اثربخشی سازمانی، مهارتهای ادراکی، اثربخشی سازمانی

 

هداشت روانی.» (میرکمالی، ۱۳۷۹، ص ۵۱).
تعریف عملی: در این پژوهش میزان نمره ایست که آزمودنی از سولات ۱۶ الی ۲۵ پرسشنامه مهارت های مدیران کسب می کند که حداقل نمره ۳۵ و حداکثر نمره ۱۴۰ می باشد.
از میان مدیران دبیرستانها مدیری دارای مهارت انسانی است که امتیاز لازم را از پرسشنامه کسب نماید.
۱-۶-۴- مهارت ادراکی
تعریف نظری: «منظور از مهارت مبتنی بر درک کلی در اینجا قدرت تلقی مؤسسه بصورت یک واحد کلی است. یعنی اینکه مدیر تشخیص دهد چگونه هر یک از وظایف مختلف سازمان به دیگری وابسته است و تغییر در هر یک از قسمتها، الزاماً قسمتهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.» (کاتز، ترجمه توتونچیان، ۱۳۷۰، ص ۹۹) «برای اینکه مدیران مدارس به مهارتهای ادراکی مجهز شوند لازم است در دو زمینه فکری کار کنند، تفکر سیستمی داشته باشند و به ذهنیت فلسفی مجهز شوند. باید ویژگیهای ذهن فلسفی را بدانند و کم کم خود به آن ویژگیها مجهز شوند، بطور کلی فردی با ذهن فلسفی، خصوصیاتی را نشان می‌دهد که در سه بعد مرتبط، جامعیت، تعمق و قابلیت انعطاف گروه‌بندی می‌شود.» (سلطانی، ۱۳۷۵، ص ۳۳-۳۲).
از میان مدیران دبیرستانها مدیری دارای مهارت ادراکی است که بتواند امتیاز لازم را از
پرسشنامه کسب کند.
تعریف عملی: در این پژوهش میزان نمره ایست که آزمودنی از سولات ۲۶ الی ۳۵ پرسشنامه مهارت های مدیران کسب می کند که حداقل نمره ۳۵ و حداکثر نمره ۱۴۰ می باشد.
۱-۶-۵- اثربخشی
تعریف نظری: اثربخشی سازمانی الزاماً به معنی سازمان خوب نیست چون که این مفهوم، نسبی است و ارزیابی سازمانها از این نظر بستگی به نوع نگاه و معیار سنجش دارد. (اسکات، ترجمه بهرنگی، ۱۳۸۰، ص ۴۴۵) «اثربخشی در فرهنگ لغت یعنی اندازه اثر، اثربخشی به معنای توانایی در محصول، نفوذ، شایسته، قوی و… نیز معنی شده است، اما آنچه که دانشمندان علوم رفتاری در جستجوی آن هستند بسیار عمیق‌تر و گسترده‌تر است.» (شیرازی، ۱۳۷۳، ص ۲۸۸) «اثربخشی به صورت سنتی بر حسب درجه کسب هدف تعریف شده است.» (هوی و میسکل، ترجمه سید عباس‌زاده، ۱۳۷۶، ص ۲۵۵).
بنابراین «سازمانی اثربخش است که اهداف صحیحی وضع کرده باشد یا توانایی خود را در نیل به اهداف نشان داده باشد.» (نیکنامی، ۱۳۷۵، ص ۱۵). در عین حال «اولویت بندی صحیح اهداف و اطمینان به این که عملکردها نهایتاً اهداف سازمان را تحقق می‌دهند فرایند پیچیده‌تری است، شاید این به تعریف اثربخشی نزدیکتر باشد یک راه‌حل در جهت رفع دشواری در تعریف اثربخشی سازمان این است که اثربخشی را با بهره گرفتن از مفاهیم سیستمی تعریف کنیم.» (شیرازی، ۱۳۷۳، ص ۲۷۹) در این رابطه «پارسونز معتقد است که هر سیستم اجتماعی (به مانند مدرسه) باید چهار مشکل اساسی زیر را حل نماید. سازگاری، نیل به هدف، انسجام، پوشش. (شیرازی، ۱۳۷۳، ص ۲۸۳). هوی و میسکل در اهمیت استفاده از روش پارسونز برای مطالعه اثربخشی مدارس گفته‌اند: «نتیجه آن عبارت از یک صورت‌بندی تئوریکی جامعتر برای هدایت تلاشهای تحقیقاتی آتی است.» (هوی و میسکل، ترجمه سید عباس‌زاده، ۱۳۷۶، ص ۲۶۶).
تعریف عملی: در این پژوهش میزان نمره ایست که آزمودنی از پرسشنامه اثر بخشی کسب می کند که حداقل نمره ۳۵ و حداکثر نمره می باشد.
از میان دبیرستانها دبیرستانی اثربخش است که امتیاز لازم را از پرسشنامه اثربخشی دبیرستان کسب نماید.
۲-۱ مقدمه
دنیای امروز، دنیای مدیریت است، با در نظر داشتن اینکه همه امور جامعه بوسیله سازمانها انجام می‌شود مدیران بعنوان اصلی‌ترین عامل در گردش کار آنها یکی از مهمترین کوششهای انسانی را بعهده دارند، همه مدیران در تمامی رده‌های سازمانی وظیفه پویایی محیط را بر عهده دارند تا کارکنان با همکاری گروهی در جهت تحقق اهداف تعیین شده، مأموریتهای محوله را به اجزا در آورند(کونتز و دیگران، ترجمه طوسی و دیگران، ۱۳۷۷، ص ۱). از جمله نقشها و وظایفی که مدیران بر عهده دارند، رهبری است. رهبری یا بواقع هدایت در آموزش و پرورش را یک پدیده موقعیتی می‌دانند که بر حسب آنچه گروه کارکنان درک می‌کنند تعیین می‌شود و در ارتباط با هنجارهای گروه قرار می‌گیرد(اسکات، ترجمه بهرنگی، ۱۳۸۰، ص۶۷).توانایی مدیر در هدایت درست کارکنان او را به پیشرفت و توسعه سازمان که در دنیای متغیر امروز از بیشترین اهمیت برخوردار است می‌رساند و توجه به همین اهمیت است که مدیریت را در اولویت قرار داده است(بهرنگی، ۱۳۷۴، ص ۱۱).
اصولاً مدیران باید برای ایفای وظایف خود، بهسازی سازمان و تحقق اهداف به توانمندیهایی مجهز باشند که این توانمندیها در متون مدیریتی تحت عنوان مهارتهای سه گانه فنی، انسانی و ادراکی مورد توجه صاحبنظران قرار گرفته است.
در یکی از پژوهشها محققانی که مؤسسات مالی و صنعتی را در یک کشور غربی مطالعه می‌نمودند به این نتیجه رسیدند که «مهمترین دلیل بیکاری افراد و شکست مؤسسات کمبود مهارت مدیران است»(وتن و دامرون، ترجمه شکرالهی، ۱۳۷۴، ص ۲۲).
موفقیت و شکست، رشد و توسعه و بقاء سازمانها بستگی به کیفیت عمل مدیران آنها دارد. چون ایجاد روحیه تشریک مساعی، حفظ کارکنان و پویایی آنها که متضمن تحقق اهداف و اثربخشی سازمان است از وظایف مدیران می‌باشد.