حال میتوان نتیجهگرفت که علاقه به نوع برنامهها (فیلمها و سریالهای پلیسی) ممکن است یکی از عوامل بروز بزهکاری در میان نوجوانان باشد. توصیه میشود فیلمها و سریالهای پلیسی زمانی از تلویزیون پخش شوند که والدین نوجوانان در خانوادهها همراه آنان هستند و میتوانند توضیحات لازم را در مورد واقعی بودن یا نبودن صحنههای خشونت آمیز به نوجوانان بدهند. هم چنین باید از سوی دست اندرکاران و سازندگان فیلمها و سریالهای پلیسی، برنامهریزی صحیحی برای نمایش برنامههای خشونت آمیز از رسانههای صوتی – تصویری صورت پذیرد و علاوه بر این سعی میشود تا حد ممکن از فیلمها و سریالهای پلیسی یا خشونت آمیز استفاده نشود و دست کم نظارت
و کنترل بیشتری بر آنها اعمال شود، به نحوی که اگر جنبه آموزشی ندارند، اموزش دهنده شیوههای ارتکاب جرم نیز نباشند.
مبحث دوم: عوامل خانوادگی موثر در بزهکاری
گفتار اول: اختلافات خانوادگی

کودک، موجودی انعطاف پذیر است و مانند موم به هر شکلی که بخواهیم قابل پرورش است. بنابراین محیط رشد شخصیت او دارای بیشترین تاثیر در شکل گیری شخصیت اولیه و تعیین الگوهای رفتار
او می باشد. آنچه مهم است آرامش در روابط سالم بین اعضای خانواده است که تاثیر بسزایی بر رشد سالم روان کودک دارد. روابط غیر اصولی و زشت و نامتعارف والدین در محیط خانواده، خصوصاً در حضور کودکان ، قطعاً تاثیرات منفی فراوانی بر آنها خواهد داشت زیرا پس از تولد، محیط خانواده، مهم ترین عامل موثر در تکوین و تحول شخصیت کودک است. اگر محیط خانواده سالم و مناسب باشد، در کودک ، اعتماد
به نفس، مهر و محبت، استقلال، قدرت، پذیرش مسئولیت، همانند سازی، انطباق و بالاخره شخصیت سالم بوجود می آید و بر عکس در خانواده ناسالم، رشد طبیعی کودک، کند و ناکافی صورت می گیرد و او را آماده رفتار نابهنجار و بزهکارانه می سازد. آنچه برداشت می شود این است که هر گونه عدم تعادل در رفتار و گفتار والدین، تاثیرات سوئی بر روان کودک و روند رشد طبیعی شخصیت فرد خواهد داشت. گاه پدر و مادر علی رغم اختلاف نظر شدید و نداشتن تفاهم به زندگی مشترک ادامه می دهند. کودکانی که شاهد اختلاف و نزاع دائم پدر و مادر هستند، در زندگی شخصی خود، افرادی ناسازگار و دارای مشکلات رفتاری و اختلال عاطفی خواهند بود.
مطالعات نشان می دهد میان پیوند ضعیف و نامناسب کودکان با پدر و مادر و فرار کودکان از خانه،
و به دنبال آن، وارد شدن به گروه کودکان خیابانی که برای ادامه زندگی دست به سرقت می زنند، ارتباط هست.
به نظر می رسد که میان آن دسته از کودکانی که صرفاً شاهد خشونت درون خانواده هستند با کودکانی
که قربانی این نوع خشونت هستند، تفاوت چندانی نباشد. مطالعات نشان می دهد تجربه رفتارهای متعارض پدر و مادر، نبودن عملکردهای مناسب و مشاهده پرخاشگری آنان از سوی کودکان، می تواند احتمال روی آوردن کودکان به خشونت و همسر آزاری را در بزرگسالی ، افزایش دهد.
همچنین پژوهش ها نشان می دهند که کودکان شرور، معمولاً در خانواده هایی رشد می یابند که دارای مهارت های اندکی در حل مشکل و تادیب تنقاض آمیز هستند. یکی از معیارهای سنجش کیفیت خانواده، توانایی تادیب و نظارت درست و مستمر است خانواده هایی که بیش از اندازه به فرزندان خود سخت
می گیرند و یا بالعکس والدینی که هیچ گونه نظارتی بر فرزندان خود ندارند، بیشتر احتمال دارد در تخلفات درگیر شوند.
در حقیقت ، نظارت تناقض آمیز شدیداً سختگیرانه و هم چنین نظارت سهل انگارانه، از جمله مهم ترین عوامل پیش بینی کننده ی رفتار بزهکارانه به شمار می روند. تحقیقات نشان می دهد که خانواده های نسبتاً مرفه، کودکان کمتر دارند، در حالی که خانواده های فقیر و کم سواد یا بی سواد، معمولاً فرزندان بیشتری دارند. کودکانی در معرض خطر قرار دارند که هم فقیر و هم بزهکار باشند.
بند اول: مشاجرات لفظی والدین
برخورد والدین شاید، شایع ترین پیش درآمد ناسازگاری عاطفی در کودکان باشد که هر کدام از این برخوردهای نامعقول، در ایجاد ارتباطات بی دغدغه و شاد بین کودک و والدین ممکن است ایجاد خلل نماید و تحت چنین روابطی ، یادگیری و کنش های رشد مختل شده و سازگاری عاطفی را برای کودک دشوار
می سازد. لذا اگر طفل با والدین خود زندگی کند و این زندگی توام با خوشی و آسایش و سلامت باشد، کودک مواجه با رنج و مرارت و مشقت نمی گردد و در آینده از ارتکاب جرایم و انحرافات دور خواهد بود. بدون شک ، گرم و صمیمانه بودن محیط خانوادگی و مهربانی زوجین نسبت به یکدیگر در جلوگیری از وقوع جرم به وسیله آنان و فرزندانشان تاثیر بسزایی دارد.بالعکس، اگر کودک در خانواده متشنج که در آن روابط نامطلوب بین اعضا حاکم است زندگی میکند براثر احساس اضطراب و ناامنی، دچار عصیان و پرخاشگری
و نادیده گرفتن قوانین و مقرارت اجتماعی میشود وتعامل اجتماعی او با اطرافیان مختل شده و در زندگی
از ایفای نقش اجتماعی مناسب در جامعه باز میماند.گاهی اوقات خانوادههایی که در آن پدر و مادر با هم نزاع دارند، نسبت به خانوادههای گسسته اثر مخربتری، بر روان کودکان بر جای میگذراند.بدین معنی که اگروالدین با هم متجانس و موافق نباشند و همیشه در حال نزاع و مشاجره باشند، کودک احساس حقارت
و ناامنی شدیدی خواهد کرد و بحث وجدل دائمی والدین، ایجاد اضطراب آزار دهنده در کودک، خواهد نمود.(به علاوه احتمال این خطر که اضطراب کودک به همه جوانب تعمیم یابد و به ویژه به شکل ترس

از آینده ظهور کند وجود دارد.) لذا این ترسها در ناخود آگاه کودک مدفون شده و در طول دوران زندگی مدام، وی را عذاب خواهد داد و مسلماً باعث بروز نابهنجاریها در فرد گردیده و البته میتوان به آسانی درک کرد که یک محیط عصبی و پرفشار خاوادگی جلوی رشد احساسات کودکانه و استعدادهای سازندهای
را که ممکن است کودک

                                                    .
این نوشته در متفرقه ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *